موسیقی

موسیقی الهی صدای خدا،خالق جهان آفرین است
پیوندهای روزانه صفحه نخست
مدیر وبلاگ
مژده زوار
درباره وبلاگ

موسیقی یعنی اندیشه، یعنی هستی را باید کردن، یعنی صدای باران را آهنگ زندگی کردن، موسیقی یعنی در خدا گم شدن ودر او پیدا شدن، موسیقی یعنی عرفان یعنی تولد، یعنی با گنجشگ های بی بال پرواز کردن و موسیقی یعنی بی نیازی.

نویسندگان
مژده زوار (42)
پیوند ها
تصویر روز 
music 
hi by 
پیج رنک 
آمار
بازدید کل: 15171
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 8
بازدید یک ماه اخیر: 324
بازدید ماه قبل: 445
آخرین بروزرسانی: 1389/11/6
تعداد پست ها: 42
تعداد پیوندهای روزانه: 0
تعداد نظرات: 2
مطالب اخیر
:: کلیت موسیقی اصیل
:: گیتارExplorer
:: گیتارFlying V
:: گیتارGibson Les Paul
:: گیتارTelecaster
:: گیتارSolid Body Guitar
:: گیتارStratocaster
:: گیتارGuitar Hollow Body
:: تأثیر مثبت موسیقی بر روح و روان کودکان و سالمندان
:: دسته بندی سازهای موسیقی
پربازدیدترین مطالب
:: فرق سبک های موسیقی (977)
:: ساختمان سنتور (761)
:: انواع گیتار برقی (610)
:: اصطلاحات موسیقی (578)
:: تنظیم اهنگ (503)
:: گیتارGibson Les Paul (428)
:: روانشناسی موسیقی ترنس (376)
:: دائرة المعارف جامع گيتار (369)
:: گیتارStratocaster (350)
:: لیست اصطلاحات موسیقی (340)
بایگانی
هفته اول بهمن 1389 (42)
کلیت موسیقی اصیل

1389/11/6 ساعت 2:16
اصطلاحا آن‌چه که به نام موسیقی سنتی در زبان امروز ما و اهل موسیقی رایج است، مجموعه‌ای‌ست از گوشه‌ها و دستگاه‌ها، نغمه‌ها و آوازهایی که زنده‌یاد میرزاعبدالله جمع‌آوری کرده و آن، چیزهایی‌ست که در تهران نواخته می‌شده. والا موسیقی ایران بزرگ، مجموعه‌ای‌ست از آن‌چه که ما امروز موسیقی سنتی یا ردیف می‌نامیم، به اضافه‌ی موسیقی‌های محلی و مقامی همه‌ی شهرها و روستاهای ایران بزرگ.
ایرانی که در عرصه‌ی نقشه‌ی فرهنگی، مدنظر است یعنی سرزمینی که همه‌ی پارسی‌گویان در آن‌جا‌ها زندگی می‌کنند و دارای موسیقی و فرهنگ مشترکی هستند. به هر حال بخشی از این موسیقی در تهران رایج بوده که مرحوم میرزاعبدالله آن‌ها را جمع‌آوری کرده‌اند
.
آوازهای ایرانی از سه قسمت تشکیل شده‌اند: یکی دستگاه، دیگری نغمه و آن یکی گوشه. اگر موسیقی ایران را مملکتی تصور کنیم، دستگاه را استان، نغمه را شهر و گوشه را به خانه می‌توان تعبیر نمود. آوازهای بزرگ را دستگاه می‌نامند و معمولا موسیقی ایران را شامل هفت دستگاه و پنج آواز می‌دانند. دستگاه‌ها از این قرار: ماهور، همایون، سه‌گاه، چهارگاه، شور، نوا، راست‌پنجگاه. (این طبقه‌بندی چهل پنجاه سالی‌ست که متداول گردیده و امروز هم متداول است.) و پنج آواز: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی که از متعلقات دستگاه شور هستند و آواز اصفهان که بعضی آن‌را جزء شور و برخی از متعلقات همایون دانسته‌اند
.
باید گفت که هر کدام این دستگاه‌ها دارای لحن و شخصیتی خاص است و تسلط برآن‌ها و درک هر کدام، از راه سماع سهل‌ترست.


نوشته شده توسط مژده زوار (283 بازدید) (2 نظر)



گیتارExplorer

1389/11/6 ساعت 2:15



نوشته شده توسط مژده زوار (314 بازدید) (0 نظر)



گیتارFlying V

1389/11/6 ساعت 2:12

 



نوشته شده توسط مژده زوار (298 بازدید) (0 نظر)



گیتارGibson Les Paul

1389/11/6 ساعت 2:2

 



نوشته شده توسط مژده زوار (428 بازدید) (0 نظر)



گیتارTelecaster

1389/11/6 ساعت 1:55



نوشته شده توسط مژده زوار (301 بازدید) (0 نظر)



گیتارSolid Body Guitar

1389/11/6 ساعت 1:49

 

 

 

 



نوشته شده توسط مژده زوار (287 بازدید) (0 نظر)



گیتارStratocaster

1389/11/6 ساعت 1:40



نوشته شده توسط مژده زوار (350 بازدید) (0 نظر)



گیتارGuitar Hollow Body

1389/11/6 ساعت 1:24
 
 
 
 
 
 
 
 
 


نوشته شده توسط مژده زوار (310 بازدید) (0 نظر)



تأثیر مثبت موسیقی بر روح و روان کودکان و سالمندان

1389/11/6 ساعت 0:28

موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد.

محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود.

لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای 65 سال‌ هم، 4 یا 5 ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.»

موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند.

موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد.

جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان…

 



نوشته شده توسط مژده زوار (231 بازدید) (0 نظر)



دسته بندی سازهای موسیقی

1389/11/5 ساعت 20:38
سازهای موسیقی به گروههای مختلف تقسیم میشوند و هر یک به شیوه خاص صوتی و موسیقایی تولید می کند ، یعنی جسم مرتعش در هر گروه و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد .

1- سازهای زهی ( Cordophones ) هستند که به وسیله چکش زدن روی سیمها ( مانند پیانو و سنتور ) یا بر اثر مالش آرشه روی سیمها ( مانند انواع ویولون ها = سازهای زهی - آرشه ای ) یا با زخمه زدن به سیمها ( مانند تار ، عود ، قانون و گیتار و غیره = سازهای زهی زخمه ای ) به صدا در می آیند . هر اندازه سیم درازتر باشد ، صوت حاصل بم تر است .

2- سازهای بادی ( Aerophones ) هستند که به سه دسته بی زبانه ( مانند ترومپت ها و سازهای مسی ) تک زبانه ( مانند کلارینت ) و دوزبانه ( مانند اوبوا ، کرآنگله و فاگوت و ... ) تقسیم میشوند . هوای بیرون بر اثر بر هم خوردن لب ها و لرزش آنها ( در سازهای بی زبانه ) یا با به صدا در آوردن یک یا دو زبانه ، هوای داخلی لوله را به ارتعاش در می آورد و تولید صدا میکند .

3- سازهای کوبه ای ( Membraphones ) هستند که تولید صوت در آنها به یاری ضربه های چکش وار یا تلنگر انگشت روی پوسته ای صورت می گیرد که بر روی کاسه ای ته بسته یا ته باز کشیده شده است . ( مانند تیمپانی ، تمبک ، درامز و ..) . گاه ضربه چکش روی قرصی مسی یا نوارهای چوبی یا فلزی ( مانند سنج ، کسیلوفون و ... ) تولید صدا می کند . گونه ای دیگر از گروه یاد شده با به هم کوبیدن دو قطعه سازی کما بیش هم شکل ، صوتی زنگ دار و یا خشک ایجاد میکند ( مانند سنج دوتایی یا همان Hi - Hat )


نوشته شده توسط مژده زوار (292 بازدید) (0 نظر)



انواع گیتار

1389/11/5 ساعت 19:23

انواع گیتار




Classic guitar
شناخته (Nylon string acoustic guitar) یا (Classic guitar) گیتار کلاسیک که با اسامی
شده است که از معروفترین و مرسوم ترین نوع گیتار در ایران است

ساختار گیتار کلاسیک از سه سیم نایلونی و سه سیم ابریشمی که با سیم پیچ فلزی پیچیده شده است تشکیل گردیده است. به همین دلیل طنین صدای آن نسبت به انواع دیگر نرم تر و لطیف تر بوده و به خاطر نوع سیمهای آن نوازندگی با آن و انگشت گذاری روی فرتها، نسبتاً راحت تر است. هر چند دسته (neck) گیتار کلاسیک از انواع دیگر پهن تر است و تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی دسته آن نیاز به تمرین بیشتری دارد. دسته این ساز معمولاً (نه همیشه) دارای 12 فرت تا بدنه و 18 فرت تا سوراخ صدا است 3/4



Cutaway guitar
طنین صدای این ساز (بسته به جنس بدنه و سیم ها) مناسب برای موسیقی کلاسیک، فلامنکو و بعضاً موسیقی پاپ است. بنابر این اگر علاقمند به نوازندگی به سبک کلاسیک یا فلامنکو هستید یا تصمیم دارید برای اولین بار گیتار یاد بگیرید، این نوع گیتار برای شما مناسب تر است. جنس صدای گیتار فلامنکو خشن تر و تیز تر است در حالیکه صدای گیتار کلاسیک آرام، شفاف و لطیف تر است. تفاوت صدای این دو گیتار (با وجود ظاهر و ساختار یکسان) در جنس چوب و سیم به کار رفته است. بدنه گیتار فلامنکو معمولاً از چوب اقاقیای کانادایی (Rosewood) و رویه آنها از چوب صنوبر (Spruce) است که باعث ایجاد صدایی کاملاً خشک و منحصر به فلامنکو می شود

در نوعی از گیتارها موسوم به Cutaway بدنه دارای انحنائی در یک طرف است که به نوازنده اجازه می دهد تا از فرت های پایین برای اجرای ملودی استفاده نماید. این نوع گیتار کلاسیک در موسیقی پاپ و برخی اجراهای موسیقی جز به کار می رود و معمولاً دارای پیکاپ است




Acoustic guitar
گیتار آکوستیک (Acoustic guitar) ظاهر این ساز شبیه به گیتار کلاسیک است. سیمهای این گیتار فلزی است و کاسه صدای آن بزرگتر می باشد. به همین دلیل صدای گیتار آکوستیک دارای یک زنگ خاص است و به دلیل همین طنین زنگدار بیشتر در آهنگهای بلوز، کانتری، فولک و راک به کار می رود (و شاید به همین دلیل این نوع گیتار در ایران طرفداران چندانی ندارد). اما اگر از طرفداران موسیقی بلوز، کانتری یا فولک هستید بهتر است این نوع گیتار را انتخاب کنید

دسته گیتار آکوستیک نسبت به گیتار کلاسیک باریکتر است و سیمها به یکدیگر نزدیک ترند. لذا تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی این ساز راحت تر است و حتی بعضاً تکنیکهایی روی این ساز قابل اجرا است که با گیتار کلاسیک امکان پذیر نیستند. مثلاً بعضی از نوازندگان آکوستیک، از انگشت شست دست چپ خود برای گرفتن سیمهای بالاتر استفاده می کنند. البته اجرای صحیح و شفاف نتها با این ساز قدرت بیشتری لازم دارد. چرا که سیمهای این ساز فلزی هستند و حتی در سازهای با اکشن پایین، نسبتاً به نیروی بیشتری برای نواختن نت یا بند کردن (Bending) احتیاج دارند

جنس این نوع ساز، در انواع مرغوب از جنس Rosewood یا چوب افرا Maple است و دسته آن معمولاً دارای 14 فرت تا لبه بدنه و 20 فرت تا سوراخ صدا است. انواع پیکاپ دار این ساز نیز در بازار وجود دارد




12 String Acoustic guitar
گیتار آکوستیک 12 سیم (12 String Acoustic guitar) این نوع گیتار کاملاً شبیه به گیتار آکوستیک است. با این تفاوت که دارای 12 سیم بوده، اما هر 2 سیم دارای یک کوک می باشند و با هم نواخته می شوند، لذا حجم صدای تولید شده آن بالاتر از آکوستیک است و به همین دلیل مناسب اجرای ریتم در موسیقی هستند و از آنها برای نواختن سولو استفاده نمی کنند. نواختن این نوع گیتار نیاز به قدرت زیاد و تمرین فراوان دارد
بهتر است هرگز این ساز را به عنوان ساز اول خود انتخاب نکنید




Ovation Guitar
گیتار آوِیشن (Ovation Guitar) گیتار آوِیشن نسل جدیدی از گیتارآکوستیک است که کاسه صدای آن از جنس PVC می باشد و اولین بار در دهه 50 مدلهای نخست آن تولید شدند. گیتار آویشن دارای یک پیکاپ "پیزو" است (لینک به مطلب پیکاپها) و صدایی بین گیتار الکتریک و آکوستیک تولید می کند. اما صدای بدون پیکاپ آنها مشابه گیتار آکوستیک است. برخی از انواع آویشن ها به دلیل تغییراتی که در سوراخ صدای آنها ایجاد شده است، دارای ظاهر بسیار زیبا و منحصر به فردی هستند

این ساز بیشتر مناسب نوازندگان آکوستیکی است که در کنسرتهایشان با مشکل فیدبک (Feed Back) در صداهای بالای آمپلی فایر دست و پنجه نرم می کنند




Dobro Resonator Guitar
دوبرو یا گیتار رزوناتور (Dobro- Resonator Guitar) در اواخر دهه 20 میلادی که گیتار به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی بلوز مطرح شده بود، طیف جدیدی از درخواستها از سازندگان گیتار در آمریکا، مبنی بر ساخت نوعی از گیتار که صدای بلندتر و پر طنین تری داشته باشد و برای ضبط در استودیو های ابتدایی آن زمان مناسب باشد، آغاز شد

برای اولین بار در سال 1920 گیتارهایی با بدنه آلومینیوم، با طراحی خاص سوراخهای صدا، ساخته و عرضه گردید که مورد توجه نوازندگان بلوز قرار گرفت. این گیتارها به "دوبرو" موسوم هستند و صدایی به اصطلاح "تودماغی" دارند. این ساز معمولاً با اسلاید (یک لوله فلزی یا شیشه ای که در یکی از انگشتان دست چپ نوازنده قرار می گیرد و نوازنده آن را روی سیم می لغزاند) نواخته می شود. این نوع گیتار تنها در برخی قطعات بلوز (به خصوص سبک دلتا بلوز) و بلوگرس (Blue grass) به کار می رود و در ایران بسیار بسیار به ندرت یافت می شوند



گیتارهای الکتریک
در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود


فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.

گیتارهای الکتریک انواع مختلفی دارند، اما میتوان آنها را به دو نوع کلّی تقسیم کرد:



Guitar Hollow Body
Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.


Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:



Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...




Telecaster
Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.




Gibson Les Pauel
Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.




Flying V
Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.



Explorer
Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد

توجه داشته باشید که صدای گیتار کلاسیک به فاصله یک اکتاو پائین تر از صدائی است که بر روی خطوط حامل نگارش و اجرا میشود


نوشته شده توسط مژده زوار (175 بازدید) (0 نظر)



دائرة المعارف جامع گيتار

1389/11/5 ساعت 15:31
گیتار از جمله سازهایی است که امروزه به طور وسیعی در انواع موسیقی – از کلاسیک گرفته تا جز و راک- به کار می رود. انواع این ساز، با طنین صداهای منحصر به خود، طیف وسیعی از علاقمندان سبکهای موسیقی را ارضا می نماید که این موضوع گیتار را پر طرفدارترین ساز معاصر نموده است

به همین جهت قبل از انتخاب یک ساز مناسب، اولین قدم شناخت و انتخاب نوع ساز مورد علاقه فرد است

کسانی که برای اولین بار تصمیم به خرید یک گیتار دارند همواره با این سؤال روبرو هستند که چه نوع گیتاری انتخاب کنند. بنا بر این اگر تصمیم دارید برای اولین بار، گیتار را به عنوان یکی از سازهای خود انتخاب کنید بسیار مهم است که در وهله اول بدانید علاقمند به فراگیری چه سبکی از نوازندگی هستید و باید چه نوع سازی انتخاب کنید. این آگاهی شما را در فراگیری موسیقی علاقمند تر و هدفمند تر می سازد


نوشته شده توسط مژده زوار (369 بازدید) (0 نظر)



انواع گیتار برقی

1389/11/5 ساعت 15:18
▪ از نظر بدنه
این ساز را از نظر بدنه می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه-توپر و بدنه-توخالی. گیتارهای بدنه-توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار می‌گیرد، در صورتی که بدنه-توپر عموماً در موسیقی راک کاربرد دارد.

▪ از نظر تعداد سیم‌ها
معمولا گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای ۱۲ سیم می باشند که هرجفت با یک نت کوک می‌شود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای ۸ سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.

▪ اجزا
۱) سردسته (Head Stock):
قسمت بالایی گیتار که سیم‌ها در آنجا تنظیم می‌شوند.

۲) خرک بالا

۳) پیچ‌های کوک یا گوشی‌ها (Tuning Switch):
پیچ‌هایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفته‌اند و با آن می‌توان گیتار را کوک کرد.

۴) پرده‌نما یا دستان (Fret):
قطعه‌های فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پرده‌های موسیقی را از هم جدا می‌کند.

۵) تنظیم کننده دسته (truss rod):
برای تنظیم و تثبیت دسته

۶) علامت‌های روی دسته

۷) دسته (Neck):
قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشت‌گذاری نوازنده برای انتخاب نت‌ها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد.

۸) اتصال دسته به بدنه

۹) بدنه:
قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخش‌هایی مانند پیک‌آپ و خرک بر روی آن قرار دارد.

۱۰) زخمه‌گاه (Pick up):
یک سیم پیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیم‌ها قرار دارد و وقتی سیم‌ها بر اثر زخمه زدن مرتعش می‌شوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیک‌آپ قرار می‌گیرند و این تحریک به آمپلیفایر فرستاده می‌شود و سپس آنجا تقویت می‌شود.

۱۱) کنترل صدا و تن:
پیچ‌هایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته‌اند و می‌توانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند.

۱۲) کلید زخمه‌گاه (Pick up Switch):
یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیک‌آپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار می‌رود.

۱۳) لرزانه (Tremolo):
میله‌ای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت می‌کند و باعث زیر و بم شدن صدا می‌شود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته می‌شود (در این تصویر نیست.)

۱۴) خرک (Bridge):
ناحیه‌ای است بر روی گیتار که سیم‌های گیتار بر روی آن قرار می‌گیرند.

۱۵) محافظ مضراب:
صفحه‌ای است که نمی‌گذارد بدنه، با مضراب خط بیافتد


نوشته شده توسط مژده زوار (610 بازدید) (0 نظر)



طرز کار گیتر برق

1389/11/5 ساعت 15:15
ارتعاشات وارده بر سیم‌های گیتار توسط قطعه‌ای به نام پیک‌آپ به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌شود. در واقع پیک‌آپ همانند یک میکروفن عمل کرده و سیگنال‌ها را از طریق یک سیم به آمپلیفایر (تقویت کننده) می‌فرستد و سپس صدای تقویت شده توسط یک یا چند بلندگو پخش می‌شود. در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیک‌آپ داشتند، اما امروزه با دو یا سه پیک‌آپ ساخته می شوند..


نوشته شده توسط مژده زوار (236 بازدید) (0 نظر)



نوازندگی سنتور

1389/11/5 ساعت 15:13
نوازندگی سنتور بوسیله دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب‌ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب‌ها نمد می‌چسبانند که خود باعث لطیف‌تر شدن صدای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب‌ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب‌ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با تمرین فراوان بدست می‌آید.

سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند بوسیله آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می‌باشد.

برابر نیمهٔ عمر تمرین سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون ضربه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد.

گفته شده‌است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته‌است:

« کوک سنتور مرا پیر کرده‌است. »


نوازندگان نامدار سنتور[۳]

علی اکبر خان شاهی
حسن خان
حبیب سماع حضور
محمدصادق خان سرورالملک
حبیب سماعی
حسین صبا
ابوالحسن صبا
حسین ملک
رضا ورزنده
منصور صارمی
فرامرز پایور
سعید ثابت
فربد ترین پیشه
حسین زارعی
محمدوکیلها
مجید نجاهی
رضا شفیعیان
مجید کیانی
مسعود شناسا
اسماعیل تهرانی
پرویز مشکاتیان
پشنگ کامکار
میلاد کیایی
سیامک آقایی
اردوان کامکار
مسعود ملک
علی تحریری


نوشته شده توسط مژده زوار (219 بازدید) (0 نظر)



ساختمان سنتور

1389/11/5 ساعت 15:12
ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و سنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است.

ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند.


سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم
به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده‌است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود.


نوشته شده توسط مژده زوار (761 بازدید) (0 نظر)



تنظیم اهنگ

1389/11/5 ساعت 14:57
بی شک امروز همه می دانیم که تنظیم یک آهنگ تا چه حد مهم است و همینطور بد تنظیم کردنش تا چه اندازه می تواند به یک کار صدمه بزند.من بیشتر قصد دارم به علت مهم بودن تنظیم بپردازم و بگویم این مقوله چه بخشهایی را پوشش می دهد که می تواند تا این اندازه در موفقیت یا عدم موفقیت یک اثر نقش داشته باشد.

به باور من شاید زیاد صحیح نباشد که بگوییم تنظیم آهنگ یا تنظیم ملودی.چراکه هیچ تنظیم کننده خوبی نیست که بدون توجه به ویژگی های ترانه ، کار را تنظیم کند.به واقع تنظیم موفق تنظیمیست که اولا" تنظیم کننده اش بتواند ملودی و کلامی که بر آن نقش بسته را به خوبی درک کند و یا آن ارتباط برقرار نماید ، ثانیا" پر ساز باشد وثالثا" خلاقیت و خوش ذوقی تنظیم کننده در آن کاملا" مشهود باشد.

تنظیم را در یک اثر، "موسیقی آن اثر" هم می نامند که با این کلمه ، حساب تنظیم از ملودی کاملا" جدا می شود.(پس اگر در ادامه جایی کلمه "موسیقی" را خواندید منظور بنده همان تنظیم است).البته وقتی تنظیم کننده برای تنظیم دست به کار می شود بی شک نکات و ویژگی های بسیاری را باید مد نظر قرار دهد.ولی به باور من 3 ویژگی که عرض کردم در این مجال برای یک شناسایی کلی و ساختاری از این مقوله کافی می باشد و ذکر نکات بیشتر بیشتر باعث تخصصی تر شدن مبحث می شود که شاید از حوصله خوانندگان عزیز خارج باشد.در اینجا توضیحاتی در مورد این 3 ویژگی خدمت شما عرض می کنم:

1.درک ملودی و کلام: تنظیم، قلب تپنده اثر است و به نظر من مانند خونیست که در رگهای ملودی جریان می یابد و با جریانش ملودی را جان می دهد و آن را از حالت خام و گنگ بودن خارج می کند.این تنظیم کننده است که مشخص می سازد کدام قسمت کار ، چگونه سازبندی شود.شاید بسیاری بر این باور باشند که حال چه فرقی می کند که در یک قسمت از آهنگ چه سازی استفاده شود.اما این عقیده به هیچ وجه صحیح نیست.سازبندی یک اثر بدون توجه به کلام آن کاری بی سر و ته را به گوش شنونده می رساند.کاری می شود که حتی پس از گذشت سالیان دراز ، حتی نسلهای آینده هم که نظرهایی متفاوت دارند ، نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند و می گویند فلان کار ، آهنگی مزخرف دارد.حال شاید خودش هم نداند که این ضعف ملودی نیست.بلکه ضعف موسیقیست که باعث می شود کل یک اثر زیر سوال برود.حتما" توجه کرده اید که در اکثر کارهای حماسی ، از سازهای بادی استفاده می شود."پس کلام و تنظیم حماسی ، موسیقی حماسی هم می طلبد".البته با کمی توجه در میابیم مثلا" در زمانی که آهنگساز می خواهد بر روی ترانه ملودی بگذارد هم موظف است با توجه به کلام ترانه سرا ،ریتم و بسیاری موارد دیگر را انتخاب کند.اما هرگز از یاد نبریم که تنظیم بدین جهت حساسیت دارد که مثل ملودی یا ترانه فقط یک بعد را در نظر نمی گیرد.(منظور از یک بعد ، توجه به کلام در حین آهنگسازی یا بر عکسش است.)تنظیم تیر آخر است و بعد از آن دیگر مرحله ای برای رفع نقصهای احتمالی وجود ندارد و کار تنظیم شده باید در استدیو در اختیار خواننده قرار گیرد تا او نیز با توجه به 3 مرحله قبلی (ترانه ، ملودی و تنظیم) به بهترین نحو کار را اجرا کند.

2.پر ساز بودن: درست است که مثلا" در برخی کارهای عاشقانه ، با توجه به ملودی رمانتیکی که دارند ، با یک ساز هم می شود کار را شروع کرد وبه پایان رساند ، اما حتی در همان کار هم با کمی بررسی و دقت ، می توان به این نتیجه رسید که اگر در آن کار هم از سازهای بیشتری استفاده می شد ، جذاب تر می بود.(معمولا" در کارهای تک ساز از ساز پیانو استفاده می کنند.دلیلش هم پر کردن فضا بوسیله دست چپ و راست پیانو است.بدین معنی که می توان با این ساز ، آکورد و ملودی را با هم داشت.در کارهایی که به صورت دوئت(دو نوازی) نواخته می شوند هم معمولا" ترکیبی از استرینگ (صدای کششی مانند ویلن) و یک ساز دیگر است.) بسیاری می گویند آهنگسازهای قدیمی هستند ، ترانه سرا ها هم هستند ، خواننده ها هم همان خوانندگانند ، پس چرا کارهای امروز مثل قدیم از آب در نمی آیند؟به نظر من جواب این سوال دو کلمه است:ضعف تنظیم.الآن چند سالیست که علتش هم مشخص شده.در یکی از کامنتهایی که در دو شماره قبل ثبت نمودم ، عرض کردم که امروزه در خارج از کشور دستمزد نوازنده و همیچنین هزینه کرایه استدیو بسیار بالاست.هزینه یک آلبوم تمام آکوستیک در خارج از کشور تقریبا" 10 برابر داخل ایران است.در ایران یک آلبوم تمام اکوستیک مانند شبزده حدود 30-40 میلیون تومان هزینه دارد.پس در آمریکا این کار حدود 300 تا 400 میلیون تومان هزینه بر می دارد.از آنجایی که خوانندگان ما در خارج از کشور از فروش آلبومهایشان هم پول چندانی به دست نمی آورند ، لذا ساده ترین راه را برای ارائه آلبوم انتخاب می کنند که همان صداسازی به جای استفاده از ساز زنده است.همین قضیه هم باعث به کما رفتن نا بهنگام موزیک پاپ ما شده است.هر چقدر هم که این کار به خوبی صورت گیرد ، باز حس ساز واقعی و زنده را به شنونده منتل نمی کند.تنها کار تمام اکوستیکی که در چند سال اخیر از هنرمندان مقیم خارج شنیده ام ، "شام مهتاب" است.ولی خوشبختانه در داخل کشور هنوز کارهایی ارائه می شوند که تنظیمهایی پر ساز و تمام آکوستیک و پر حجم دارند.

3.خلاقیت تنظیم کننده: پس از رعایت نکات فوق ،زمانی سبک و کلاس کاری هر تنظیم کننده از دیگری جدا می شود که بتواند ذوق و سلیقه شخصی اش را در قالب موزیک در در روح ملودی بدمد.خوش ذوقی فقط استفاده از سازهای نو و نشنیده را شامل نمی شود.همین که او بتواند کاری کند که تک تک آثار یک آلبوم به دلیل استفاده از چند ساز محدود در تمام آهنگها برای شنونده کسل کننده و تکراری نشود ، خودش خلاقیتی بسیار را می طلبد.من به شخصه تنظیمی از واروژان یا بابک بیات سراغ ندارم که با شنیدن و توجه به آن ، نکته نو و در خور توجهی را نیابم.
تنظيم در موسيقی چيست
تنظيم در موسيقی چيست؟ سلام شايد خيلي از كساني كه موسيقي گوش ميدهند ندانند كه تنظيم در موسيقي چيست و تنظيم كننده كيست! بطور كل در شكل گيري يك آهنگ سه دسته فرد يا افراد شركت دارند:آهنگساز بعنوان خالق ملودي اصلي آهنگ كه حتي ميتواند هيچ گونه تحصيلات مويسقي و يا آشنايي به تئوري موسيقي هم نداشته باشد। وي ميتواند ملودي اصلي را روي يك ساز بسازد و بنوازد و يا فقط آنرا بخواند يا زمزمه كند।ملودي را در قالب يك موسيقي بدون كلام زمزمه كند و يا آنرا روي شعري بخواند।خلاصه او فقط خالق ملودي اوليه بر اساس حس خود ميباشد।البته او ميتواند موسيقي دان و حتي تنظيم كننده هم باشد كه در آنصورت كار خيلي راحتر ميشود।
اما تنظيم كننده ، اوكسي است كه وظيفه رنگ آميزي نتهاي اصلي ملودي آهنگساز را بر عهده دارد.او بايد كاملا با علم موسيقي و تئوريات پيشرفته موسيقي آشنا باشد. به قابليت اجراي انواع سازها و حس و روح صداي آنها آشنا باشد. از علومي مثل كنتر پوان و هارموني در موسيقي كاملا مطلع و داري مهارتهاي عملي دربكار گيري آنها در آميزش نتها باشد.در كل او كسي است كه وظيفه نوشتن و آماده كردن تمام نتهاي آهنگ براي هركدام از سازها انتخابي(توسط خودش يا آهنگساز) و نيز حفظ هماهنگي تمام اين نتها وحس و حال آهنگ و در كل ايجاد تركيبي زيبا از نتها و صداها و تكنيكهاي مختلف را بر عهده دارد و به نظر من اوست كه ميتواند يك ملودي ساده را به زيباترين حالت به گوش ما برساند و يا يك ملودي زيبا را بسيار ساده و حتي تكراري نشان دهد.
ودر آخر نوازندگان هستند كه نتهاي توليد شده را با سازهاي مختلف خود مينوازند و شما حاصل كار آهنگساز و تنظيم كننده را ميشنويد.


نوشته شده توسط مژده زوار (503 بازدید) (0 نظر)



سنتور

1389/11/5 ساعت 14:56
سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهن‌ترین سازهای منطقه به شمار می‌رود. کهن‌ترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان[نیازمند منبع] (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود.

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده کتاب مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر می‌کند. در کتب قدیم و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شده‌است.

عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می‌بستند و با جابجا کردن خرک‌ها، آن را کوک می‌کردند.

نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده‌است:

کبک ناقوس‌زن و شارک سنتورزَن است فاخته نای‌زَن و بربط شده تنبور زنان

سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می‌دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده‌شد.[نیازمند منبع]

برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان‌های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته‌است، چنان که امروزه نیز گونه‌های مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته می‌شود.

بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگری‌ها و مینیاتورهای سده‌های پیش، آنچه که ما امروزه به عنوان سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجار متعلق به وی می‌باشد)، حبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور امروزی است.

بررسی تاریخ گردش و تحول ساز سنتور نشان می‌دهد که این ساز طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونه‌ای که پس از یک بررسی اجمالی، می‌توان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره خاص و عام‌اند.
تنوع و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبک‌ها باعث تنوع در صدادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگ‌سازی و نغمه‌پردازی در سطوح گوناگون بوده‌است.

سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه می‌نوشت: سنطور، در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد کمی سنتور می‌نواختند و تعداد کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند.
گسترش در جهان
با اتکا به قدمت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نام‌های مختلفی پیدا کرده‌است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام‌های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای‌ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر می‌نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در تعدادی از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.


ساختار ساز
این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.

جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً ۹تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیک‌تر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌دهد.




نوشته شده توسط مژده زوار (206 بازدید) (0 نظر)



گیتار

1389/11/5 ساعت 14:56
بربط ساز ايراني كه از قديميترين اعصار نواختن آن در ايران رواج داشته است سر منشا؛ گيتار است . هنري جرج ماير مستشرق و موسيقي شناس معروف انگليسي ميگويد

باربي توس همان عود قديم ايران ، يعني بربط ميباشد و آنرا به اين سبب بربط نام نهادند كه كاسه اش به شكل سينه (بر ) مرغابي ( بط ) است . پس از تصرف ايران در قرن اول هجري بدست اعراب و نشر دين اسلام و نفوذ آن به گوشه و كنار جهان ، تاثيري كه ايران در آلات موسيقي داشت در همه جا راه يافت . اعراب كه ايران را مسخر كرده بودندخود تحت سلطه و نفوذ علم و ادب و هنر ايرانيان قرار گرفتند . در قسمت آلات موسيقي اين نفوذ حتي پيش از ظهور اسلام يعني هنگاميكه ايران بر عراق عرب فرمانروائي داشت شروع شد . در اين عصر است كه چنگ كه آنرا در بين النهرين جنگ مي گفتند و همچنين تنبور و بربط در آن كشور راه يافت . اعراب عود يا بربط را العود نام نهادند

در قرن 11 ميلادي بواسطه تصرف اعراب بر خاك اسپانيا بار ديگر العود به اروپاي جنوبي برده شد . عود شايد مهمترين ساز موسيقي است كه شرق به غرب داده است . العود كه در زبان انگليسي با حفظ حرف تعريف اول كلمه لوت خوانده شد انواع بسياري از آن مشتق گرديد

خانم اينگريد ذهبي در مقاله اي تحت عنوان پيدايش گيتار مينويسد : در سال 1492 هنگاميكه اعراب و يهوديها مجبور به ترك خاك اسپانيا شدند ، نواختن گيتار يا عود در اسپانيا و مخصوصاً در جنوب اين كشور چنان رواج يافت كه مردم آنرا به چشم ساز محلي خود مينگريستند . البته در اندازه گيتار تغييراتي داده شد ، آنرا كمي كوچكتر كردند و روي آن تزئيناتي نيز نقش كردند و آنگاه آنرا ويولا نام نهادند

از ماخذ ديگري كه براي گيتار آورده شده موريس جي سامرفيلد در كتاب گيتار كلاسيك از 1800 تا امروز چهار تار ايراني را منشا؛ اصلي گيتارذكر كرده اند و همچنين هنري جرج فاير در مقاله اي ميگويد : شيخ حيدركه در سال 898 هجري وفات يافته و يكي از مؤسسين سلسله صفوي است چهارتار را اختراع نمود

همچنيندر دائرةالمعارف آمريكا چاپ 5 - 1974 آورده شده : گيتار سازي است كه در قرن 12 ميلادي توسط اعراب از ايران به اسپانيا آورده شد ه است و مراجع گوناگون ديگري كه همه حاكي از اين است كه گيتار سازي است با اصالت و ريشه ايراني اما داشتن اين نكات تاريخي گذشته از اينكه به ما ديد ، هويت و تفكر سالم خواهد داد ، اين واقعيت را نيز گوشزد ميكند كه چگونه ما قرن هاست كه هويت اصلي خود را فراموش كرده ايم و هيچ قدمي در راه تكامل و اعتلاي اين ساز بر نداشته ايم و البته اين ضعف را بخوبي ميتوانيم در زمينه هاي ديگر نيز مشاهده كنيم

در نهايت سربلندي و افتخار براي ملت و كساني است كه چرخ تمدن و فرهنگ بشري را با عزم راسخ و تلاش بزرگ خود پيش برده اند از آنجمله آنان كه در راه تكامل و اعتلاي اين ساز كوشيده اند ، تاريخ و جامعه بشري از اسپانيا و مردان بزرگي همچون آگوادو ، شر ، تارگا ، سگوويا و ... سپاسگذار خواهد بود . اينان از جمله كساني هستند كه تمام زندگي خود را پارسايانه صرف اعتلاي اين ساز كرده اند
 


نوشته شده توسط مژده زوار (208 بازدید) (0 نظر)



گیتار برقی

1389/11/5 ساعت 14:55
گیتار برقی یا گیتار الکتریک نوعی گیتار است که صدای آن به وسیله تقویت کننده‌ای الکتریکی تشدید و یا تغییر می‌یابد.

ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازی‌ها‌ صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درام گم بود و به وضوح شنیده نمی‌شد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود.

در حدود دهه ۳۰ میلادی گیتار‌های الکتریکی وارد موسیقی شدند. این اتفاق پدید آورنده‌ی انقلابی در صدا و تکنولوژی بود که تا امروز نیز ادامه دارد. با پیدایش راک اند رول در دهه ۵۰ میلادی، گیتار‌های الکتریکی به سرعت در موسیقی جا باز کردند و به یکی از فراگیر‌ترین سازهای تاریخ مبدل شدند. معمولا در گروه‌های راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودی‌ها را می‌نوازد (گیتار لید) و دیگری ریتم‌ها را ( گیتار ریتم).
 


نوشته شده توسط مژده زوار (212 بازدید) (0 نظر)



تاریخچه پیدایش سازهای الکترونیک

1389/11/5 ساعت 14:54
شیوه‌ آهنگسازی‌ برای‌ همیشه‌ تغییر کرده‌ است‌. سازهای‌ موسیقی‌ الکترونیک‌، از چنان‌ کارآیی‌ و تنوعی‌ برخوردار شده‌اند که‌ تقریباً هیچ‌ فرهنگ‌ و ملیتی‌ را در زمینه‌ موسیقی‌، بی‌بهره‌ نگذاشته‌اند.
کیفیت‌ و حتی‌ کمیت‌ موسیقی‌، در نتیجه‌ ایجاد پدیده‌ای‌ به‌ نام‌ موسیقی‌ الکترونیک‌، دچار دگرگونیهای‌ عظیمی‌ شده‌اند.
برای‌ پی‌ بردن‌ به‌ علل‌ پیدایش‌ این‌ موسیقی‌، بهتر است‌ مروری‌ مختصر بر تاریخچه‌ این‌ موسیقی‌ بیندازیم‌.


دهه‌های‌ ۶۰ و ۷۰، سالهای‌ خلق‌ انفجارمانند سازهای‌ الکترونیک‌ است‌. غیر از استفاده‌ فراوان‌ از گیتارهای‌ برقی‌ و کی‌بوردهای‌ جدیدی‌ چون‌ ارگها و پیانوهای‌ برقی‌، انواع‌ جدیدی‌ از رسانه‌های‌ موسیقایی‌ الکترونیکی‌ در آلبومها و کنسرتهای‌ موسیقی‌ شنیده‌ شدند که‌ سینتی‌سایزرهای‌ الکترونیکی‌ نامیده‌ می‌شوند. این‌ ماشینهای‌ هیولامانند بدقیافه‌، بر اساس‌ الکترونیک‌ آنالوگ‌ ساده‌ ساخته‌ شده‌ بودند و برای‌ تولید و کنترل‌ صداها، متکی‌ به‌ تغییر ولتاژهای‌ الکترونیکی‌ بودند، به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ ولتاژهای‌ بالاتر، نتهای‌ بالاتر را می‌ساختند و ولتاژهای‌ پایین‌تر، نتهای‌ پایین‌تر را. بسیاری‌ از شرکتهای‌ کوچک‌،‌ براساس‌ کنترل‌ ولتاژ، (CV) سازهایی‌ را ساختند. کابلهای‌ الکترونیکی‌ کوتاهی‌، ولتاژهای‌ اطراف‌ این‌ سازها را به‌نحوی‌ کنترل‌ می‌کردند که‌ صدای‌ مورد نظر تولید می‌شد.


برای‌ موسیقیدانهایی‌ که‌ می‌خواستند با یک‌ کی‌بورد ارگ‌مانند استاندارد بنوازند، کی‌بوردهای‌ ویژه‌ (CV) ساخته‌ شدند تا بقیه‌ سازها را هم‌ تحت‌ کنترل‌ داشته‌ باشند. این‌ سینتی‌سایزرهای‌ اولیه‌ مونوفونیک‌ بودند، یعنی‌ در هر لحظه‌، فقط‌ یک‌ نت‌ را می‌نواختند.
برای‌ اینکه‌ خطوط‌ موسیقایی‌ بیشتری‌ در اختیار نوازنده‌ قرار گیرد، او ناچار بود سینتی‌سایزرهای‌ بیشتری‌ بخرد یا بخشهایی‌ را روی‌ نوار ضبط‌ کند.
جمع‌ و جور کردن‌ این‌ سازها و استفاده‌ و نگهداری‌ از آنها دشوار بود، ولی‌ امکاناتی‌ را در اختیار نوازنده‌ و آهنگساز قرار می‌داد که‌ به‌ هیچ‌ شکل‌ دیگری‌ ممکن‌ نبود. صداهایی‌ که‌ توسط‌ این‌ سازها ایجاد می‌شدند، جدید و با‌طراوت‌ بودند.
تا مدتها، سینتی‌ سایزرهای‌ مونوفونیک‌ (تک‌ نُتی‌) موگ‌۱و ARP مورد استفاده‌ قرار می‌گرفتند. گروههایی‌ چون‌ ELP و جنسیس‌۲ با این‌ سازها می‌نواختند. در اواسط‌ سالهای‌ هفتاد، کمپانی‌ ابرهایم۳ اولین‌ سینتی‌سایزر پلی‌فونیک‌ خود را که‌ در یک‌ لحظه‌ می‌توانست‌ چند نت‌ را بنوازد، به‌ بازار عرضه‌ کرد. در مقایسه‌ با سینتی‌سایزرهایی‌ که‌ بعدها ساخته‌ شدند، نواختن‌ آن‌ ساده‌ بود و نوازنده‌ می‌توانست‌ با آن‌ در یک‌ لحظه‌ چهار نت‌ را بنوازد. دکمه‌ها و سوئیچهای‌ آن‌ ساده‌ بودند و می‌شد با سرعت‌، صداهای‌ غنی‌ و عجیبی‌ را با این‌ ساز تولید کرد. این‌ ساز قابل‌ حمل‌ و اجرای‌ برنامه‌ با آن‌، بسیار ساده‌تر از سازهای‌ قبلی‌ بود.


کمی‌ بعد، سازهای‌ پلی‌فونیک‌ خوش‌صدایی‌ چون‌ یاماها۴، موگ‌، رولند۵، ARP تولید شدند و سایر شرکتها، مدلهای‌ جدیدی‌ از سازهای‌ الکترونیکی‌ را عرضه‌ کردند که‌ همگی‌ می‌توانستند چندین‌ نت‌ را هم‌زمان‌ بنوازند. سازی‌ که‌ چند سال‌ قبل‌، گران‌قیمت‌ و غیر قابل‌ حمل‌ بود، به‌زودی‌ تبدیل‌ به‌ وسیله‌ای‌ شد که‌ گروههای‌ بی‌شماری‌ از موسیقی‌دانها، به‌راحتی‌ از آن‌ استفاده‌ می‌کردند.
پس‌ از اختراع‌ سینتی‌سایزر پلی‌ فونی‌، پیشرفت‌ مهم‌ بعدی‌ در تکنولوژی‌ سینتی‌سایزرهای‌ اولیه‌ روی‌ داد و آن‌ هم‌ به‌کارگیری‌ حافظه‌ برنامه‌‌ریزی‌ برای‌ این‌ سازها بود.
همه‌ سینتی‌سایزرهای‌ پلی‌فونیک‌، یک‌ کامپیوترهای‌ کوچک‌ دارند و با فشرده‌ شدن‌ هر کلید کی‌بورد، آن‌ نتها به‌ ارتعاش‌سنج‌ خاصی‌ منتقل‌ می‌‌شوند. ارتعاش‌سنجها مدارهای‌ الکترونیکی‌ خاصی‌ هستند که‌ در یک‌ سینتی‌سایزر، صداهای‌ خاصی‌ را ایجاد می‌کنند. این‌ کامپیوترهای‌ کوچک‌، همچنین‌ به‌ ذخیره‌سازی‌ و بازخوانی‌ صداهایی‌ که‌ توسط‌ نوازنده‌ در حافظه‌ داخل‌ سینتی‌سایزر ایجاد شده‌اند، کمک‌ می‌‌کنند. اختراع‌ حافظه‌ قابل‌ برنامه‌ریزی‌، دنیای‌ بسیار گسترده‌ و شگفت‌آوری‌ را فرا راه‌ اجرای‌ موسیقی‌ قرار داد.


قبل‌ از اختراع‌ حافظه‌ قابل‌ برنامه‌‌ریزی‌، علت‌ اینکه‌ افرادی‌ چون‌ کیت‌ امرسون۶ و ریک‌ ویک‌من۷، کی‌بوردهای‌ غول‌ پیکری‌ را روی‌ صحنه‌ قرار می‌دادند، این‌ بود که‌ هر یک‌ از سازهای‌ آنها فقط‌ می‌توانست‌ یک‌ صدای‌ خاص‌ را تولید کند.
آنها ساعتها قبل‌ از اجرا، باید وقت‌ صرف‌ می‌کردند تا صدای‌ سازهای‌ مختلف‌ را با هم‌ تنظیم‌ کنند. هنگامی‌ که‌ حافظه‌ اختراع‌ شد، به‌ هر سینتی‌سایزری‌ این‌ امکان‌ را داد تا در اجرای‌ زنده‌ یا ضبط‌ نوار، صداهای‌ مختلفی‌ را فقط‌ با فشار دادن‌ یک‌ دکمه‌ تولید کند. اضافه‌ کردن‌ حافظه‌ به‌ سینتی‌سایزرها، آنها را دهها بار قابل‌ استفاده‌تر کرد.
ولی‌ بسیاری‌ از سینتی‌سایزرهای‌ اولیه‌، مثل‌ اتومبیلهای‌ اولیه‌، شخصیتهای‌ خاص‌ خودشان‌ را داشتند. از بعضیها صدای‌ سازهای‌ مسی‌ و از بقیه‌ صدای‌ سازهای‌ زهی‌، صداهای‌ طبیعی‌، صدای‌ پرندگان‌ رنگارنگ‌ استوایی‌، صدای‌ خنده‌ و امثال‌ آنها به‌ گوش‌ می‌رسید.


تنها کاری‌ که‌ باید انجام‌ می‌شد، این‌ بود که‌ بهترین‌ صداهای‌ هر ساز، با یکدیگر ترکیب‌ و تبدیل‌ به‌ ریتمهای‌ موسیقایی‌ مفید و منحصر به‌ فردی‌ شوند.
تکنیکی‌ که‌ بعضی‌ از نوازندگان‌ اولیه‌ سینتی‌سایزرها برای‌ تولید صداهای‌ جدید به‌ کار گرفتند، نواختن‌ یک‌ قسمت‌ از موسیقی‌، روی‌ دو کی‌بورد، به‌طور همزمان‌ بود، یعنی‌ نوازنده‌ با هر یک‌ از دو دستش‌، ساز جداگانه‌ای‌ را می‌نواخت‌.
به‌ این‌ ترتیب‌، هر نوازنده‌ کی‌‌بورد می‌توانست‌ از هر سازی‌ بهترین‌ استفاده‌ را ببرد، مثلا از سینتی‌سایزر زهی‌ صدای‌ زهی‌ و از سینتی‌سایزر مسی‌ صدای‌ مسی‌ را بگیرد و امثال‌ آن‌.
موسیقیدانهای‌ راک‌ از جمله‌ کیت‌ امرسون‌، به‌ خاطر اینکه‌ می‌توانستند در یک‌ لحظه‌، کی‌‌بوردهای‌ مختلفی‌ را که‌ در مقابل‌ آنها قرار می‌گرفت‌ به‌ بهترین‌ وجه‌ بنوازند، از شهرت‌ بسیاری‌ برخوردار شدند.
جوزاوین‌فول۸ از گروه‌ جاز ودِر ِری‌پورت‌۹ در سالهای‌ هفتاد، به‌ خاطر تکنیک‌ منحصر به‌ فردی‌ که‌ در نواختن‌ هم‌زمان‌ دو کی‌بورد به‌ کار می‌برد، مشهور شد. او در میان‌ یک‌ جفت‌ سینتی‌سایزر ARP ۲۶۰۰ می‌ایستاد و با یک‌ دست‌ نتهای‌ بالا و با دست‌ دیگر نتهای‌ پایین‌ را می‌نواخت‌.


در سال‌ ۱۹۷۹، قدم‌ بلند بعدی‌ برداشته‌ شد و کی‌بوردهای‌ جدیدی‌ اختراع‌ شدند که‌ مجهز به‌ کامپیوترهای‌ پیچیده‌ای‌ بودند که‌ در پشت‌ ساز قرار داشتند. این‌ سازها را کمپانی‌ ابرهایم‌ ساخته‌ بود. کمپانیهای‌ رودز ۱۰ و رولند توانستند برای‌ نخستین‌ بار سازهای‌ خود را به‌ سینتی‌سایزرهایی‌ از همان‌ مدل‌ متصل‌ کنند. برای‌ مثال‌ سینتی‌سایزر OBX ابرهایم‌ را می‌شد به‌ OBX دیگری‌ وصل‌ کرد. هنگامی‌ که‌ نوازنده‌، روی‌ یک‌ کی‌بورد می‌نواخت‌، سینتی‌سایزرهای‌ دیگر هم‌ نواخته‌ می‌شدند. این‌ اختراع‌، پیشرفت‌ بزرگی‌ بود، زیرا که‌ نوازنده‌ می‌توانست‌ فقط‌ یک‌ ساز را بنوازد، ولی‌ در یک‌ لحظه‌ چند صدا روی‌ یکدیگر قرار می‌گرفتند. اما هنوز هم‌ مسئله‌ عمده‌، یعنی‌ وصل‌ کردن‌ سازهای‌ گوناگون‌ برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ یک‌ صدای‌ واحد، میسر نشده‌ بود.
یکی‌ از افرادی‌ که‌ به‌ این‌ موضوع‌ اهمیت‌ فراوانی‌ می‌داد، موسیقیدان‌ جاز، هربی‌ هنکوک‌۱۱بود. او که‌ سخت‌ شیفته‌ تکنولوژی‌ سینتی‌سایزرها شده‌ بود، سرمایه‌ اندک‌ خود را صرف‌ خرید چند ساز الکترونیکی‌ کرد تا بتواند آنها را به‌ یکدیگر وصل‌ کند و صدای‌ دلخواه‌ خود را از آنها بیرون‌ بکشد. برای‌ نخستین‌ بار سازهای‌ گوناگون‌ از گروههای‌ مختلف‌ از طریق‌ اتصال‌ دیجیتالی‌، با هم‌ ادغام‌ شدند.


موسیقیدانهای‌ راک‌ و جاز، هر روز بیش‌ از پیش‌ به‌ سازندگان‌ این‌ نوع‌ سازها مراجعه‌ می‌کردند تا ساز خود را به‌ نوعی‌ به‌ آنها بیفزایند. به‌علاوه‌، اولین‌ سکوئنسرهای‌ دیجیتالی‌ هم‌ به‌تدریج‌ اختراع‌ شدند. نخستین‌ سکوئنسرها۱۲را کمپانیهای‌ رولند و ابرهایم‌ ساختند. با کمک‌ سکوئنسرها، در کنار سینتی‌سایزرها، تقریباً تولید هر صدایی‌ ممکن‌ بود.
در اوایل‌ سالهای‌ هشتاد، تحول‌ حیرت‌آوری‌ در موسیقی‌ الکترونیک‌ به‌ وجود آمد. سینتی‌سایزرها که‌ تا آن‌ روز منحصراً در اختیار موسیقیدانها قرار داشتند، به‌ تولید انبوه‌ رسیدند و در اختیار همه‌ قرار گرفتند و کمپانیهای‌ آمریکایی‌، اروپایی‌ و به‌خصوص‌ ژاپنی‌، بازار تولید سینتی‌سایزرها را در اختیار گرفتند.





1. Moog
۲. Genesis
۳. Oberheim
۴. Yamaha
۵. Roland
۶. Keith Emerson
۷. Rick Wakeman
۸. Joe Zawinful
۹. Weather Report
۱۰. Rhodes
۱۱. Herbie Hancock
۱۲. Sequencer


نوشته شده توسط مژده زوار (190 بازدید) (0 نظر)



ترنس

1389/11/5 ساعت 14:53
میتوان تاریخچه و اغاز موزیک ترنس را از میان ریشه های مذهبی سر چشمه گرفته ازکشورهای مذهبی و روحانی که یاد اور مکتب هایی چون بودا...برهما و شامانیسم(مکتبی در اسیای میانه که معتقد به جادوگری میباشد).دانست...با این ذهنیت خیلی حایز اهمیت است که موزیک ترنس ممکن است سراغازی چند صد ساله یا هزار ساله داشته باشد و این مکاتب نقش موثری در بوجود اوردن ان داشته باشند...

موزیک ترنس معاصر و کنونی به هر حال در اوایل سال 1990 میلادی در اروپا و کشور المان پایه گذاری شد. البته می توان گفت که سبک هایی چون(گوا و سایچدلیک) ترنس به مراتب قدیمی تر هستند.و در هندوستان و اسراییل پایه گذاری شده اند(نا گفته نماند این سبک های ذکر شده دارای ریشه قدیمی تری هستند و این دو سبک هم در سال 1990 رسما پایه گذاری شده اند).
یکنواختی طبیعت موزیک ترنس های ساخته شده در اوایل کارو عدم وجود هیجان انچنانی در کلوب هایی که این موزیک ها را پخش می کردند..انها را به فکر ایجاد یک استیل جدید از موزیک ترنس نمود.چون هنوز ترنس به تنهایی نمی توانست حرفی برای گفتن داشته باشد.مدتی بعد موزیک تکنو و هاوس و ترنس اولیه به نوعی با هم ادغام شدند.با کمک موزیک تکنودر یک سری گامها و میزان سرعت ها (تمپو) و همچنین ساختارهای ریتمیکی و همچنین ملودیهای بیشتر و دلنشین تری نیز از موزیک هاوس پرطرفدار کلوبهای اروپایی ان زمان به موزیک ترنس اولیه اضافه شد تا انرا زیباتر کند.


با اینکه ملودی های موزیک ترنس به نوعی با ملودی های هاوس اروپایی تفاوت داشت.اما احساسی و هیجان انگیز بودند .ولی ترنس اولیه هنوز نمی توانست به قدرت و زیبایی هاوس ملودی بسازد.چون این موزیک ترنس اولیه که از ترکیب انها به وجود امده بود...به نوعی دچار عدم تفکیک در بخشهایی از اهنگ و در ترکیب ملودی و بیت(ضرب و کوبش) دچار مشکل شده بود. چون در موزیک تکنو سعی در نشان دادن بیشتر بیتها در اهنگ داشت و موزیک هاوس در نشان دادن بیشتر ملودیها اهمیت میداد...ولی موزیک ترنس سعی در نشان دادن هر دوی انها به میزان یکسان در اهنگ را داشت به گونه ای که هیچکدام دچار افت نشود. پس اولین ترنسرها خودشان شروع به باز سازی موزیک ترنس کردند سعی در ایجاد یک سبک کاملا متفاوت و جدید نمودند.

در موزیک تکنو سعی در نشان دادن بیشتر بیتها در اهنگ داشت و موزیک هاوس در نشان دادن بیشتر ملودیها اهمیت میداد...ولی موزیک ترنس سعی در نشان دادن هر دوی انها به میزان یکسان در اهنگ را داشت به گونه ای که هیچکدام دچار افت نشود.



__________________
_____TRANCE______
__________________



انها تصمیم گرفتند که تنظیماتی اساسی بر روی ملودی ها و بیت ها(ضرب و کوبش) بوجود بیاورند که هم با ملودی های موزیک هاوس تفاوت داشته باشد و نحوه قرار گرفتن ان نیز در اهنگ متفاوت باشد(بطور مثال:ضرب و کوبش اصلی اهنگ بعد از یک ملودی شفاف و دلنشین اغاز شود و یا به اتمام برسد) و همچنین ایجاد بیت هایی متفاوت با موزیک تکنوکه نسبت به ان قوی تر و شدیدتر باشد....این تلاشها نیتجه خود را نشان داد و ترنس به سرعت دراروپا پخش شد و به شهرت رسید. و سبک ترنس توجه بسیاری از دی جی ها را بخود جلب کرد که موزیک های خود را در این سبک بسازند.

موزیک ترنس گوناگون تر و تجاری تر شد....در اواسط دهه 1990 موزیک ترنس به قدری محبوب و تجاری شد که جز بهترین موزیک های رقص شناخته شد.به طوری که ملودی هایش عمیق تر و شفاف تر از موزیک هاوس بود.درام و باس های تسکین دهنده وارامش بخش..و همچنین بیت های اهنگ ها با شدت تر و قوی تر از موزیک تکنوبود.

نا گفته نماند که در اغاز کار موزیک ترنس چون به نوعی هنوز شباهت کمی به موزیک پروگرسیو هاوس(پروگرسیو به معنای پیشرفته می باشد) را داشت بنابر این ترنس برای جلو گیری از ادغام سبک محبوب خود با ان... سبک پروگرسیو ترنس را پایه گذاری نمود . توسط افرادی چون : پاول وان دیک (ایشان را میتوان بنیانگذار موزیک ترنس و پروگرسیو ترنس نامید)...برایان ترنسیو (بی تی)...فری کارستن (ارت اف ترنس) به عنوان طلایه داران و جلوداران و همچنین به عنوان تهیه کنندگان و میکس کنندگان این سبک بودند. افرادی که با خودشان احساس و ملودی های واقعا دلنشین، احساسات حماسی و....را در موزیکشان بکار می بردند.

در ضمن دیجی هایی چون: اکن فولد...ساشا... و جان دیگ وید به عنوان قهرمانان موزیک در کلوبها و باشگاه های رقص و همچنین اجرا کننده بهترین ریمیکس ها بودند..
تا اواخر دهه 1990 ترنس از لحاظ تجاری بسیار بزرگ و گسترده شده بود. در سال 1996 انگلستان به عنوان مرکز پدیده جدید ترنس یا همان پروگرسیو ترنس یا ترنس پیشرفته شناخته شد و موزیک ترنس به جایگاه بالایی در کلوپ های انجا رسید و حتی در جزیره (lbiza) که جزیره ای بود که اکثر دی جی ها کارهای خود را در انجا به نمایش می گذاشتند. دی جی هایی چون: پاول اوکنفولد (paul oakenfold)...ساشا (sasha) و جان دیگوید (john digweed) با اهنگ های خود نظر خیلی از جمعیت های کلوپ ها را بخود جلب کردند. اهنگهای انها زیبا و دلنشین بود واز صدای خواننده (اکثرا زن) در اهنگ هایشان دیده می شد و این همان چیزی بود که الان با نام (Euro trance) کاملا جای خود را در ترنس موزیک پیدا کرده است.

موزیک های ان زمان شامل ملودی و تم های حماسی و تا حدودی تاریخی که با ریمیکس ها و اضافه شدن ریتم و تفکیک های زیبا به اهنگ بود. در ان زمان دی جی های مشهوری که به این سبک اهنگ می ساختند می توان: رابرت مایلز (robert miles)...ساش (sash) و تیبی (TB) را نام برد.

این اهنگها احساس خاصی ایجاد می کرد و به شنوندگان انرزی میداد و باعث به هبجان امدن انها می شد. در همان موقع ها امریکاییها و اهالی کشور های اروپای شرقی نیز در بازار های موزیکشان، ترنس موزیک جز پر طرفدار ترین و جذاب ترین اهنگها بود.


_________________
___T.R.A.N.C.E____
_________________



در همان زمان در حالی که کشور اسراییل و سوئد در حال اهنگسازی درسبک خودشان بودند انگلستان و کانادا در ان زمان در حال گسترش و پخش سبک هارد ترنس (Hard Trance) بودند که سبک جدیدی از ترنس موزیک محسوب می شد که شامل ترکیب سبک ترنس ان زمان بود با سبک هارد هاوس (Hard House).

به مرور زمان که سبک های ترنس گسترش یافت و ترنس فراگیر و فراگیر تر می شد و این از جهاتی خوب بود و از جهاتی بد، موزیک ترنس در برخی مواقع قربانی محبوبیت خود می شد و افراد و دی جی های گمنام زیادی بودند که از خود سبک های بی محتوا و بی مفهومی را ابداع می کردند و موزیک ها و سبک خود را جدید مطرح کرده و انرا زیر مجموعه رسمی موزیک ترنس عنوان می کردند. به طوری که تا مدتها دی جی های زیادی بودند که اهنگهای خود را بیرون می دادند و انرا سبک جدید موزیک ترنس می دانسته و این افراد نه تنها در پیشرفت موزیک ترنس نقشی نداشتند بلکه با اینکار باعث می شدند که محبوبیت ترنس از بین برود وموزیک ترنسی که دی جی های بزرگی می ساختند هم به نوعی هم ردیف کار انها شود. به هر حال برای خیلی از طرفداران و دی جی های واقعی ترنس در اواسط دهه 90 این یک اولتیماتم بود که انان ناچار به انجام دو کار بودند: یا اینکه ترنس موزیک بطور کامل با موزیک هاوس (House) ترکیب شود....یا اینکه بطور کاملا مجزا و بدون امیخته شدن با سبک دیگری کار خود را ادامه دهد...

موزیک ترنس در برخی مواقع قربانی محبوبیت خود می شد و افراد و دی جی های گمنام زیادی بودند که از خود سبک های بی محتوا و بی مفهومی را ابداع می کردند و موزیک ها و سبک خود را جدید مطرح کرده و انرا زیر مجموعه رسمی موزیک ترنس عنوان می کردند.


البته این کار کمی کار هارد ترنس و پروگرسیو ترنس را مشکل کرد. چون از ترکیب سبک هارد هاوس (Hrad House) و پروگرسیو هاوس (Prigrassive House) ایجاد شده بودند و بخش اصلی انها به وجود می امد و جدایی انها از هم تقریبا غیر ممکن بود. ولی در مورد سبک هایی چون (Psychedelic) و(Goa) ترنس هیچ مشکلی به وجود نمی امد زیرا سبکهایی کاملا مستقل بوده و هیچ وابستگی و تقلیدی از موزیک هاوس را با خود به همراه نداشتند و اینکه از صدای خواننده (Vocal) در اهنگها استفاده نمی شد و تم اهنگها و افکتها و حتی ملودی ها به قدری در این دو سبک فراگیر بودند که اصلا نیازی به (Vocal) را باقی نمی گذاشت این دو سبک را می توان کاملا جدا از بقیه سبک های موزیک ترنس محسوب کرد .

به هر حال سبک های ترنس هر کدام به طور مستقل و کاملا از هم جدا شروع به کار نمودند...سبک (Prograssive) و(Hard) در اروپا و انگلستان گسترش یافت و سبک (Psy) و (Goa) هم در اسراییل گسترش یافت و کشور سوئد هم چون به موفقیت انچنانی دست نیافت انرا رها کرد. و اسراییل به عنوان طلایه دار و بنیانگذار این سبک به کار خود ادامه داد..در پایان نیز نا گفته نماند که سبک های موزیک ترنسی که تاکنون در جهان به طور رسمی به ثبت رسیده 5 سبک می باشد:

1.psychedelic trance
2.Goa trance
3.prograssive trance
4.Hard trance
5.Ambient trance


مطلب دیگر اینکه سبک هایی چون (Euro Trance) و(Isra Trance) و(Psycho Trance) هم وجود دارند و اینها هم به نوعی ممکن است سبک محسوب شوند ولی نه سبک مستقل.بلکه سبک الحاقی....به طور مثال سبک (Euro Trance) اهنگهایش یا از ترکیب دو سبک (Hard) و(Prograssive) و یا به طور مستقل از هر کدام از این دوسبک می باشد


سبکهای(Isra Trance) و(Psycho Trance) که اهنگهایشان از ترکیب یا مستقلا از دو سبک(Psychedelic) و(Goa) به وجود امده.نکته اینکه (Isra Trance) که همان ترنس(Psy/Goa) کشور اسرائیل است و نکته دیگر در باره (Psycho Trance) که به معنای ترنس روانی می باشد واختصارا به دو سبک گوا ترنس یا موزیکی که سر رشته ازموزیک محلی و مذهبی جزیره گوا در هند و تم های مکتب بودا و برهما دارد وسبک سایچدلیک ترنس یا ترنس توهم زا به دلیل افکت های پیچیده وتاثیر گذارش اطلاق می شود... ولی در حال حاضر همگان (Psycho Trance) را (Psy/Goa) می نامند و اینگونه می شناسند .

شاید دی جی هایی در سبک(Psy/Goa) ترنس در هلند.المان و دیگر نقاط اروپا باشند وموزیکهای هیجان انگیزی هم بسازند ولی اسراییل هنوز حرف اصلی را در این سبک میزند و خواهد زد همان گونه ملودی کارهای بزرگی چون(Yahel Sherman) و(Avi Shwarts) و....و همچنین افکت کارانی چون گروه(Infected Mushroom) را در راس بهترین ها دارد و کشوری است به طور کامل و حرفه ای در این دو سبک فعالیت می کند...

به هر حال چیزی که حائز اهمیت بوده این است که موزیک ترنس سبک جدیدی از موزیک رقص در کلوپ ها ودیسکوها را به جهانیان شناساند. و این چیزی است که موزیک ترنس همیشه به ان افتخار می کند و دوست دارد همگان را از هیجان موزیک خود بهره مند کند

(Psycho Trance) که به معنای ترنس روانی می باشد واختصارا به دو سبک گوا ترنس یا موزیکی که سر رشته ازموزیک محلی و مذهبی جزیره گوا در هند و تم های مکتب بودا و برهما دارد وسبک سایچدلیک ترنس یا ترنس توهم زا به دلیل افکت های پیچیده وتاثیر گذارش اطلاق می شود... ولی در حال حاضر همگان (Psycho Trance) را (Psy/Goa) می نامند و اینگونه می شناسند .


نوشته شده توسط مژده زوار (208 بازدید) (0 نظر)



رپ

1389/11/5 ساعت 14:52
می گویند اولین آهنگ هایی که « رپ » نام گرفتند توسط برده های آمریکایی در حدود ۲۰۰ سال پیش نواخته و خوانده شدند . البته نمی توان به طور شفاف نواختن را در حوزه اولین آهنگ های رپ به حساب آورد ، چون این رپ بیشتر از تکیه به آهنگ ها و ملودی ها ، به اصوات و کلام مربوط بود . می توان اولین بدعت رپ را در همین حوزه دانست که به جای تکیه بر آهنگ به کلام و شخص خواننده تکیه می کرد . اعتراضی بودن این سبک موسیقی را به این قضیه تاریخی نسبت می دهند که اولین بار رپ در زبان سرخ پوستی بومیان جنگل های آمریکایی برای اعتراضات قومی و قبیله ای به کار رفت . تا این جا می توان رپ و هیپ هاپ را فرزندان یک مادر به حساب آورد و آن چیزی نیست جز موسیقی جاز . جاز در آمریکای جنوبی متولد شد و در همان جا رشد کرد و بعد ها با کشف دوباره این بخش از جهان توسط اروپاییان و آمریکائیان به شکل های مختلفی به کار جهان آمد . نتیجه این نگاه دوباره به موسیقی جاز را می توان در اعتراضات کارگران اروپایی یافت ، جایی که رپ دوباره متولد می شود و به طور کامل از موسیقی جاز جدا می شود . علاقه اروپایی ها به استفاده از این نوع موسیقی را می توان در سه خصوصیت ذاتی رپ جستجو کرد :



۱) ریشه این موسیقی بومی است . بومی بودن را می توان در تقابل با ریشه موسیقی های فاخر دوره های پیش قرار داد که کاملا در دل اعیان و خانواده های وابسته به ثروت بوده است . از سوی دیگر بومیان پدیدآورنده رپ سیاه بوده اند . رنگ پوست شاید اکنون به یک مسئله کم اهمیت در معادلات جهانی تبدیل شده باشد اما در دوره ای همین رنگ ها جنگ های بزرگی را به راه انداختند .

۲) ریشه این موسیقی آمریکایی است . قاره های جهان در رقابتی دیرینه با هم قرار دارند . مدام تاریخ را به نفع خودشان تغییر می دهند و در این میان آمریکا تا چند وقت پیش فقیرترین قاره فرهنگی هنری به حساب می آمده است . با نگاه تازه جهان به آمریکا و خصوصا کشف زندگی های ماورایی در آمریکای بومی ، خیل توجهات به سمت این تمدن افزایش یافت و آثار بسیاری را به وجود آورد . اگر در نقاشی کوبیستی پیکاسو ، حضور اشکال و صورتک های بومیان مایایی ( بومیان آمریکای جنوبی ) اثبات شده است ، ردیف های موسیقی همین بومیان را می توان پایه و اساس موسیقی رپ به حساب آورد . به این ترتیب آمریکا برای اولین بار به موقعیتی جهانی در پیدایش هنر دست می یابد موقعیتی در تقابل با اروپای فاخر و کلاسیک !

۳) ریشه این موسیقی در کلام است نه در ملودی . موسیقی جهان تا پیش از تولد و تسلط موسیقی جاز به شدت تحت تاثیر رومانتیک ها ، کلاسیک ها و باروک ها بود اما موسیقی جاز با هم سلفانش در دوره ای که این نواها به قهقرا رسیده بودند پا به عرصه وجود گذاشتند و سلطنت هجا های کشیده را تغییر دادند . موسیقی رپ در این میان کمی لوده تر از آب در آمد و بر نت های کمرنگش ردیفی از کلمات مربوط و نامربوط را قرار داد .



با این همه رپ ایرانی یا رپ فارسی به هیچ عنوان به گذشته و سرگذشت موسیقی رپ وفادار نیست . آن چه که وبلاگ نویسان ایرانی و طرفداران این موسیقی زیرزمینی به عنوان تاریخچه این موسیقی در ایران از آن یاد می کنند بیشتر به حکایت های فلکولور شبیه است تا تاریخچه یک سبک موسیقی . موسیقی رپ با افت و خیزهای فراورانی در حدود ۱۵ سال پیش به آسیا رسید و برای اولین بار در ایران به دل گروه های زیرزمینی راه یافت .

یک نوجوان کم سن و سال شروع خواندن یک نوع موسیقی کرد که به علت ناآشنایی نام غربی بر آن نهادند . حسن صباح در این راه نه دانش کافی داشت و نه صدای رسایی اما نوعی مخاطره جویی و نیاز به متفاوت بودن در خود احساس می کرد که ترکیب آن با خوش قریحه بودنش باعث شد به این نوع موسیقی روی بیاورد . اما فارسی زبانان موسیقی صباح را نپسندیدند و او با ناامیدی از ایران برای همیشه رفت .

چندی بعد آشنایی صباح با پسرک سیه چرده و لات منشی به نام سروش لشگری بار دیگر نطفه رپ ایرانی را بست اما این بار کار این دو خواننده هم سن و سال گرفت و رپ فارسی بالاخره متولد شد . اگر امروز گروهی به نام ۰۲۱ ، یا هیچ کس خودش را مدعی رپ فارسی و پدر این نوع موسیقی می داند خیلی گزافه نیست اما رنج این موسیقی را بدون شک حسن صباح در سال های غربتش در اروپا برد .

سروش و صباح اولین کلیپ خود را در یکی از استودیو های غیر مجاز ساری خواندند ولی این بار با سبک پیشنهادی سروش .

حال موسیقی رپ فارسی می رود تا قلب بسیاری از ایرانی ها را از آن خود کند . آن ها رپ فارسی غیر مجاز را گوش می دهند و این مسئله در بحران موسیقی های مجاز بدون شنونده بسیار حائز اهمیت است . البته بسیاری از این گروه ها تحت تاثیر مواد افیونی و آلودگی های دیگر می خوانند اما گروه های سالم و اخلاق مدار هم در بین شان کم نیست . معرفی بعضی از این گروه ها شاید در پایان بخش اول بد نباشد .



▪ گروه ۰۲۱ : این گروه را سروش لشگری و رفقایش تشکیل می دهند . می گویند یک جمع ۱۰۰ نفره هستند که در شعر ها و ترانه هایشان به چند مسئله محوری می پردازند : وطن ، تهران ، رفاقت و ...

▪ گروه ابلیس ۰۵۱ : هنوز اتهام همکاری با گروه های منحرف از این گروه رفع نشده است . کارشان را با تقلید شروع کردند و هنوز در ساده ترین و پیش پاافتاده ترین معانی مانده اند .

▪ گروه ZED BAZI : رابطه عجیب این گروه با گروه های موسیقی زیرزمینی ایران زیاد است . کاست های زیادی را با سروش ، ساسی مانکن و دیگران اجرا کرده اند و بیشترین حجم کاری شان روی درگیرشدن با یکدیگر است . این گروه در بین گروه های دیگر رپ از آهنگ سازی بهتری استفاده می کند اما کلامش بیش از حد هزل و بیهوده است .

▪ YAS : یاس یک گروه نیست . خواننده ای است تک محور که بیشتر به مسائل اجتماعی می پردازد و زبان گزنده ای دارد . توجه او به معضل مواد مخدر در بسیاری از آهنگ هایش یافت می شود . یاس یکی از پرطرفدارترین خواننده های زیرزمینی است که یک بار هم با بی بی سی درباره موسیقی زیر زمینی مصاحبه کرده است .



آفتاب




روایت های غیرمجاز

در مطلبِ این هفته، خیال دارم به گونه موسیقی « رپ » بپردازم، به این دلیل که این روزها وقتی توی خیابان به موسیقی هایی که از ضبط ماشین ها پخش می شود دقت می کنم، تقریبا از هر ده ماشین، هشت تای آن ها موسیقی رپِ فارسی گذاشته اند و دارند گوش می کنند، با توجه به این که این نوع موسیقی از نظر نظام فرهنگی ما مردود اعلام شده که البته همین وضعیت به نظرم باعث شده که مردم و بخصوص جوان ها نسبت به آن حریص تر بشوند و گرایش بیش تری نسبت به این سبک موسیقی داشته باشند.
خب، حالا ببینیم واقعا انقدر سبکِ رپ بد است؟ یعنی چیزی در مایه های همان که در برنامه « شوک » و از صدا و سیمای خودمان پخش شد، برنامه ای که دست روی موضوعی بسیار حساس گذاشت اما متأسفانه به سطحی ترین شکل ممکن به آن پرداخت. تا جایی که من اطلاع دارم، سبکِ رپ توی موسیقی، هیچ ارتباطی با شیطان پرستی ندارد، این که بیاییم و دو سبکِ موسیقی رپ و متال را به قول معروف توی یک کاسه قرار بدهیم و بگوییم این ها نشانه هایی از شیطان پرستی است، برخورد کاملا اشتباهی است و این برخوردِ سطحی باعث می شود که جوان ها نسبت به این موضوع حریص تر هم بشوند، این کاملا طبیعی است که ما در هر نوع موسیقی ای، خوب و بد داریم.
اصلا این ذاتِ گونه رپ است که اتفاق های روزمره را به صورتِ شعر، یا دقیق تر بگویم، « روایت » در می آورند و آن را با یک ریتم مخصوص که اصطلاحا به آن « بیت » می گویند هم راه می کنند، و آن قصه را به این ترتیب تعریف می کنند، حالا همان طوری که ما توی ادبیات مان قصه سراهای خوب و کارکشته داریم و متوسط و بد، دقیقا توی سبک رپ هم به همین ترتیب است. عده ای این دغدغه را دارند که با رپ هایی که شعرهای رکیک و خارج از عرف دارند چه باید کرد؟ حرفی درست و کاملا متین است. اما این را هم باید در نظر گرفت که ما « رپر»هایی هم داریم که شعرهای شان حاوی پیام هایی مثبت و چه بسا آموزنده است، مثل قطعه هایی که « یاس » خوانده و یا « عرفان » اجرا کرده. اگر این نمونه های درست مجوز بگیرند و کارهای شان عرضه بشود، خب طبیعتا آن گروه های زیرزمینی ای هم که به قول معروف، کارشان را با کلام های رکیک به پیش می برند، تشویق می شوند که مضمون ها و روایت هایی که برای کلام شان در نظر گرفته اند را با جدیت بیش تر دنبال کنند. البته این اصلا به این معنا نیست که کار طنز در کلام رپ خوان ها نباشد، که طنزِ خوب اصلا لازمه سبکِ رپ است و می شود به وسیله آن به بسیاری از مشکلات حال حاضرِ جامعه پرداخت. متأسفانه در جامعه ما آستانه تحمل همه اقشار نسبت به طنز و نقدِ منطقی بسیار پایین است، نکته ای که طی روز هم زیاد با آن مواجه خواهیم شد. همه این تعارف تکه و پاره کردن های روزمره ما هم از همین ناشی می شود، به عنوان مثال در ملاقات های مان معمولا حرف هایی می زنیم که اصلا منظورمان آن چیزی نیست که به زبان می آوریم و...
به هر حال تمام این چاپلوسی های روزمره را باید کناری بگذاریم. وقتی می گوییم یک گروه رپ اول باید کلامش قابل قبول باشد اصلا به این معنی نیست که شعر سفارشی یا مناسبتی گفته بشود، یک کلام خوبِ رپ، مطمئنا باید طنز چاشنی اش باشد، اما نه آن طوری که به فرد یا گروه خاصی توی آن شعر توهین بشود و مثلا اگر پدر خانواده همین طوری بی هوا و موقع پخش آهنگ سر رسید، همه تا بناگوش شان سرخ بشود.
صرف نظر از همه انتقاداتی که از سبک رپ می شود و در بعضی مواقع که آهنگ، کلامی رکیک دارد هم به آن وارد است، احساس می کنم بیش ترِ موزیسین های منتقدِ این سبک، گاهی از روی حسادت آن را تحقیر می کنند، این که یک پسر بیست ساله، با یک ریتم ( بیت ) و قصه سرایی خوب، خیلی سریع معروف می شود و همه کارهایش را گوش می کنند. راهی که آن آهنگساز سال هاست می رود و به هیچ جایی هم نمی رسد. ما باید بپذیریم که این سبک موسیقی، امروزه توی ایران طرفدار دارد، همه به آن گوش می کنند چون شعرها و روایت هایش را می فهمند و با آن ارتباط برقرار می کنند، به دلیل این که رپ خاستگاهش از بین مردم عادی و به زبان عامیانه است. مثلا شاید هیچ کس با آهنگ های گروه « 50 سنت» ارتباط برقرار نکند، چون منطبق بر فرهنگِ آمریکایی قصه تعریف می کند اما همه با رپ فارسی ارتباط برقرار می کنند. حالا یک سری برخوردهای سطحی و بسیار تند نسبت به کل ماجرا ( تأکید می کنم، صرف نظر از بعضی رپ ها با شعرهای فوق العاده سخیف و رکیک که برای همه مردم و مسؤولان خط قرمز محسوب می شود و مسؤولان حق دارند نگرانِ آن باشند) باعث می شود که این بچه ها همچنان حریص تر بشوند و قطعه های بیش تری را به صورت غیر مجاز و زیرزمینی ( و مطمئن باشید بارها رکیک تر!) روانه جامعه می کنند. دلیل اش هم واضح است، به این دلیل که گونه رپ، سیستم تولیدش با موسیقی های دیگر از جمله راک و پاپ فرق دارد، مثلا سبکِ راک حتما یک گروهِ نوازنده لازم دارد، نوازنده ها علاوه بر سازهای خوب و حرفه ای باید جایی مناسب برای تمرین داشته باشند و درمرحله بعد به یک استودیوی حرفه ای که کارشان را ضبط کنند، در صورتی که تمام این مراحل در سبک رپ، خودبه خود حذف می شود. بیت ها هم که فراوان وجود دارد، هم می شود از اینترنت دانلود کرد و روی سی دی و به صورت آماده هم دست به دست می چرخد، و حتی اگر کسی وارد باشد می تواند با نرم افزارهای کامپیوتری اصلا یک بیت بسازد، بنابراین تهیه یک آهنگِ راک به مراتب سخت تر است از تهیه یک آهنگِ رپ. البته ناگفته نماند که اصلا منظورم این نیست که موسیقی رپ، موسیقی چیپ تری است، یک وقت به رپرها برنخورد! ما در هر ژانری هم موسیقی خوب داریم و هو بد، اما برای یک آدم خوش ذوق، که سلیقه اش رپ است، تهیه یک آهنگِ رپ بسیار ساده تر است نسبت به یک آدم خوش ذوقی که سلیقه اش راک است و می خواهد آهنگ بسازد. مثلا اگر من بخواهم یک قطعه راک اجرا کنم به قول خودمان اول باید زنگ بزنم و « بر و بچز» را جمع کنم، بعد از آن برویم توی اتاق تمرین و آهنگ را چند بار بزنیم و مهم تر از همه این ها این که در روایت های سبکِ رپ راحت تر می شود مسائل و مشکلات اجتماعی را نقد کرد تا مثلا آهنگ های سبکِ متال.
با توجه به تمام این حرف ها، به نظرم باید دستِ یک سری از بچه های خوش ذوقِ این سبک را از لحاظ موسیقایی کاملا باز گذاشت و فقط یک سری خط قرمزهایی برای کلام و روایت های شان قرار داد تا مناسب با اصطلاحات و عبارت هایی باشد که منافاتی با ارزش های فرهنگی و عرفی جامعه مان نداشته باشد. پیشنهاد می کنم که این بچه های بعضا بسیار خوش سلیقه را باید توجیه کرد به این خاطر که بسیاری از کلام های رکیک شان، به نظرم خودش یک اعتراض به تمام معناست. الان به هر حال زمانه عوض شده، انواعِ رسانه های اینترنتی و اطلاع رسانی امروزه در دسترس همه هست و هرچقدر سعی کنیم جلوی شان را بگیریم عین قارچ به صورت های دیگری اطراف مان رشد خواهند کرد، بنابراین چه بهتر که رشدِ مسائلی از این قبیل را بتوانیم کنترل کنیم و مدیریت اش را به دست بگیریم. به نظرم باید به شان فضا بدهیم ولی با وجود خطوط قرمزِ جامعه. اما دیگر پایین تر از خطوط قرمز بگذاریم کارشان را درست انجام بدهند که ماهیت اعتراضی/ انتقادی سبک رپ به کل زیر سؤال نرود، حتی گاهی شاید لازم باشد توی روایت های رپ، دوز شوخی با یک عده ای زیادتر شود، مثل رادیو که گاهی میزانِ شوخی اش با مدیران و مسؤولانِ جامعه بیش تر از حد معمول می شود اما خب، با خیال راحت هم دارند به کارشان می رسند.
با توجه به تمام این حرف ها، باید بگویم که تهیه برنامه هایی از قبیل « شوک» درست تأثیر برعکس رویِ جامعه دارد، آخر این یعنی چی که بیایند و دو سبک موسیقایی کاملا متفاوت را که هیچ ارتباطی با مقوله « شیطان پرستی» ندارد و چه بسا بعضی از گروه های مشهورِ غربی این سبک ها عقاید مذهبی/ مسیحی کاملا سفت و سختی هم دارند، قاتی و یک کاسه کنند و آن را سمبل و مظهرِ شیطان پرستی به جامعه معرفی کنند؟! مثلا من یک شاگردی دارم که برایم متأسفانه تعریف می کرد که از یکی از دوستانش خواسته بودند تا بیاید و توی این مستند حرف بزند و بازی کند، آن هم به این دلیل که ظاهر و قیافه اش خیلی « ناله» بوده است! باور کنید تصنعی بودنِ بیش از حد این برنامه و نصیحت های رو و سطحی آن تأثیری معکوس روی جوانانِ این سنی می گذارد، بالاخره با یک جوان حرف زدن هم راه های مخصوص به خودش را دارد. این برنامه به جز این که یک سری پدر و مادرانِ تعصبی و سطحی نگر را به جان بچه های شان انداخته که مثلا دیگر سبکِ رپ یا متال گوش نکنند یا فلان تی شرت با بهمان مارک را نپوشند، متأسفانه هیچ کار دیگری انجام نداده. آدم این طوری یادِ والدین قدیمی ای می افتد که برای ممانعت از سیگار کشیدن بچه های شان، شب ها تمام جیب های آن ها را سر تا پا می گشتند!

اولین خواننده ی رپ ایران و پدر رپ فارسی هیچکس(سروش لشکری)!اون اولین کسیه که رپ رو وارد ایران کرده!سبک هیچکس اجتماعیه با مایه های طنز اجرا میکنه که همه بتونن اونو درک کنند!بین هیچکس و یاس رقابت زیادی وجود داره ولی فعلا از هردو شون خبری نیست.فعلا شایعه ها میگن که هیچکس داره بر روی آلبوم خودش کار میکنه!
یاس هم خب در دانشگاه موسیقی خونده و بخاطر صدای واقعا قویش و شعرهای پر معناش و آهنگسازی به موفقیت خوبی دست پیدا کرده در حال حاضر اون بهترینه!
و اما zedbazi!اون گروهیه که از سه نفر تشکیل شده mj و wilson و پرطرفدارترین شخصیت این گروه hidden هست.که واقعا کاراشون فوق العادست طوری که هرکس به رپ علاقه شدید داشته باشه کارهای این گروه اونارو ارضا کرده!!!حدود دو سه سال پیش این گروه در اوج شهرت خودش آهنگی به نام( تابستون کوتاهه) خونده که مثل بمب در تهران و ایران صدا کرد.(اگه طرفدار رپ باشید حتما این آهنگ رو گوش دادید...این آهنگو به افراد زیر 18 سال توصیه نمیکنم!!!)بعد از دوسال تا سال 87 از این گروه خبری نبود خیلیها فکر میکردند این گروه از هم پاشیده شدند ولی در این سال با قدرت بیشتری وارد شدند که که آهنگ غزه(برای مردم فلسطین) رو خوندند!که واقعا انفجار کرد و بازگشت این گروه رو همه رو خوشحال کرد و بعد آهنگهایی به نام زندگیه منه و زمینه صاف!و قرار است آلبوم این گروه امسال یعنی سال 88 وارد بازار شود که چه شود!!!توصیه:لطفا کسانی که جنبه ندارند آهنگای این گروه رو گوش ندهند!


نوشته شده توسط مژده زوار (182 بازدید) (0 نظر)



راک

1389/11/5 ساعت 14:49
منشأ راک اوليه را بايد در سرودهاي انجيلي سياهان، سبک ريتم بلوز و همچنين موسيقي جاز (Jazz) جستجو کرد. در دهه 1950 نواي ساکسوفون و گيتار الکتريک با ضرباهنگ قوي به اين موسيقي اضافه شد و سبکي را به وجود آورد که در ابتدا راک اند رول و سپس به اختصار راک نام گرفت.

اين موسيقي در ظرف نوزده سال چنان محبوبيتي کسب کرد که در سال 1969 در همايشي سه روزه به نام «ووداستاک» توانست بيش از سيصد هزار بيننده را در فضاي باز به خود جلب کند. در اواخر دهه 1970 کم کم راکجاي خود را به «هوي متال» داد و بعد هم در دهه 1990 موسيقي «رپ» باب ميل جوانان غربي قرار گرفت.


در موسيقي راک از همان ابتدا ما با دو مسئله‌ي اصلي روبرو هستيم، يکي فرم اين موسيقي از لحاظ علمي و اصول هارموني و دوم ترانه و مضمون اشعاري که اين موسيقي را همراهي مي‌کند.


ترانه در موسيقي راک مي‌تواند به‌مراتب پراهميت‌تر از فرم موسيقي از لحاظ ساختار هارمونيک باشد.
چرا که موسيقي راک خود زائيده‌ي شرايط اجتماعي خاص در دهه‌هاي 1950 تا 1990 است و نمود اوليه‌ي اين شرايط در ترانه‌هاي اين چند دهه متجلي شده. آوازهاي راک که اغلب سراينده و خواننده‌ي آن يکي است، در حقيقت بازتاب شيوه‌ي زندگي آمريکائي، مانند بي بند و باري فزاينده‌ي جنسي بود.

شعر اين آوازها بيش از آنکه همانند آوازهاي دهه 1930 و 1940 عاشقانه و احساساتي باشد، گرايش به بيان صريح و بي‌پرده‌ي مضامين جنسي داشت. اجراکنندگان راک در دهه 1960 اغلب به مخالفت و تمسخر جنگ فرسايشي ويتنام مي‌پرداختند.

آوازخوانان علاوه بر اين در آوازهاشان به بيان تجربه‌هاي حاصل از استفاده مواد مخدر و تقلا براي کسب حقوق اجتماعي و همچنين مبارزه با تبعيض نژادي مبادرت مي‌ورزيدند.
آوازخوان و ترانه‌سراي مشهور «باب ديلن» بخش عمده‌ي شهرتش را مرهون خواندن ترانه‌ايست به نام «Blowin in the wind»، مضمون اين ترانه اعتراض به تبعيض نژادي است.


به طور کلي مهم‌ترين مسئله در موسيقي راک لحن اعتراض‌آميز و تهاجمي و همچنين خشونتي است که در ترانه‌هاي آن نهفته. اين نارضايتي از شرايط موجود است که اعتراض و خشونت را سبب شده و سپس در ريتم‌هاي درام (drum) که مارش‌هاي نظامي را تداعي مي‌کند متجلي مي‌شود. همچنين روح همين اعتراض است که در لگام افسار گسيخته‌ي گيتار الکتريک حلول کرده.
مي‌بينيم که نقش اصلي در موسيقي راک را ترانه بر عهده دارد و در حقيقت روح ترانه است که در فرم و ساختار هارمونيک اين موسيقي جريان پيدا مي‌کند.


حال اگر شعر و آواز را هم از اين موسيقي برداريم و به موسيقي بدون کلام بينديشيم باز هم اعتراض و خلق و خوي تهاجمي در ملودي‌هاي گيتار و ريتم‌هاي درام باقي مي‌ماند. مي‌توان پا را فراتر گذاشت و به جوهره‌ي راک حتي به دور از موسيقي انديشيد. راک يعني انزجار از سقوط انسان و درحقيقت همين انزجار است که اعتراض را به همراه دارد. حال، ساز و آواز و ترانه تنها وسيله‌ايست براي فرياد. فريادي که بسترش گاه حنجره است و گاه سيم‌هاي گيتار.

از طرف ديگر با نگاهي به تاريخ موسيقي راک در مي‌يابيم که راديو و تلويزيون و سينما به عنوان بستري بسيار مناسب در رشد و حرکت اين سبک از موسيقي نقشي بسيار مهم و اساسي را ايفا کرده‌اند. براي مثال قطعه‌ي معروف «Rock around the clock» ساخته «بيل هالي» که از اولين آثار راک به شمار مي‌رود بخش عمده‌ي موفقيتش را مديون فيلمي است به نام «جنگل تخته سياه» که در سال 1955 به نمايش درآمد. و يا مي‌توان به شبکه تلويزيوني MTV اشاره کرد که در دهه 1980 بازار راک را تسخير کرده بود.

در سال 1955، باب ديلن چهارده ساله با شنيدن موسيقي «Rock around the clock» فرياد زد «هي! اين موسيقي ماست، براي ما ساختنش!» به راستي چه تفاوتي در اين اثر وجود داشته که نه تنها باب ديلن بلکه ميليون‌ها جوان ديگر نيز هم‌صدا با او چنين فرياد زده بودند؟ اين روح آزادي‌خواهانه، خشونت و اعتراض نهفته در اين موسيقي بوده که باب ميل جوانان قرار گرفته بود. جواناني که در زير آتش توپخانه‌هاي جنگ جهاني دوم متولد شده بودند و فاجعه‌ي مرگ‌بار و تلخ ويتنام را در پيش رو داشتند.





تاریخچه پیدایش و معرفی سبک های راک



راک اند رول (Rock & Roll)
مقاله اصلی: راک اند رول
راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری و بلوز را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصه‌های بارزی مثل آنارشیسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت. از موسیقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونی‌های زیبای بیتلز و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابیت موسیقیایی خودش را فقط برای چند سال حفظ کرد. با گوناگونی بسیاری که در سبک‌های مختلف راک به وجود آمد، به قول بعضی از متخصصین هسته اصلی راک از هم پاشید.



پاپ-راک Pop-Rock
پاپ-راک یکی از عمده ترین شاخه‌های موسیقی محسوب می‌شود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می‌گویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است. از گروه های مشهور فعال در این سبک می‌توان به Everly Brothers، مدونا و Rowed House اشاره کرد.



سافت راک Soft Rock
گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمه‌های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمی‌ست که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است.

سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز و شیکاگو تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد.



Grunge
سبکی که اوج درخشش اون در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبک هارد راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت Kurt Cobain و بقیه اعضای Nirvana بود. سبکی که از دل Black Sabbath برخاست و حاصل ترکیب موسیقی punk و Heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیاییش. اما در نحوه نواختن ریف‌ها به Heavy metal شباهت بیشتری داشت. این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروه‌های Green River، Mud honey میشه که این موج هنوز هم ادامه داره و ریف‌های آن سنگین تر و خشن تر از ریف‌های دورهٔ دومه. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروه‌های Grunge است و مهم‌ترین ویژگی اون stop-start زیاد اونه. متاسفانه در کشور ما Nirvana رو فقط متعلق به سبک Alternative Metal می‌دونن و به تبع اون هر گروهی رو که در موسیقیش stop-start به کار می‌بره به این سبک مربوط می‌دونن؛ البته سبک‌های موسیقی هارد راک و متال آنقدر متنوع اند که به سختی میشه مرزی مشخص بین اونا کشید.



آلترنیتیو راک Alternative Rock
آلترنیتیو راک یکی از شاخه‌های راک است که تمام گروهای پست پانک (Post Punk) رو از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه ۹۰ تحت تأثیر خودش قرار داد. آلترنیتیو راک شامل سبکهای گوناگونی می‌شود: از ملودیهای زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودیهای خشن و یک نواخت اینداستریال راک.



هارد راک Hard Rock
از نظرِ اکثریت دست اندر کاران موسیقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسیار زیادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گیتار کاملاً قابل تشخیص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا می‌کند که معمولاً وظیفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نیز دیده می‌شود از جمله لزوم وجود ریتم در پس زمینه موسیقی هارد راک. در صورتی که این ویژگی در موسیقی هوی متال دیده نمی‌شود بلکه این نوع موسیقی بر صدای خشن گیتار و ریتمهای کوبه‌ای تکیه دارد.

هارد راک در اواخر دههٔ ۶۰ رشد خودشو رو آغاز کرد و به‌عنوان یک موسیقی روان گردان باب شد و تحولی در زمینه موسیقی راک ایجاد کرد. در هارد راک کمتر از Blues از بداهه نوازی استفاده میشه و در عین حال به خشونت سبک هوی متال نیست. اگرچه همون سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نیز هست. در این سبک این ریتمها و ریفها هستند که بیشترین اهمیت را دارن و باید به بلندترین شکل ممکن نواخته بشوند.

اسکورپیینز (انگلیسی: The Scorpions) گروه هارد راک آلمانی است که با فروش بیش از ۲۵۰ ملیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفق‌ترین گروه‌های راک قاره اروپا ثبت کرده‌است. این گروه از پرفروشترین گروههایراک و همچنین موسیقی به شمار میرود. رودلف شنکر (آواز و گیتار الکتریک) این گروه را با حضور کارل-هینز فولمر (گیتار لید)، لوتار هیمبرگ (گیتار بیس) و ولفگنگ دزیونی (درام) در سال ۱۹۶۹ در هانوور تشکیل داد. سپس در سال ۱۹۹۱ برادر کوچک شنکر به نام میخایل (گیتار لید) و دوست صمصیمی‌اش کلوز مین (آواز) به گروه پیوستند. در سال ۱۹۷۲ گروه موفق شد اولین آلبومشان را به نام «Lonesome Crow» ضبط کند.

ُScorpions آهنگهای زیبا و پرطرفدار زیادی از جمله ((Still Loving you))و ((Are You The One)) و ((A Moment In A Million Years)) را اجرا کردند که باعث محبوبین آنان گشت.

اسکوررپیونز از معدود گروههای راک دنیا میباشد که کنسرت و تورهای بزرگی اجرا می‌کند.

هرچند اسکورپیینز در دهه ۷۰ میلادی نیز شناخته شده بود (مخصوصآ در ژاپن)، اما بیش از هر چیز با ترانه‌های «Rock You Like a Hurricane» در سال ۱۹۸۴ و «Wind of Change» در سال ۱۹۹۰ به شهرت رسید.



Punk Rock
اعضای پانک عقاید آزادیخاهانه شون رو از طریق هنرهای مختلف ابراز می‌کنن، که مهم‌ترین اونها موزیک ه. همچنین نقاشی، شعر، و داستان کوتاه. پانک‌ها از این طریق از خلاقیتشون برای به نمایش گذاشتن نارضایتیشون از ظلمها و استبداد حاکم بر جامعه، استفاده می‌کنن. موسیقی پانک دارای Lyric‌های خشمگین و تند و سریعیه، در مورد مدرسه((Academy، ناخشنودی از شرایط اجتماعی، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگی. یکی دیگه از مشخصات این سبک اینه که بعضی از آهنگهاش به کوتاهی ۲ دقیقه‌است. ولی حتی تو این زمان کم، آهنگهاش می‌تونن حس خواننده رو منتقل کنن- که این آهنگها معمولاً خشم و عصبانیت رو نشون می‌دن. هدف این موزیک شوک آوردن، اهانت کردن، و حمله کردن به دیدگاههای عام است!

طرز لباس پوشیدن punk‌ها هم بیانگر دیدگاه این سبک ه. پانک‌ها خودشون رو به شکلی در می‌آرن که خارج از عرف باشه؛ به این ترتیب حسی که نسبت به جامعه دارن، و همچنین ظلم‌ها و فقر در جامعه رو منعکس می‌کنن. اونها از وسایل معمولی ای مثل دکمه، تیغ، سوزن، و تکه‌های پارچه به عنوان سمبل حس‌هایی که می‌خوان بیان کنن، استفاده می‌کنن. پانک بودن کمک می‌کنه که هر کس بتونه فردیت (شخصیت) خاص خودش رو پیدا کنه، بدون اینکه از طرد شدن یا مورد قبول واقع نشدن بترسه.

برای مثال، روی کلاه sweatshirt پانکی، تکه‌ای پارچه دوخته شده که کلمهٔ Unity روی آن نوشته شده‌است... این معانی مختلفی می‌تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاکت جین پاره پوره‌ای که روی اون کلمه‌های مختلفی نوشته شده که نشون دهندهٔ سختیها، دردها، و ظلمهاییه که جامعه ایجاد می‌کند، می‌باشد. پارگی لباس پانکها منعکس کنندهٔ فقر در جامعه و همچنین خشم است! در بین دختر و پسرهای punk شلوار جین‌هایی که رنگ و روشون رفته هم زیاد دیده می‌شه. بعضی از دخترها در پانک دامن‌های کوتاه یا شلوار چرم هم می‌پوشن؛ همچنین گاهی آرایش غلیظ، ولی خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ‌های عجیب غریب می‌کنن، و به صورت نا مرتب یا به حالات غیر معمول در می‌آرن- درست خلاف اون چیزی که تو جامعه مورد قبوله!

در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰، رویدادهای اجتماعی، مانند جنگ ویتنام، تورم، و بیکاری، در موسیقی اون دوران خودش رو منعکس می‌کرد. در حالی که موسیقی جدی تر می‌شد، اما ارتطباتش با مسایل روزمره زندگی کم می‌شد و در بیشتر حالت فرار از واقعیات می‌گرفت. در همین زمان بود که گروههای پانک در انگلیس با تأثیر گرفتن از این جو، و همچنین با کمک از موسیقی بعضی ازگروه‌های آمریکایی، رو به گسترش رفتند. از اولین و مشهورترین این گروهها، The *** Pistols بود.

اشعار پانک بیشتر به محکوم کردن طبقهٔ اشراف انگلیس و بی صداقتیشون، و همینطور به اعتراض‌های ناامیدانه و خشونت بار بر مسایل و مشکلات اجتماعی، می‌پرداخت. در سال ۱۹۷۶، مدیر گروه The *** Pistols، مصاحبه‌ای با BBC ترتیب داد، که در آن اعضای The *** Pistols عقایدشون رو رک و راست، و در خیلی از مواقع توهین آمیز به عموم ابراز کردند. در پی این مصاحبه وزیر آموزش و پرورش انگلیس و هیات مدیرهٔ هنر لندن، مخالفتشون رو با پانک‌ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانک‌ها جلوگیری کنند!!

و بعد از همین مصاحبه بود که پانک‌ها با مخالفت بیشتر عموم در انگلیس و به تدریج در اروپا مواجه شدند. اما این مخالفت نتیجهٔ عکس داشت و تعداد بیشتری رو نیز به سوی خود جلب کرد. پانک باعث می‌شد مردم نگاهی به برخی حقایق بیاندازند، و عموم مردم از چیزی که می‌دیدن خوششون نمی‌اومد. (مثل اون جملهٔ سینوهه که می‌گه: ”ممکن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغییر کنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار می‌توان به وسیلهٔ گفته‌ها و نوشته‌های دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعده‌های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می‌دارند.).... در کل پیام اصلی پانک این بود که هر کس، خودش باشه....



تنوع های موسیقی راک در دهه 1980
نوشتار اصلی: خط زمانی گرایشهای موسیقی (1980-1989)

در دهه 1980موسیقی راک مردمی اشباع و جذب شد. این دوران همچنین شاهد موج جدید فلز سنگین انگلیسی بود . در اولین بخش این دهه شاهد هنرنمایی ابتکارها و نوآوریهای ادی وان هالندر گیتار راک ، هنگامی که آواشناسهای دیوید لی راث)وان هالن( وفردی مرکوری( از )ملکه بود و او این برنامه ها را در سراسر دهه 1970 اجرا کرد و نقش جلودار را در انجام استانداردهای برنامه های هنری به اوج رسانید.بونو از U2 به گرایش و تمایل های خود ادامه داد.همگام با این پدیده ، باندهای موج جدید پاپ با اجرا کنندگانی مانند بیلی آیدولو گوگوسبا شهرت افزاینده خود مردمی و عمومی باقی ماند.راک قلب مملکت امریکایی این مورد بطور قوی افزایش یافت که مثالی از آن توسط بروس اسپرینگتون،باب سگر، جان (کوگار) ملنکاپ و دیگران بود. که این توسط تصنیف نویسان- خوانندگانسنتی امریکایی،پاول سیمون و ستاره سابق انگلیسی برنامه راک، پیتر گابریل موسیقی راک ورل با انواع سبکهای موسیقی سنتی در سراسر جهان تقویت ومعروف شد، این شهرت و معروفیت بنام *موسیقی جهانی*شناخته شد و شامل تقویت و معروفیت مانند راک نسلهای مختلف شد.



بریت پاپ
نوشتار اصلی: بریت پاپ

موقعی که امریکا لبریز از موسیقی گانگ و گانگ ثانوی و هیپ هاپ بود ، بریتانیا به سبک موسیقیی در اواسط دهه 90 برگشت که بریت پاپ نامیده می شد و توسط باندهایی مانند سدو، (اوسیس،روحیه،رادیو هد،پالپ و بلور اجرا می شد. این باندها دردهه 80 تعداد بسیار زیادی را به طرف راک انگلیسی زیرزمینیتوی-پاپ،برق کفش و سنگ فضاییمانند نفوذ گیتار سنتی انگلیسی که توسط نوازندگان سنگ درخشان اجرا و پخش می شد، کشاندند. برای مدتی بلور اوسیس با رقابت سرسختانه مشابه با رقیبان نوازندگان سنگهای غلتان بودند. برای مدت دیگری باندهایی مانند بلور که گرایش به پیروی از چهره های کوچک و پرهیجان ، اوسیس ترکیب شده با جنبه های سنگهای غلتان و با ملودی نوازندگان آن داشتند. بادهای روحیه و رادیو هد تمایلی به مجری هایی مانند الویس کوستلو، پینک فلوید و R.E.M با موسیقی راک پیشرفته وویرایش شده در بیشتر آلبومهای معروف ، کامپیوتر OK"داشتند. این باندها خیلی موفق بودند و برای مدت زمانی به اوسیس لقب "بزرگترین باند در جهان" بخاطر تشکر از فروش 14 میلیون نسخه از آلبوم آنها در سراسر جهان داده شده بود ولی بعد از ورشکستگی و فروپاشی باند ، مصیبت از دست دادن محبوبیت مردمی و همگانی و کاهش چشمگیر حمایت عمومی در ایالات متحده افت پیدا کردند.باند روحیه بعد از ایجاد مشکلاتی در آن و کنار کشیدن باند دیگر رادیو هد به داخل باندهای الکترونیکی ایالات متحده امریکا به عنوان یک مشکل عمده از هم پاشیده شدند. .


Metal موسیقی متال
یکی از زیرشاخه‌های اصلی راک ، سبک متال است که امروزه خود به عنوان یک شاخهٔ اصلی شناخته می‌شود.از موسیقی متال که به علت خشن‌بودن آواها به این نام خوانده می‌شود، به خودی خود زیر شاخه‌های متعددی منشعب شده‌است. دههٔ هشتاد میلادی دوران شکل‌گیری کامل‌تر و تعالی این سبک به حساب می‌آید. یکی از گروههای شاخص دههٔ هشتاد گروه امریکایی متالیکا با سبک هوی متال را می‌توان نام برد. موسیقی متال می‌خواهد در اشعارش اعتراض را به گونه مستقیم بیان کند.اولین گروه سبک متال بلک سبت با خوانندگی جان آزی آز بورن می‌باشد.


نوشته شده توسط مژده زوار (171 بازدید) (0 نظر)



بلوز

1389/11/5 ساعت 14:48
بلوز در شمار منابع جاز است . بلوز از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکا ، مانند آوازهای کشت و کار ، آوازهای مذهبی و ترانه های بردگان مناطق گوناگون سرچشمه گرفت
زمان پیدایش بلوز معلوم نیست اما در حدود دهه 1890 این ترانه ها در کشتزارهای جنوب ایالت متحده خوانده میشده است
Country Blues بلوز محلی اولیه که بطور معمول با همراهی گیتار اجرا می شد فرم یا سبک خاصی نداشت .
فرم شاعرانه و موسیقیائی بلوز در حدود سال 1910 شکوفا شد . در دهه 1920 تب بلوز در میان سیاهان آمریکا بالا گرفت ، در همین دهه بود که بلوز به فرم موسیقیائی پر کاربردی بدل شد که علاوه بر آوازخوانان ، این سبک توسط نوازندگان جاز نیز به کار می رفت
تاثیر بلوز در سبک های مردم پسند مانند ریتم و بلوز ، راک اند رول و سول آشکارا دیده میشود . بلوزهای آوازی بیانی بسیار شخصی دارند . این آوازها اغلب به مضامینی همچون درد ، خیانت ، بی وفائی و عشق یک جانبه می پردازند . در این سبک از نت های افتاده ، سایه پردازی ریز پرده ای ، تاخیرها و عجله های ریتمیک و خزش های آوازی بهره میگیرند
ملودی های آنان شامل نت های بلو یا محزون متعددی است که با اندکی بم کردن نت های سوم ، پنجم و هفتم گام ماژور پدید می آید
از برجستگان این سبک میتوان به ویلیام کریستوفر هندی
بسی اسمیت و از معاصرین به اریک کلپتون و بی بی کینگ اشاره کرد
تالیف : مسیح عطاریان
ماخذ : تاریخ موسیقی از حسنی سعدی - مجله موزیک ایران - داستان مصور موسیقی مغرب زمین


اریک کلپتون از برجسته ترین نوازندگان سبک بلوز در دنیا میباشد
در اواخر دهه 1960 یکی از رایجترین دیوار نوشته ها در لندن و نیویورک عبارت کلپتون خداست بود . بعد از نزدیک به چهل سال ، با جسارت و تلاش بی وقفه او که خواننده و گیتاریست زبردستی است طرفدارانش روز بروز بیشتر شده ، طرفدارانی که در آنزمان که کلمات پرستشانه بر روی دیوارها نوشته میشد هنوز به دنیا نیامده بودند
شکوفائی استعداد و پیدایش سبک مخصوصش با مشکلات افراطی شخصی و تراجدی مانندی همزمان بود . در میان موسیقی عاطفی و زیبای او ، وی بدنبال پناهگاه و رهائی از عذاب های حاصل از مصرف الکل و دارو و همچنین رابطه های منحرف شخصی و چندین عشق مرده می گشت

اریک پاتریک کلپتون در 30 مارس سال 1945 میلادی در خانه مادر و پدربزرگش در محله گرین در ریپلی انگلستان به دنیا آمد . او پسر حرامزاده پاتریشیا مولی کلپتون و ادوارد فرایر که یک سرباز اهل انگلستان تلقی میشد بود . که بعد از جنگ جهانی دوم فرایر نزد همسر خود در کانادا بازگشت ! پاتریشیا اریک را تحت حمایت پدر و مادربزرگش رز و جک فلیپ گذاشت ( نام خانوادگی کلپتون از همسر اول رز که سیسل کلپتون بود گرفته شده ) و بعد از آن پاتریشیا به آلمان رفت و در آنجا با یک سرباز کانادائی دیگر بنام فرنک مک دونالد ازدواج کرد
ریکی جوان ( این اسمس بود که پدر بزرگ و مادر بزرگش او را صدا میکردند ) بچه ای ساکت مودب ، با معدل بالا و استعدادی مناسب برای هنر بود . او با این باور بزرگ میشد که پدر بزرگ و مادر بزرگش ، پدر و مادر حقیقی او و مادرش ، خواهر اوست بزرگ شد و این بدلیل حمایت از او به خاطر این ننگ که وی از راه نا مشروع بدنیا آمده بود ، بود . که در سن نه سالگی مادربزرگش حقیقت به او گفته شد با اینحال بعدها هم هنگامیکه اریک مادرش را ملاقات میکرد ، هر دو وانمود میکردند که برادر و خواهر هستند
به عنوان یک جوان کلپتون آینده خود را پیدا کرد هنگامیکه در نمایش جری لی لوئیس در تلویزیون انگلیس خواند . موفقیت نمایش لوئیس و پدیدار شدن عشق اریک به آهنگهای بلوز آمریکائی ، انگیزه کافی برای یادگیری گیتار را در او ایجاد کرد . وی در دانشگاه کینگستون در رشته هنر به تحصیل پرداخت اما مشغله فکری او در رابطه با موسیقی و عشق به آن باعث شد که او بدلیل نواختن گیتار در سر کلاس اخراج شود
اریک کلپتون به عنوان یک کارگر ساده مشغول به کار شد و بیشتر زمان خود را صرف نواختن گیتار الکتریک میکرد و پدر بزرگ و مادر بزرگ خود را قانع کرد که برایش گیتار بخرند
در آن زمان کلپتون به عضویت یک گروه انگلیسی بلوز در آمد که بعد از مدتی گروه به خاطر آهنگهای بلوز آمیخته با راک و نوازندگی استادانه خود معروف شد که سه تن از ستارگان
در آن حاضر بودند Eric Clapton , Jimmy Page , Jeff Beck نوازنده گیتار انگلستان
به اریک لقب دست آهسته را دادند بدلیل تعمیر گیتار خود بر روی صحنه در زمانیکه مردم در حال دست زدن بودند
محبوبیت پیدا Five LiveYardbirds , For Your Love با وجود اینکه 2 آلبوم اول گروه
کرد ولی کلپتون در سال 1965 گروه را ترک کرد زیرا فکر میکرد که گروه از مسیر اصلی خود تغییر جهت داده و بسمت تجارت کشیده شده است . ولی بلافاصله به گروه جان مایلز پیوست و به خاطر شور و هیجان گروه استعداد او بصورت فوق العاده ای شکوفا شد و او تبدیل به عضو قابل تحسین گروه شد . کلپتون خداست و هیاهوئی که بدنبال داشت باعث شد تا آنان تا رتبه 6 جدول آهنگهای پاپ انگلیس پیش برد Bluesbreakers آلبومی از
کلپتون همکاریش را با گروه بلوز بریکرز در اواسط سال 1966 بهم زد تا گروه خود را با
تشکیل دهد Ginger Baker و نوازنده درام Jack Bruce همکاری نوازنده گیتار بیس
تا با تفکر کلپتون خداست انقلابی در موسیقی بوجود آورند و دنیا را متحول کنند ، مردم را تبدیل به Cream هیجان زده و دچار شک کنند . نگاه اریک طوری بود که گروه
برجسته ترین گروه راک سه نفری در اواخر دهه 60 شد با اتکا بر 3 آلبوم اولیه او
و تورهای گسترده وی Fresh Cream , Disraeli Gears and Wheels of Fire با نامهای
به درجه بالائی در شهرت بین المللی دست یافت و پیش از پیش در ذهن طرفداران خود جای گرفت
در زمانی کلپتون خداست بین مردم شهرت پیدا کرد ، گروه که توسط سه نفر خود خواه که با هم ناسازگار بودند و هر سه مشکلاتی داشته و معتاد بودند هدایت میشد . تا جائی که کار به یک تور خداحافظی در سال 1968 و بدنبال آن آلبوم رهائی در سال 1969 انجامیده بود
که گروه سوپر راک Baker , Rick Grech , Steve Winwood در سال 1969 با همکاری
را تهیه کرده و برای حمایت از آلبوم خود توری بین Blind Faith را تشکیل میدادند آلبوم
24 شهر آمریکا آغاز کردند
آلبوم دیگر او در سال 1970 که اولین تجربه تکنوازی کلپتون بود عرضه شد که باعث شد 3 و نوازنده Bobby Whitlock کیبورد زن Carl Radle نفر موسیقیدان دیگر که بیسیست
به او بپیوندند و یک پاپ جدید با ایده اریک ِDelaney's Band ِِاز گروه Jim Gardon درام
کلپتون با نام بعد از نیمه شب را بوجود آورند . آنها درآمد دسته جمعی خود را اختصاص به
کردند Leyla ,Other Assorted Love Song ضبط آلبوم های
اریک دچار مشکلات عشقی بدلیل یک عشق بی پاسخ با لیلا ، و دوستش جورج هریسون و همسر جورج (که بعدها کلپتون در سال 1979 با او ازدواج کرد و در سال 1988 از هم جدا شدند ) همراه شد و بر اثر آن اریک معتاد به هروئین شد و دوستانش هم در ضبط کارها ناکام ماندند و کلپتون از رفتن بر روی سن در دهه 1970 خودداری کرد به خاطر مشکلاتی که در اثر ترک کردن اعتیادش به آن دچار بود . بدنبال پیشنهاد یکی از دوستانش تمرینات سخت ولی موثر تب سوزنی را انجام داد و دوباره به زندگی بازگشت
با اثری از توندس بنام من به کلانتر شلیک کردم به صحنه موسیقی بازگشت . بسیاری از طرفدارانش از ترک اعتیاد و تلاشهای او ناامید بودند و فکر میکردند او سبک کاریش را رها کرده و بیشتر رو به کارهای آوائی آورده است تا اینکه در اجرائی زنده در سال 1980 قهرمان واقعی طرفدارانش را بیادشان آورد ولی متاسفانه این دوره زیاد طول نکشید و زندگی او وارد یکسری بحرانهای ناشی از نوشیدن الکل شد که بعدها وی را مجبور به بستری شدن در بیمارستان در سال 1981 کرد
او میل به آفرینش و خلق کردن را بعد از ترک الکل تجربه کرد و باعث انتشار چند آلبوم موفق و Another Ticket (1981) , Money and Cigarettes (1983) از قبیل
و زندگی شخصی Behind the Sun (1985) , August (1986), Journeyman (1989)
خود را تغییر داد . اگر چه عده ای معتقدند که کلپتون هرگز محبوبیت روزهای اوجش را بدست نیاورد ولی با این وجود افسانه وی همچنان ادامه دارد
اریک کلپتون اسوه ای در زمینه راک بود و وقتی این موضوع بیشتر آشکار شد که یک آلبوم چهار سی دی از وی در سال 1988 برنده بهترین آلبوم داستانی و نویسندگی نت را از آن خود کرد
در اواخر دهه 1990 سرنوشت او دچار تغییر شد هنگامیکه اکثر دوستانش در یک حادثه با هلی کوپتر جان خود را از دست دادند ، او با این حادثه درگیر بود که بعد از چند ماه او با بحران ظالمانه دیگری روبرو شد وقتی که پسرش توسط یک مدل ایتالیائی (لوری دل سانتو) از طبقه چهل و نهم ساختمان دل سانتو در منهتن به پایین پرتاب شد و مرد . کلپتون این غم رابا نوشتن داستانی درباره پسرش در سال 1992 با نام اشک هایی در بهشت تحمل کرد
( Tear of Heaven )
در سال 1994 او یکبار دیگر شروع به نواختن آهنگ های سنتی بلوز در آلبوم خود یعنی
که محبوبیت را دوباره به آهنگهای بلوز برگرداند و باعث تحسین From the Cradle
منتقدان و طرفداران شد
اریک کلپتون در سال 1997 جایزه رکورد سال را با اجرای عالی از اثر دنیا را تغییر بده از آن خود کرد
یک موفقیت حتمیYardbirds & Cream در سالن مشهور Rock & Roll با اجرای دوبل
برای گیتاریست افسانه ای بوجود آورد
آلبوم بعدی وی با تحسین همگان روبرو شد و نامزد بهترین آلبوم پاپ را در سال 1998 از آن خود کرد
در سال 2000 با همکاری دوست خود بی بی کینگ آلبومی بینظیر در سبک بلوز ارائه کردند
اریک کلپتون هم اکنون در سن 61 سالگی با وقار و استوار همچون همیشه بر قله نوازندگی سبک بلوز در گیتار ایستاده است


در این سبک از نت های افتاده ، سایه پردازی ریز پرده ای ، تاخیرها و عجله های ریتمیک و خزش های آوازی بهره میگیرند


نت های افتاده : به نت هایی می گویند که در نوشتن آنها پیش از ادای آنها یک واحد ضربی که بستگی به سرخط میزان دارد ... از سکوت استفاده شده است ... و یا بعد از آن ... منظور صدای خفه است ... اگر در سبک بلوز دقت کنید اکثرا صداهایی که با گیتار ادا می شوند ... خفه هستند ... یعنی کشش ندارند .
سایه پردازی ریز پرده ای : پرده در علم موسیقی به فاصله ی بین دو نت گفته می شود ... فاصله ی ریز پرده ای به فاصله ی نت های کم ضرب گفته می شود ... و سایه پردازی این فاصله ی ریز پرده ای یعنی سعی در کشش این فاصله در خارج از ضرب ...
تاخیر ها : سکوت ها و مکث ها یی که شنونده انتظار دارد در آن مکان صدا بشنود اما نمی شنود ... یعنی جایی که شما انتظار دارید که ملودی باشد اما ناگهان سکوت می شود . بعد ادامه می یابد ...
عجله های ریتمیک : سریع ادا کردن نت ها در شرایطی که از ضرب خود خارج شوند البته نه اینکه در نت نوشته شده تغییر ایجاد شود نه منظور این است که از قبل و در نت نویسی برنامه ریزی می شود که خارج ضرب معمول ادا شود ...
خزش های آوازی : این مبحث هم که به نوع خواندن مربوط می شود ... که این کار را محسن نامجو انجام میداد ... تمام ادا نکردن کلمات و به جای آن کشیدن یک قسمت از کلمه ... در آوردن صداها و آواها ی نامعلوم در آهنگ ... و تغییر گام بدون انقطاع صدا ...


نوشته شده توسط مژده زوار (207 بازدید) (0 نظر)



لیست سبک های موسیقی(2)

1389/11/5 ساعت 14:45
  • کلاسیک ( Classical )
  • ترنس ( Trance )
  • Psy & Goa
  • Acid
  • Uplifting
  • Ambient
  • Progressive
  • Full on
  • Hardstyle
  • الکترونیک ( Electronic )
  • House
  • Eurodance
  • Trip hop
  • DnB
  • Techno
  • Rave
  • Jungle
  • New age
  • Industrial Electronic
  • Instrumental
  • موسیقی متن ( OST )
  • Orchestral
  • موسیقی موروثی نواحی مختلف ( Folklore & Traditional )
  • Country
  • Spanish
  • Latin
  • Persian
  • East Asia
  • Mediterranean
  • جاز ( Jazz )
  • Cool
  • bigband
  • Latin
  •  راک ( Rock )
  • Country Rock
  • Rock & Roll
  • Soft Rock
  • Hard Rock


  • نوشته شده توسط مژده زوار (249 بازدید) (0 نظر)



    موسیقی خوب چیست؟

    1389/11/5 ساعت 14:28

    موسیقی خوب، موسیقی است که به انسان آرامش دهد، چه اینکه آرامش، یکی از اصلی ترین خواسته های هر انسانی است.

    موسیقی خوب،موسیقی است که انسان بعد از شنیدن آن وضعیت بهتری پیدا کند، نه اینکه پریشان تر شود.

    دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشا ن می‌دهند، زیرا شرایط ا حسا سى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد. دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیه هاى در قشر مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده ، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دا رد.  باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توا ن مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد.

    از ابتدای تاریخ بشر، از موسیقی برای شفای بیماران استفاده می‌شده است برای مثال ریتم طبل‌ها در مراسم شفابخش درمانگران نقش مهمی داشته و هنوز هم در شهرهای دور افتاده جنوب ایران درمانگرانی به نام مامازار یا بابازار وجود دارند. آن‌ها در مراسم خاصی با دف و دایره و آوازهای به خصوصی که به زبان نامفهوم سواحلی خوانده می‌شود و شاید حتی خود مامازار یا بابازار هم آن‌ها را نمی‌فهمند اما می‌گویند که به این وسیله می‌توان جن و روحی که بیمار تسخیر شده آن است را دور کرد.

    همچنین، اثر موسیقی بر روی نوزادان و کودکان نیز به دقت بررسی و تحقیق شده و نشانگر آن است که کودکانی که از بدو تولد موسیقی گوش می دهند، آرام تر، مهربان تر و آسانتر هستند. پژوهشگران دانشگاه مریلند گزارش کرده اند که هیچ چیز مهمتر از موسیقی خوب نمی تواند در سلامتی قلب و عروق موثر باشد. موسیقی در تنظیم تپش قلب و کنترل فشار خون موثر است. موسیقی اثری مطلوب و فوری بر روی قلب و عروق دارد و نوعی آرامش به آن می دهد که نمی توان نظیر آن را با دارو تدارک دید.

    از سال 1902 تا 1909، زمانی که انیشتین 6 روز در هفته مشغول مطالعات و تحقیقات فیزیکی بود، موسیقی موتزارت به عنوان منبع تغذیه روح او به شمار می رفت و اساس تفکر خلاقه اش را تشکیل می داد. پسر بزرگ او در این باره می گوید : "هر زمان که پدرم احساس می کرد در کار خود در موقعیت های دشوار قرار گرفته و به ته خط رسیده، به موسیقی پناه می برد که معمولا حلال کلیه مشکلات او بود."

     



    نوشته شده توسط مژده زوار (305 بازدید) (0 نظر)



    موسیقی بد چیست؟

    1389/11/5 ساعت 14:27

    می توان گفت همان طور که ما حاضر نیستیم هر غذایی را بخوریم و هر غذایی خواص و مضراتی ممکن است داشته باشد، انواع موسیقی نیز اینگونه هستند. هر صدای تولید شده با نام موسیقی، لزوما آثار مثبتی بر روی مخاطب آن نمی گذارد.

    از آن جمله می توان استفاده از موسیقی به عنوان ابزار شکنجه در زندان گوآنتانامو را نام برد. در واقع گوش دادن مکرر به بعضی موسیقی ها و همچنین شنیدن مکرر آن ها سبب ایجاد اختلالات روحی روانی شدید در افراد می شود، تا آنجا که حتی به مرز خودکشی می رسند.

    از نظر علمی ثابت شده که موسیقی ملایم با یک ریتم طبیعی با سرعت ملایم باعث آرامتر شدن ضربان قلب ،ملایم شدن آهنگ تنفسی و تمدد اعصاب می گردد .و حالت آرامش و نرم خویی در انسان ایجاد می کند. از سوی دیگر، موسیقی تند و هیجان انگیز باعث افزایش ضربان قلب و متلاطم شدن آهنگ تنفسی و برانگیختگی در سیستم عصبی می شود . حال شما خود درباره موسیقی هایی که ریتم بسیار تند و محرک دارند قضاوت کنید.

    همچنین کلامی که در موسیقی های کلامی به کار می رود بسیار مهم است. ما همواره به شعر موسیقی ها توجه می کنیم و حتی پس از گذشت مدتی آن ها را حفظ می کنیم، و اگر حتی در بعضی موارد گمان کنیم که به کلام موسیقی توجه نمی کنیم، آن هم در ضمیر ناخودآگاه ما اثر خود را خواهد گذاشت.



    نوشته شده توسط مژده زوار (234 بازدید) (0 نظر)



    لیست اصطلاحات موسیقی

    1389/11/5 ساعت 14:27
  • آرانژمان
  • آرتیکولاسیون
  • آستیناتو
  • آکوستیک
  • اکتاو
  • ارکستر
  • ارکستر مجلسی
  • ارتباط فالس
  • اوورتور
  • بمل
  • چندصدایی (پولی‌فونی)
  • خطّ ِ اتحاد
  • دیاتونیک
  • دیز
  • ریتم
  • ریتمیک
  • رزونانس
  • رندو
  • پنج خط حامل
  • ترانسپوزسیون
  • سکوت
  • سوییت (سوئیت)
  • سونات
  • سمفونی
  • سنکپ
  • ساز
  • ضد ضرب
  • ضرب
  • کانن
  • کروماتیک
  • کلید
  • کمپوزیسیون
  • گام
  • کنتراپوئن
  • فاصلهٔ موسیقیایی
  • فوگ
  • واریاسیون
  • والس
  • ماژور
  • مایه
  • متریک
  • محدوده صوتی
  • مینور
  • میزان ترکیبی
  • میزان ساده
  • میزان لنگ
  • نت
  • نقطه
  • هارمونیک
  • هماهنگی (هارمونی)


  • نوشته شده توسط مژده زوار (340 بازدید) (0 نظر)



    روانشناسی تمهای موسیقی

    1389/11/5 ساعت 14:25

    حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است. تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد. پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم ، گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کورتکس مغز منتقل می شود، فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کند و با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند. نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی ، احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.

    تحریک تخیل و عواطف توسط موسیقی

    بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد. وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم، به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیرگذاری نقش دارند. ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگ های منظمی احساس می شود. با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد و انرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.

    اثرگذاری ریتم و ملودی بر احساسات انسان

    از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم ، تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند و انرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد. ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد. ریتم و ملودی از هم جدا نیستند. ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات بوجود می آید.

    هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد. برخی از ملودی ها ، غمگین و حزین ، برخی ملایم و آرام بخش ، تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضی شاد و فرح بخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.

    بطور کلی اگر فواصلی که در آهنگ به کار می رود، بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گردد، انبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد. به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد. اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد، احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنانچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد، انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.

    طبقه بندی تمهای موسیقی

    تمهای شیدایی

    واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است. سرخوشی ، هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیات تمهای شیدایی است. جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست. بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند. افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سرخوشی و وجد می یابند. شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند. از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.

    تمهای حزین

    لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبی افراد مستعد تاثیر می کند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه انباشته شدن این عناصر حیاتی ، حزن و اندوه احساس می گردد. ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است. ملودی هایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند، حزن را بهتر منتقل می سازند. تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.

    احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خود را تخلیه می سازند. استفاده بیش از حد از این تم، باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد. بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین، حاصل همدردی با وقایع دشوار و گرفتاری های اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.

    تمهای هیجانی

    هیجان ، واکنش انفعالی شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنش های فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را بوجود می آورد. از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی ، رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست. بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویند که مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند، اثرات ارزنده ای خواهند داشت.

    تمهای شاد و فرحبخش

    تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند. این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند. تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند. برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.

    تمهای آرامبخش

    تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ، نه غم انگیز ، نه هیجانی و نه وجد آورند. متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند. تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود. استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز ، بسیار مناسب است.

    این تمها توازن عواطف ، تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس بوجود می آید. اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.

    چشم انداز بحث

    همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است. با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است. بررسی تغییرات حاصله کمک می کند تا ملودی های خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.

    از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود



    نوشته شده توسط مژده زوار (189 بازدید) (0 نظر)



    نقش موسیقی در مغز و بدن

    1389/11/5 ساعت 14:23

    بخش های گوناگون مغز در تجزیه و تحلیل موسیقی مشارکت دارند . طبق علم روانشناسی مغز به دو نیمکرده چپ و نیم کره راست تقسیم می شود ، مثلا نیم کره چپ مغز با شنیدن موسیقی به تجزیه و تحلیل اصوات موسیقی می پردازد و نیمکره راست ،هماهنگی و عواطف را ادراک می کند . (گیثر و برادشو 1977 )

    به عبارتی اگر فردی اشعار یک سرود را به آرامی و بدون ریتم و آهنگ بخواند نیمکره چپ خود را به کار انداخته است و چنانچه همین فرد بدون خواندن شعر تنها ریتم یا آهنگ آن را زمزمه کند نیمکره راست مغز را فعال کرده است . دلیل این امر واضح است طبق علوم پزشکی و روانشناسی نمیکره راست مغز محل درک عواطف و احساسات است و نیمکره چپ محل درک منطق و محاسبات، بنابراین در شرایطی که فردی به طور هم زمان از کلام و موسیقی بهره ببرد از هر دو نیمکره مغزی خود استفاده کامل کرده است . (هیلگارد 1975 )

    بنابراین می توانیم به ارتباط تنگاتنگ موسیقی با عملکرد مغزی پی ببریم و همچنین می توانیم از آن در جهت سنجش ،پرورش و تقویت توانش های مغزی استفاده نماییم . در همین رابطه مسائلی از قبیل روانشناسی موسیقی و موزیکولوژی و موسیقی درمانی شکل می گیرد .

    محققین در علم موزیکولوژی و علوم پزشکی به این در خصوص تاثیرات فرکانس های موسیقی بر روی جنین انسان به این نتیجه رسیده اند که فرکانس های بم و باس بهتر می توانند در مایع درون رحم به حرکت درآیند و برای جنین قابل شنیدن می باشند .

     طبق تحقیقات انجام شده پزشکی مشخص شده است که موسیقی ضربان قلب کودک را تغییر می دهد و این امر زمانی که تنالیته و ریتم موسیقی عوض می شود کاملا محسوس است .لذا استفاده از موسیقی های کلاسیک برای مادران باردار توصیه می شود .

    دکتر لامونت محقق دانشگاه هاروارد به این عقیده است که اگر در سه ماه آخر بارداری از یک موسیقی مشخص «ترجیحا کلاسیک »برای جنین استفاده شود ،او در یک سالگی با شنیدن آن موسیقی واکنش نشان می دهد و موسیقی را درک می کند .

    مو سیقی حتی در پس از تولد کودک و بخصوص تا قبل از سن 7 سالگی نیز تاثیر بسیار زیادی در پرورش ،هوش و حافظه کودکان دارد .

    در سال 1993 دو فیزیکدان متخصص در امر پرورش و حافظه به نامهای «گوردون شاو» و «فرانسیس رایچر» در آزمایشی قبل شروع امتحان دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا 10 دقیقه از ابتدای یکی از سونات های نابغه بزرگ موسیقی کلاسیک آمادئوس موتزارت را پخش کردند که نتیجه این امر افزایش موقت حافظه دانشجویان و تمرکز آنها در امتحان بود . (حتما همه شما قبل امتحان براتون صدای قرآن پخش کردن که نتیجه ای جزء دلهره حداقل برای من نداشته )

    به سادگی می توان تشخیص داد که موسیقی نقش بسیار زیادی در سلامت روح و جسم انسان دارد



    نوشته شده توسط مژده زوار (245 بازدید) (0 نظر)



    اصطلاحات موسیقی

    1389/11/5 ساعت 14:21

     Attack: اتک یک بازه زمانیه که برا کنترل های روی سیگنال استفاده میشه و مستقیما با ترشهولد در ارتباطه

    Balance:به مقدار ولومه بین کانال ها چپ و راست یک سیگنال گفته میشه

    Bandwidth:به رنجه فرکانسی یک سیگنال صوتی گفته میشه که میشه روش پروسس کرد (مطلوبه که فرکانس های شنیداری توسط انسان 20hz تا 20khz)

    Bypass: این کنترل این اجازه رو میده تا کلیه عملیاتی که روی سیگنال انجام دادید خنثی کنید

    با خنثی کردن موقت میشه تفائت سیگنال واقعی وسیگنال پروسس شده رو درک کرد

    channel fader:این کنترل برای تنظیم مقدار ولوم استفاده میشه

    crossfader: مشابه channel fader عمل میکنه با این تفاوت که فید کردن کانال های مختلف به همدیگه استفاده میشه

    crossfader reverse: عملکرد این فیدر هم مثل بقیست ولی باز با این تفاوت کهاین فیدر معکوس شدن یک سیگنال رو به صورت افقی مقدار دهی میکنه

    De esser: یک عملگر روی سیگناله که میتونه صداهایی که فرکانس بالایی داره مثل صداهای س و ش رو کنترل کنه(نکته:این قبیل صداها به Hissing noise معروفن)

    ِ
    Delay:یک کنترل که یک سیگنال رو میتونه چندین بار به طور متوالی تکرار کنه(شاید اکو ساده ترین مثال باشه)

    Dump: یک مقدار حافظه برای رابط های midi که مقدار اطلاعاتی رو که رابط به دستگاه میرسونه رو در نظر میگره

    Dynamic: در واقع یک صفته به این مفهوم که تغییرات شدت امواج طبیعی رو در یک دوره زمانی بررسی میکنه

    ِ
    Dynamic range: همون محدوده دینامیکیه که قابل شنیدن و پروسس شدن باشه

    Enhancer:یک کنترل بر روی سیگنال های با فرکانس تقریبا بالا یا بالا که باعث رزولیشن بیشتر سیگنال میشه

    Equalizer: اکولایزر یا همون Eq یک کنترل بر روی سیگنال که روی طبقه بندی فرکانس ها بر اساس پایین بودن تا بالا بودنشون دلالت میکنه.بهتره بگم یشگنال بر اساس شدتشون روی یک نمودار فرضی طبقه بندی میشن.اکولایزر کنترل کامل شما رو روی این نمودار برقرار میکنه تا به فرکانسی که می خواین برسین.

    exciter: مثل enhancer عمل میکنه با این تفاوت که این کار رو با اضافه کردن یک فرکانس مشابه فرکانس اصل انجام میده

      compressor:کمپرسور یک کنترلر روی فرکانس هاست که تعیین میکنه فرکانس از چه آستانه ای چه مقدار کم و چه مقدار زیاد بشه وبه طور خلاصه فرکانس رو به یک میانگینی مرسونه

    expander:این کنترل بوسیله کنترلش روی دینامیک رنج و دسترسی به Fade out سیگنال میتونه یک فرکانس رو منبسط کنه

    Feed back: به فرکانس خروجی یک سیگنال وقتی که دوباره به ورودی برگرده فید بک میگن

    gain: یک کنترل که مستقیما مقدار ورودیه یک کانال رو کنترل میکنه ومقدار ولوم یک فرکانس رو از ورودیش تنظیم میکنه

    high pass filter : یکی از تنظیماتیه که روی فرکانس ها صورت میگیره و به این مفهومه که فرکانسهای بالا نگه داشته میشن و بقیه قرکانس ها حذف میشن

    high cut filter: دقیقا بر عکس های پاس عمل میکنه یعنی فرکانس های بالا رو حذف میکنه...

    interface: یک رابط استاندارد که برای انتقال اطلاعات بین اجزای یک سیستم به کار میره

    limiter: لیمیتر یکی دیگه از کنترل کننده های دینامیک رنجه که شباهت زیادی به کمپرسور داره اما در محدود کردن فرکانس های حجم دار خیلی قوی تر از کمپرسور عمل میکنه

    low pass filter: این کنترل دقیقا کاره high cut filter رو انجام میده

    low cut filter: این کنترل دقیقا کاره high pass filter رو انجام میده

    mic in: برای اتصال میکروفون استفاده میشه.بیشتر میکروفون ها از کابل Xlr و منبع تغذیه استفاده میکنند

    Midi: مخفف کلمه musical instruments digital interface
    یعنی رابط دیجیتال آلات موسیقی.سازهای الکترونیکی برای تبدیل شدن به یک الگوی دیجیتالی(همون فایل های
    midi) از این استاندارد استفاده میکنن

    Noise: نویز یک فرکانس زائده که شکل های مختلفی داره اما در کل همه نویز ها به صداهای مزاحم موصومن و از عوامل زیادی تولید میشن یکی از عوامل استفاده ازکابل های نامناسبه

    panorama: یک عملگر روی فرکانس ها روی دستگاه های الکترونیکی است که برای تثبیت فرکانس به مقدار مورد نظر روی یک باند عمل میکنه

    Parameter : یک مقدار متغیر برای مقدار دهی کاراکترهای یک دستگاه الکترونیکی

    pahntom power: اصطلاحا به برق مورد نیاز میکروفون معروفه. میکروفون های کاندنستر برای کارشون نیاز به یک منبع تغذیه دارن که این برق به طور غیر مستقیم مورد استفاده میکروفون قرار میگیره 

     



    نوشته شده توسط مژده زوار (238 بازدید) (0 نظر)



    اصطلاحات موسیقی

    1389/11/5 ساعت 14:20

     

     

    اِتود: (فرانسوی:Étude) به معنای مطالعه است و در موسیقی به قطعه‌هایی که گفته می‌شود که هدف آنها ارتقای تکنیک نوازندگی است. هر اتود معمولاً برای یکی از مشکلات فن نوازندگی و رفع یکی از ضعف‌های تکنیکی هنرآموزان تصنیف می‌شود. آهنگسازان و به خصوص رمانتیک‌ها طبعاً کوشیده‌اند اتودهای خود را علاوه بر تأمین هدف بالا، زیبا نیز تصنیف کنند، به طوری که تکنوازها آن را در رپرتوار رسیتال خود، به قصد نشان دادن قابلیت نوازندگی‌شان می‌گنجانند. برای مثال، اتود اپوس 25 شماره 6فردریک شوپن برای تمرین پیانیست برای اجرای سریع و موازی فواصل سوم کروماتیک است، و اتود اپوس 25 شماره 7 او تأکید بر تولید نغمه‌ی آوازین در یک ملودی پلی‌فونی دارد، و اتود اپوس 25 شماره 10 او اکتاوهای موازی را پوشش می‌دهد.
    معنی دیگر اتود ، طراحی اولیه است.

    آرانژمان: آهنگی كه برای ارکستر یا ساز مشخصی ساخته شود را آرانژمان می‌گويند.

     

    گام: (از فرانسه gamme) توالی چند نت است که به ترتیب ارتفاع مرتب شده‌اند. گام ممکن است بالا رونده یا پایین‌رونده باشد یعنی ارتفاع نت‌ها در آن به ترتیب صعودی یا نزولی مرتب شده باشند.
    جستارهای وابسته
    اکتاو
    گام دیاتونیک
    گام کروماتیک
    گام مینور
    گام ماژور
    گام بزرگ نسبی
    گام کوچک نسبی

    ارتفاع :ارتفاع یک صوت با بسامد یا فرکانس آن مشخص گردیده و بطور کلی محدوده ای است که پایین ترین و بالاترین درجه صوت در آن مشخص می گردد.


    اکتاو : اُکتاو (به انگلیسی Octave، گاه به اختصار به صورت 8ve و P8 نیز نوشته می شود) در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ۷ نُت پایه‌ای موسیقی: Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله ۷ نت است می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.
    در واقع بازه­ی اصوات موسیقی به زیربازه­هایی به نام اکتاو بخش می‌­شود. یک اکتاو بازه فرکانسی را شامل می‌­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گ‌یرند، تشکیل تصاعد هندسی می­‌دهند.
    - آکسان : به معنی لهجه یا تکیه و فشار صوتی روی کلمات یا هجاهاست.

     

    آلتو: نام گونه‌ای از صدا در موسیقی است.
    در مطالعه هارمونی معمولاً چهار قسمت صدایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به‌نام‌های سوپرانو، آلتو، تِنور و باس.

    به صدای بم زنان و کودکان گفته می شود.

    انتقال : تغییر و تعویض یک مقام و مشتقات آن به مقام دیگر از موضعی است که احساس ناهمگونی در شنونده ایجاد نشود.تعویض مایه یک قطعه موسیقی به مرتبه بالاتر یا پایین تر.


    انعطاف پذیری صوت : میزان توانایی آمادگی حنجره شخص در انتقال از نتی به نت دیگر یا پرده ای به پرده ی دیگر مبتنی بر منطق موسیقی است.


    اوج : یا هفتگاه به درجه هفتم یا نت سی si در دیوان اساسی گویند.

    اُورتور: قطعه‌ای سازی است که به عنوان مقدمه برای اپرا، اوراتوریو، باله و سایر آثار دراماتیک یا به عنوان یک قطعه مستقل اجرا می‌شود و معمولاً شامل نغمه‌های اصلی آن اثر است. این قطعه در اجراهای نمایشی زمانی که هنوز پردهٔ نمایش بالا نرفته‌است، توسط ارکستر اجرا می‌شود.
    در موسیقی ایرانی، از اواخر دوره قاجاريه،برای اولین بار توسط درویش خان مقدمه‌ای بنام پیش‌درآمد قبل از درآمد اجرا می‌شود.
    واژهٔ معادل پیش‌نوا از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌ برای اورتور پیشنهاد شده‌است.


     
    باریتون : به صدای توسط مردان گفته می شود.


     
    باس : به صدای بم مردان گویند. نام بازه‌ای از صدا در موسیقی و گونه‌ای از صدای بسیار بَم انسان در خوانندگی و اپرا است.


     
    بسامد : میزان ارتعاشات یک صدا در مقیاس یک ثانیه است و به آن تواتر یا فرکانس هم گویند.


    بُعد : به پرده در موسیقی عرب بعد گویند.


    بلندی صدا : همان شدت یا قوت صوت و عبارت از توان صوتی یا میزان انرژی آزاد شده صوتی است که از منبع تولید کننده آن در واحد سطح انتشار می یابد.به آن ولوم نیز گویند.

     

    پارتیتور: (ایتالیایی: partitura، انگلیسی: score) نت‌نویسی‌ای که نت تمام بخش‌های سازی و آوازی یک ارکستر بزرگ، ارکستر مجلسی یا همنوازهای دیگر بر روی آن ثبت شده باشد. در پارتیتور هر حامل متعلق به یک بخش، یک ساز یا گروهی از سازهای همنام است که ملودی را هم‌زمان اجرا می‌کنند. میزان‌بندی در پارتیتور، به وسیله‌ی خطوط عمودی صورت می‌گیرد که تمام حامل‌های مربوط به بخش‌های ملودیک هم‌زمان را در بر می‌گیرد. هر رهبر ارکستر در کار رهبری به نتی که به شکل پارتیتور نوشته شده است، نیاز دارد و از روی آن ارکستر را رهبری می‌کند.

    پرده : به مقدار فاصله بین دو نت گفته می شود.

    پنتاکورد : به توالی پنج نت در یک گام موسیقی گویند.


    تتراکورد : به توالی چهار نت در یک گام موسیقی گویند.


    تحریر : صوتی آهنگین و خالی از حروف است که از حنجره انسان صادر شده و در حین اجراء آن،هوا هنگام عبور ،بوسیله ماهیچه های سوتی قطع و وصل می شود.نوسانات صوتی منظم و سازواره که از حنجره انسان صادر می شود.


    تنور : به صدای زیر مردان گویند. تِنور (Tenor) نام بازه‌ای از صدا در موسیقی و گونه‌ای از صدای مردانه در خوانندگی و اپرا است.
    در مطالعه هارمونی معمولاً چهار قسمت صدایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به‌نام‌های سوپرانو، آلتو، تِنور و باس.
    تنور به زیرترین نوع صدای مردان گفته می‌شود که دامنهٔ آن بر اساس کلید سل، از نُت دو زیرخط اول تا دو بالای خط پنجم است، با این تفاوت که صدا دهندگی آن یک اُکتاو بَم‌تر (از سوپرانو) می‌باشد.
    این نوع صدا در آواز مردان در موسیقی ایرانی اهمیت فوق العاده‌ای دارد و می‌توان گفت که بیشتر آوازخوانهای مرد ایرانی صدایی از همین نوع را دارند که به‌عنوان مثال از استادان : طاهر زاده ، دردشتی ، تاج اصفهانی و شجریان می‌توان نام برد.


    تون ساده : صدایی که تنها یک فرکانس داشته باشد.


    تون مرکب : صدایی که دارای چند فرکانس مختلف است.


    تونیک : به نت آغازین یک گام موسیقی اطلاق می شود.


    جنس : تتراکورد در موسیقی عرب،جنس خوانده می شود.


    جواب : به نت هشتم در یک اکتاو که تکرار همان نت اول است در موسیقی عرب،جواب اطلاق می شود و مفهومی کاملا صوتی دارد.


    جهارکاه : به درجه چهارم یا نت فا در دیوان اساسی گویند.نام یکی از مقامات اصلی عربی است.


    حسینی : یا ششکاه به درجه ششم یا نت لا در دیوان اساسی گویند.نام یکی از فرعیات مقام بیاتی است.


    دوکاه : به درجه دوم یا نت رِ در دیوان اساسی گویند.


    دومینانت : به نت پنجم در یک گام موسیقی اطلاق می شود.


    دیوان اساسی : اکتاو اصلی که مصدر مقامات اصلی موسیقی عرب است خوانده می شود.


    رنین صوت : طنین صوت در موسیقی عرب رنین خوانده می شود.

     

    رپرتوار: (فرانسوی: Répertoire، انگلیسی: Repertory) در معنای لغوی یعنی فهرست یا جدول. اما در اصطلاح موسیقی مجموعه قطعه‌های موسیقی است که تکنواز (یا خواننده) برای رسیتال، یا ارکستر برای کنسرت آماده می‌کند. تعداد قطعه‌های موسیقی در رپرتوار، معمولاً زیادتر از قطعه‌هایی است که در برنامه‌ی رسیتال یا کنسرت اعلام می‌شود، زیرا ممکن است شرکت‌کنندگان پس از اتمام برنامه در عین تشویق مجری(های) برنامه اجرای قطعه‌های دیگری را طلب کنند

    سبک : شیوه یا استیل هنری یا ادبی سبک گفته میشود.


    سپرانو : به صدای توسط زنان و کودکان گویند.

     

    سلفژ : روشی برای تربیت گوش و شنوایی است./ نت خوانی و نت نویسی است.


    سُلّم : به نودار موسیقایی یک مقام در موسیقی عرب گویند.

     

    سوپرانو: نام بازه‌ای از صدا در موسیقی و گونه‌ای از صدای بسیار زیر (متضاد بَم) زنانه در خوانندگی و اپرا است.
    در مطالعه هارمونی معمولاً چهار قسمت صدایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، بنام‌های سوپرانو، آلتو، تِنور و باس.
    فاصله بین بخش‌های سوپرانو و تنور معادل ۸+۳ می‌باشد بنابراین بهتر است بصورت میزان دوم نوشته شود.

    سیکاه : به درجه سوم یا نت می در دیوان اساسی گویند./ نام یکی از مقامات اصلی عرب است.


    شدت صوت : رجوع کنید به بلندی


    ششکاه : رجوع کنید به حسینی


    صدا : یا صوت به فرکانسهایی که در اثر ارتعاش یک جسم ایجاد شده در محیط مناسب انتشار جریان یافته و برای گوش آدمی قابل دریافت است گفته می شود.


    طریق : به خلق و ابداع یک آهنگ یا ردیف لحنی ،مبتنی بر مقامات عربی توسط قاریان صاحب سبک اطلاق می شود.


    عقد : در موسیقی عرب گاه به معنای جنس یا تتراکورد و گاه به معنای پنتاکورد بکار می رود.


    غَمّاز المقام : در موسیقی عرب به نت پنچم غماز می گویند.


    فاصله : به میزان ارتفاع دو صوت یا دو درجه صوتی گفته می شود.


    فرکانس : رجوع کنید به بسامد.


    فون : واحد سنجش بلندی صوت است.


    قرار : دارای مفهومی صوتی است و هم به معنای درجه اول اکتاو و هم به معنای بم صوت در موسیقی عرب بکار می رود.


    قوت صوت : رجوع کنید به بلندی.

     

    کردان : یا ماهور به درجه یا نت دو در دیوان اساسی گویند.


    گام : عبارت از توالی تثبیت شده اصوات پی در پی با فواصل معین در یک اکتاو است که دارای مفهوم موسیقی است.در موسیقی عرب به آن مقاما یا نغمه گویند.

     

    متزوسپرانو : به صدای زیر زنان و کودکان گویند.


    مدت صوت : به مدت استقرار و مکث روی یک نت یا درجه صوتی مدت یا دیرند گویند.در موسیقی عرب به مدت صوت طنین گویند.


    مرتبه : نام دیگر دیوان است.


    موسیقی آوازی : نوعی موسیقی است که منشأ ان حنجره انسان است و معمولا در مقابل موسیقی ساز بکار می رود.


    موسقی فولکور : به موسیقی محلی یا منطقه ای یا قومی گویند.


    نبرات : یا عربات در موسیقی عرب به معنای تحریر بکار می رود.


    نت : الفبای موسیقی یا علائمی برای نوشتن و خواندن یک متن موسیقی است.


    نوا : به درجه پنجم یا نت سل در دیوان اساسی گفته می شود.


    نوح : یکی از قالبهای رایج موسیقی در دوران اعراب جاهلی بوده است.


    ولوم : مراجعه کنید به بلندی.


    ویبراسون : به معنای لرزش های ساز واره در موسیقی و تقریباً به مفهوم تحریر نزدیک است.


    هرتز : واحد فرکانس یا بسامد است.


    هفتکاه : رجوع کنید به اوج.


    یکاه : به درجه سل قبل از دیوان اساسی گفته می شود.


    موسیقی ارتجالی : از اصطلاحات موسیقی عربی و به معنای بداهه خوانی یا بداهه نوازی است.در این موسیقی خواننده یا نوازنده فارغ از ایقاع یا ریتم نغماتی را بصورت آزاد در فضای موسیقی مقامی اجرا می کند.


    مسافت صوتی : به فاصله بین درجات یا نتها در موسیقی عرب مسافت صوتیه گویند

    .
    مکتب : رجوع کنید به سبک.

     

    نوکتورن: (گرفته شده از واژه فرانسوی noturnal) قطعه ایست که معمولاً در شب نواخته می شد.
    کلمه نوکتورن اولین بار هنگامی در قرن هفدهم به کار برده شد که قطعاتی گروهی و دارای چندین موومان که اغلب در مهمانی های شبانه نواخته می‌شد ظهور کردند. گاهی از معادل ایتالیایی این کلمه برای نام‌گذاری چنین قطعاتی استفاده می‌شد که می توان به سرناتا نوتورنا (
    serenata notturna) اثر موتسارت اشاره کرد. در آن زمان نوکتورن را الزاما برای شب نشینی ها نمی‌نوشتند اما ممکن بود مانند سرناد برای یک اجرای شبانه درنظر گرفته شود.
    فرم نوکتورن عامیانه‌تر از قطعات تک موومانی است که اغلب برای پیانو سلو نوشته می شد. این فرم در قرن نوزدهم گسترده‌تر شد.اولین کسی که قطعاتی با عنوان نوکتورن نوشت، جان فیلد آهنگساز ایرلندی بود که پدر نوکتورن مدرن (رمانتیک) خوانده می شود اما با این حال فردریک شوپن مشهور ترین آهنگساز در زمینه تصنیف نوکتورن است که ۲۱ نوکتورن برای پیانو نوشته است. از آهنگسازان پس از شوپن که نوکتورن هایی نوشته اند می توان به گابریل فوره، الکساندر اسکریابین و اریک ساتی اشاره کرد.
    از نمونه‌های دیگری که می توان برای این فرم موسیقایی مثال زد رویای نیمه شب تابستان اثر مندلسون است که برای ارکستر نوشته شده و موومان اول کنسرتو ویلن شماره ۱ ساخته دیمیتری شوستاکوویچ.
    اولین موومان از سونات مهتاب اثر بتهوون را نیز می توان نمونه‌ای از یک نوکتورن دانست، اگرچه بتهوون خود چنین تعبیری از سوناتش نداشت.
    نوکتورن ها قطعاتی ملایم و آرام و اغلب پر معنی و غزل گونه و گاهی غم انگیز هستند. اما برخی از نوکتورن‌ها حس کاملاً متفاوتی را القا می کنند مانند دومین نوکتورن ارکسترال دبوسی که حالتی سرزنده و شاد دارد.



    نوشته شده توسط مژده زوار (578 بازدید) (0 نظر)



    روانشناسی موسیقی

    1389/11/5 ساعت 12:34
    حتما شنیده‌اید که بعضی‌ها می‌گویند راک گوش نکنید چون خشن می‌شوید! تاکنون تحقیقات بی‌شماری در مورد رابطه خشونت و برخی موسیقی‌ها به انجام رسیده است. طبق این تحقیقات موسیقی راک، رپ وتکنو معمولا متهم می‌شوند که سبب بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در نوجوانان هستند. اما به گفته محققان آمریکایی آنچه که سبب بروز خشونت در پی گوش دادن به برخی موسیقی‌ها می‌شود، آهنگ نیست بلکه بار معنایی کلمات استفاده شده است. بار منفی کلمات گاهی می‌تواند سبب افزایش احساسات منفی و رفتارهای خشونت‌آمیز شود. کلمات حتی می‌تواند بر نوع نگاه به جامعه نیز تاثیر بگذارد. این موضوع به ویژه وقتی در یک موسیقی از کلمات رکیک استفاده می‌شود، پررنگ‌‌تر است...

    در سال 2003 تحقیقات وسیعی در آمریکا انجام شد که رابطه میان هر نوع شخصیت و تمایل آن به گوش دادن به نوعی موسیقی را روشن می‌کرد. در این تحقیق پژوهشگران 3500 دانشجو را زیر نظر گرفتند و آنها را برحسب علاقه‌شان به نوعی موسیقی به 4 دسته تقسیم کردند:

     

    1 موسیقی کلاسیک، جاز، بلوز و فولک


    علاقه‌مندان به این دسته موسیقی‌ها انسان‌هایی باهوش، از نظر سیاسی آزاد و به دنبال تجربیات تازه‌اند.

     

    2 موسیقی راک، آلترناتیو و هوی‌متال


    علاقه‌مندان به این موسیقی، کنجکاو، باهوش، فعال از نظر فیزیکی و بدون علاقه به مسایل سیاسی‌اند.

    3 موسیقی پاپ، موسیقی ملایم و موزیک فیلم‌ها

    علاقه‌مندان به این موسیقی خیلی کنجکاو نیستند. بیشتر جنبه احتیاط را می‌گیرند و در سیاست محافظه‌کارند.

     

    4 موسیقی رپ، سول و فانک

    علاقه‌مندان به این نوع از موسیقی‌ها از نظر اجتماعی باز هستند و روابط عمومی خوبی دارند. دلنشین‌ هستند و به دنبال ریاست نیستند.
    البته باید به این نکته توجه داشت که نتایج این تحقیق به این معنی نیست که شخصیت همیشه تحت تاثیر موسیقی است یا برعکس. لازم است بدانید مردم به دو دسته تقسیم می‌شوند: گروهی که این فرمول برای آنها صادق است و گروهی که بیشتر نوجوانان در آن جای می‌گیرند و از موسیقی به عنوان یک ویترین و وسیله استفاده می‌کنند و توسط آن می‌خواهند خود را آن گونه که می‌خواهند باشند به مردم نشان دهند.


    نوشته شده توسط مژده زوار (207 بازدید) (0 نظر)



    روانشناسی موسیقی ترنس

    1389/11/5 ساعت 12:32
    ترنس به عنوان ابهام آمیز ترین سبک موسیقی Dance شاید ترنس را به عنوان یک سبک Melodic و کم و بیش آزاد موسیقی و استنتاج شده از Goa Tranceو House بتوان معرفی کرد. با این که تعریف صریح و روشنی برای ترنس وجود ندارد اما می توان گفت احساسی ترین سبک موسیقی الکترونیک است ، که سرعتش حداقل 135 است که در مقایسه با تکنو که حداکثر این سرعت بود ،سبک تند تریه . از نظر روانشناسان حرفه ای ترنس نوعی مواد مخدر سالمه و واژه ی ترنس به معنای خلسه یا به عبارت عامیانه خماری است . ترنس حالتی است که موقع هیپنوتیزم بدست میاد که مغز از موج بتا به موج آلفا وارد میشود .
    بهترین تعریف برای موسیقی ترنس ، موسیقی Dance مبتنی بر Anthem ها و Rift ها که میتواند پر انرژی تر هم باشد . مشابه با موسیقی Classical Organ یک Track ترنس اغلب شامل Chord های Minor و Major برای ایجاد صدای حماسی(Epic) است . بیشتر آهنگ های ترنس مبنی بر Beat های 4/4 ساخته می شوند .
    موج بتا ، حالت همیشگی از استرس و افسردگیه یا منفی نگری به هر چیز ، اما آلفا حالت مثبت نگری و آرامش است . اوج آلفا هیپنوتیزم است به حالتی میرسد که شبیه تتا موج خواب ولی تو بیداری تبدیل می شود .
    بررسی ساختاری موسیقی ترنس و مفهوم برخی از واژگان
    به صورت کلی ساختار ترنس دارای چهار قسمت است :
    1 – Intro : اینترو شروع آهنگ است که معمولا با کیک درام و باسلاین شروع می شود ، بعد هت و اسنیر یا کلپ هم بهش اضافه می شود ، البته خیلی اینترو با یک پد شروع می کنند و بعد این مراحل را انجام میدهند .
    2 - Breakdown : در این مرحله درام و باسلاین قطع می شود و با پد و کمی از ملودی اصلی این مرحله شروع می شود تا ملودی را نمایان کند .
    3 – Release : در این مرحله ملودی با باس و درام اینترو ترکیب میشود و اوج آهنگ در همین جا است .
    4 – Outro : از نام ای مرحله پیداستبه معنای تمام کردن آهنگ است و از آنجایی که اکثر آهنگسازان ترنس دی جی هستند ، چند تا آهنگ را با هم میکس میکنند ، این مرحله ورود از پایان آهنگ فعلی به طرز استادانه به اینترو آهنگ بعدی هم محسوب می شود .
    Loop : به معنای ملودی های تکراری که از ویژگی های موسیقی ترنس است .
    DJ : مخفف كلمه ديسك جاكي (DISK JOCKEY) به معنای لغوی سواركار و جادوگر ديسك و در معنای موسیقی رهبر گروه که هدایت یک اکیپ موسیقی را بر عهده دارد . تئوري دي جي براي اولین بار توضيحي بود براي مطرح كردن آهنگهاي پاپولار در راديو بر روي گرامافونهاي قديمي كه به آنها ديسك می گفتند و چون براي شنوندگان جاك ميشد يعني پخش و افكت گذاري سرعتي که خيلي پيش پا افتاده بود . بعد از مدت كوتاهي معروف به ديسك جاكي شد و كسي كه اين كارو ميكرد DJ نام ميگرفت .



    نوشته شده توسط مژده زوار (376 بازدید) (0 نظر)



    موسیقی درمانی

    1389/11/5 ساعت 12:24

    سال‌هاست که مردم در زمان‌های مختلف، شادی، غم، استراحت، رانندگی و ... به موسیقی گوش سپرده‌اند. از آنجا که موسیقی بخش جدایی‌ناپذیر از هر فرهنگی است، هر فرد در مقاطع مختلف زندگی خود، ارتباطی هیجانی و احساسی با یک آهنگ یا قطعه موسیقی برقرار کرده است. و این افراد، دانسته یا ندانسته، از موسیقی به عنوان وسیله‌ای برای روان‌درمانی و نوعی مدیتیشن برای اتصال دوباره به خود واقعیشان، استفاده کرده‌اند.

    موسیقی درمانی چیست؟

    انجمن موسیقی‌درمانی کانادا (CAMT)، موسیقی درمانی را چنین تعریف می‌کند: استفاده ماهرانه از موسیقی و عناصر موسیقی توسط یک روان درمانگر با صلاحیت به منظور ارتقاء، حفظ و باز گرداندن سلامتی ذهنی، جسمی، هیجانی و روحی. استفاده از موسیقی برای روان‌درمانی، کار تازه‌ای نیست. سال‌هاست که از موسیقی برای درمان بیمارانی که از اختلالات و بیماری‌های مختلفی از جمله آسیب هیجانی، ناتوانی‌های رشدی، سوء مصرف مواد، مشکلات سلامت روانی، درد، اختلالات زبانی و گویشی رنج می‌برند، استفاده شده است.

    مزایای موسیقی درمانی چیست؟
    به ادعای انجمن موسیقی درمانی کانادا، موسیقی دارای کیفیت‌های غیرشفاهی، ساختاری، ابداعی و هیجانی است. از این کیفیت‌ها می‌توان به عنوان وسیله درمانی برای تسهیل ارتباطات، تعاملات، خودآگاهی، یادگیری، خوداظهاری، تماس و رشد فردی استفاده کرد.
    مطالعات نشان داده است که موسیقی درمانی می‌تواند باعث ارتقای سلامتی، مدیریت استرس، تخفیف درد، تقویت حافظه و بهبود ارتباطات گردد. هدف موسیقی درمانی کمک به مردم در زمینه برقراری ارتباط با دیگران، بیان احساسات و پرداختن به موضوعاتی است که به تنهایی با کلمات قابل بیان نیستند.

    موسیقی درمانی چگونه عمل می‌کند؟
    موسیقی درمانی حرفه‌ای نیازمند کمک یک روان درمانگر خبره است که به ارزیابی نقاط قوت و نیازهای خاص هر مراجعه کننده بپردازد. نتیجه این ارزیابی مشخص می‌کند که چه نوع درمانی برای فرد مناسب‌تر است.
    جلسات موسیقی درمانی ممکن است در برگیرنده هر یک از فعالیت‌های زیر باشد: ساختن موسیقی، گوش‌دادن به موسیقی، آوازخوانی، انجام حرکات بدنی با موسیقی و بحث.

    موسیقی در زندگی روزمره
    با وجودی که همه افراد به موسیقی درمانی نمی‌پردازند امّا هر کس می‌تواند هر از گاهی با گوش سپردن طولانی به موسیقی مورد علاقه‌اش در شرایط آزاد و رها، از مزایای موسیقی بهره‌مند شود.
    بدون تردید موسیقی دارای این توانایی ذاتی است که با صدا، ملودی، ریتم و شعر به درون انسان‌ها نفوذ کند. موسیقی می‌تواند روح فرد را لمس کند، درد را تسکین دهد، باعث راحتی و آرامش شود و استرس را کاهش دهد.
    موسیقی می‌تواند به طور همزمان باعث انگیزش ذهن، بدن و روح گردد. گاهی اوقات بهترین دارو برای فرد می‌تواند گوش سپردن به موسیقی دلخواهش باشد.



    نوشته شده توسط مژده زوار (168 بازدید) (0 نظر)



    فرق سبک های موسیقی

    1389/11/4 ساعت 0:57

    خيلي ساده بيان ميكنم كه هر سبكي داراي قوانين و مقررات و يا فواصل مختص به خودشه و حتي در بعضي سبكها ادوات موسيقي هم فرق دارن.
    مثلا شما در راك استاندارد پركاشن و يا تومبا رو نمي بينيد اما در سبك راك كوبايي كه تلفيقي از راك و موسيقي كوبا هستش حرف اول رو ميزنه .
    هر سبكي بسته به نوع محيط و نياز اجتماع زمان خودش درست شده.
    مثلا موسيقي رپ موسيقي اعتراضي هستش كه براي جنگ هاي آپارتايد و مسائل اجتماعي اون زمان بوجود اومد. بگذريم كه به بيراهه هم رفته. و همچنين سبكهاي ديگه.
    درسته كه نوازنده و سازنده بايد حس خودش رو پياده كنه اما هر سبك هم براي خودش قانون و روالي داره.
    اگه بخوايم يه نوآوري از يه نوازنده رو در يه سبك مشخص رو بررسي كنيم به فيوژن ميرسيم كه كاملا تلفيقي هستش

    هر سبکی یه قاعده و قانون خاص خودش رو داره ، اینکه موسیقی به چند دسته تقسیم شده به علت تفاوت در سلیقه ها ، ایده و نوع فرهنگ مردم مناطق مختلف بوده ، تمام این موارد دست بدست هم دادن تا موسیقی به چند سبک و شاخه تبدیل بشه و همینطور با گذشت زمان و پیدایش وسائل نو در صنعت صوت و صدا و موسیقی سبکهای جدیدی هم بوجود اومدن...حالا همونطور که مشخصه تفاوت سبک های موسیقی در چند مورد هست و البته نکته ی جالب اینه که خیلی از سبک ها هم بهم شباهتهای نزدیکی دارن و فقط در خیلی موارد جزیی با هم تفاوتهایی دارن که اگر گوش و علم خوبی نداشته باشی ممکنه این دوسبک رو باهم اشتباه بگیری.اما درکل تفاوت بین دونوع موسیقی در موارد زیر هست :
    1.موضوع موسیقی و شعر ، اولین تفاوت در شعر آهنگ هست و به نظر من و با استناد بر خیلی از کتب سبک شناسی اولین دلیل تفاوت در سبک های موسیقی در شعر کار هست ، بعنوان مثال اشعار ساده و اعتراض آمیزی که به بیانی آمیخته با خشونت همراه اند مناسب برای سبک راک هستند و در اصل چون شعر خشونت داره باعث میشه که از سازهای هارد و بیس های بالا و زننده استفاده کنیم.
    2. نوع ملودی ، فرضاً شما هیچگاه یک شعر اعتراضی راک رو روی یک ملودی ساده و لایت اجرا نمیکنید و نوع شعر ملودی رو مشخص میکنه و یا برعکس ، گاهی اوقات دوستان عزیز و حرفه ای اول ملودی رو مینویسن و بعد شعر رو میگن که فرقی هم نداره و درکل باید اول شعر و ملودی ساخته بشه و بعد تنظیم کنیم !!!!!!!!!!! که نکته ی مهم اینجاست که شعر و ملودی رابطه ای مستقیم دارن و باید مناسب همدیگه انتخاب بشن و نمیشه که مثلاً تکست رپ رو با یک ملودی پاپ اجرا کرد !
    3. نوع تنظیم - نوع تنظیم که سومین مرحله هست بسته به نوع شعر و ملودی انجام میگیره ، مثلاً اشعار راک بدلیل سنگین بودنشون باید یک موسیقی سنگین داشته باشن و اینجاست که به عمق ماجرای شعر پی میبریم و اینکه شعر کار روی تمام نقاط کار موثره ، یعنی شعره که سبک کار رو تعیین میکنه و بعد هم بسته به نوع ملودی کار رو سازبندی میکنیم.یعنی شعر میگه که آقا سبک راک و ملودی میگه این شعر راک با این ملودی که ما داریم میشه آهنگ سافت راک و حالا میتونین برطبق مشخصه هایی که سافت راک داره کار رو تنظیم کنیم.به شرطی که شعر و ملودی دقیق و مناسب هم باشن.
    4. نوع ساز بندی و ارکستراسیون در تنظیم - همونطور که گفتم چند سبک موسیقی ممکنه شبیه هم باشن اما در اصل تفاوتهایی هم دارن و این امر در سازبندی کارها هم مشخصه ، فرضاً در چند سبک راک میبینیم که نوع سازها تقریباً شبیه به هم و یا نزدیک به هم هستن اما تفاوتهایی در شعر و ملودی دارن ، مثلاً تفاوت هارد راک و سافت راک در شعر و ملودیه و سازها تقریباً یکی هستن و شدت استفاده از گیتار بیس در هارد راک بیشتره.و حتی موسیقی سافت راک گاهی شباهت زیادی به پاپ داره.
    5.موسیقی محلی و سنتی ملل---در موسیقی های محلی ملل مختلف هم نکاتی هست و فرضاً شما میبینید که در همین موسیقی سنتی ما همونطور که از اسمش پیداست سینتی سایزر جایی نداره این نوع موسیقی حتی توی شعر هم نکاتی داره و ملودی ها و تنظیم همه و همه باید علمی باشه و بدون دانش نمیشه کاری کرد و فضای خاص خودش رو داره در صورتی که در پاپ میشه حسی هم کار کرد.
    6.ظهور سبک های جدید با پیدایش تجهیزات جدید.
    7.سلایق مردم و ملل مختلف.
    8.تلفیق موسیقی ها و خلاقیت
    و....
    همه و همه باعث شده که ما به یه موزیک بگیم پاپ و به موزیک بگیم رپ و تفاوت این موسیقی ها و علت بوجود اومدن این شاخه ها به دلایل بالا بود - هرچند گاهی اوقات از بحث خارج شدم اما درکل سوال شما یکی از مبانی موسیقی هست به اسم " سبک شناسی " ، که شما تو اون علم یاد میگیرید:
    هر سبک چه شعری داره
    چه نوع ملودی هایی رو شمل میشه
    تنظیم و ساز بندیش به چه صورته
    ریتمهای مناسب اون سبک
    علت بوجود اومدن سبک ها
    محل بوجود اومدن سبک ها
    و....
    در کل اطلاعات هر سبک رو در سبک شناسی میخونید همونطور که در ارکستراسیون و ساز شناسی اطلاعات صدایی و بازه ی صوتی هر ساز رو یاد میگیرید.

    منبع:www.persian-singers.com



    نوشته شده توسط مژده زوار (977 بازدید) (0 نظر)



    لیست سبک های موسیقی(1)

    1389/11/4 ساعت 0:43

    اپرا

    اپرا کمیک

    اراتوریو

    اسپید متال

    اسید تکنو

    اسید جاز - آمیزه‌ای از جاز با سول، هیپ‌هاپ و فانک

    اسید راک

    اسید هاوس

    الکترو

    الکتروپاپ

    الکترونیک

    الکترونیکا

    باسانوا

    بلک متال

    بلوز - موسیقی آفریقایی-آمریکایی

    بلوز راک

    بلوگراس - موسیقی کانتری آمریکایی آمیخته با اسکاتلندی و ایرلندی

    بوگی وگی

    بولرو - رقص و موسیقی اسپانیایی و کوبایی

    بیس

    پاپ

    پاپ پانک

    پانک

    پانک راک

    پاور متال

    پراگرسیو الکترونیک

    پراگرسیو بلوگراس

    پراگرسیو ترنس

    پراگرسیو راک

    پراگرسیو متال

    پراگرسیو هاوس

    پولکا

    پیانو بلوز

    پیانو راک

    ترش متال

    ترنس

    تکنو

    توربوفولک

    جاز

    جاز بلوز

    جاز رپ

    جاز-فانک

    جاز فیوژن

    دنس - هر نوع موسیقی قابل رقص

    دنس‌هال

    دث راک

    دث متال

    دیسکو

    راک

    راک اند رول

    راگه راک

    رایم

    رپ

    رکوکو

    رگا

    رگ‌تایم

    رومبا

    ریتم

    ریکی تیک

    ریو

    سافت راک

    سالسا

    سالتارلو

    سامبا

    سایکدلیک ترنس

    سکا

    سلتیک

    سلتیک راک

    سلتیک رگا

    سلتیک فیوژن - آمیزه‌ای از راک و جاز

    سلتیک متال

    سمفونی

    سمفونیک بلک متال

    سمفونیک متال

    سول

    سول بلوز

    سول جاز

    عصر جدید

    فادو

    فانک

    فانک متال

    فولک

    فولک پاپ

    فولک پانک

    فولک راک

    فولک متال

    کابوکی

    کالیپسو

    کانتری

    کانتری بلوز

    کانتری راک

    کلاسیک

    کوادریل

    گاسپل

    گاوات

    گوتیک راک

    لاتین

    لاتین جاز

    لایت

    ماریاچی

    ماریمبا

    مازورکا

    مامبو

    متال

    مرنگا

    موج نو هوی متال انگلیسی

    مزراحی

    موج جدید

    موزک

    موسیقی عامه‌پسند

    موسیقی متن (ساندترک)

    مینوات

    نئو-کلاسیکال متال

    وکال

    هارد راک

    هاوس

    هوی متال

    هیپ‌هاپ

    یوروپاپ

    یوروترنس

    یورودنس

     



    نوشته شده توسط مژده زوار (185 بازدید) (0 نظر)



    چه نیازی به موسیقی داریم؟

    1389/11/4 ساعت 0:15

    موسیقی اکسیژن روان است و با تنفس آن روان آدمی تازه و شاداب و پر طراوت می شود و به سوی تعادل و تکامل پیش می رود. همان طور که جسم ما به تغذیه نیاز دارد تا به زیستن ادامه دهد و انرژی لازم برای تداوم بقا را کسب کند، روان ما نیز برای ادامه زیستن به تغذیه نیاز دارد، و هنر یکی از مناسب ترین، مغذی ترین، سالم ترین و انرژی زا ترین غذاهای روان آدمی است. و در میان هنرها شاید همگانی ترین هنر که هر کس به روش خاص و متناسب با ذوق و سلیقه خود از آن استفاده می کند، موسیقی است. به تعبیری می توان گفت که موسیقی نان و شراب روان است، و سرچشمه آبی گوارا ست برای فرو نشاندن عطش های روانی انسان. اما برای من همان طور که گفتم موسیقی ضروری تر از این هاست و در حکم هوای سرشار از اکسیژن است که بدون آن زندگی برایم متصور نیست.  برای من آن موسیقی ارجمند و گرانقدر است و به آن عشق می ورزم که حامل پیامی فکری یا حسی و عاطفی باشد و اندیشه ای یا ایده ای یا حسی و عاطفه ای انسانی را بیان کند یا به توصیف چیزی زیبا و والا بپردازد، با این برداشت بر این باورم که موسیقی کلاسیک مهم ترین عرصه بیان اندیشه ها و ایده ها و اصلی ترین حوزه تجلی عاطفه های عمیق انسانی و توصیف طبیعت و زیبایی های جهان بیرون و درون انسان است و به این دلیل است که من به این موسیقی و آثار متفکران بزرگ آن- مانند بتهوون، چایکوفسکی، سیبلیوس، وردی، دورژاک و شوستاکویچ- عشق می ورزم و روانم نغمه های جاودانه آن را چون اکسیژن تنفس می کند.

    قدرت شگفت انگیز موسیقی کلاسیک در بیان اندیشه ها و عاطفه ها و توصیف جهان درون و بیرون از کجا سرچشمه می گیرد؟ این قدرت و قابلیت را باید محصول تکامل پانصد ساله این موسیقی - از اوایل سده شانزده میلادی تا امروز- دانست. در این دوره طولانی، موسیقی کلاسیک خالق هزاران سنت و دستاورد به شکل تکنیک ها و متدهای علمی و راه و روش های اصولی شده و میراث گرانقدری از خود به جا گذاشته است و سبک های گوناگون و رنگارنگ بسیار به وجود آورده است. و تمام این سنت ها، سبک ها و میراث گرانقدر این موسیقی ابزارهای بسیار قوی و توانمندی به آن بخشیده است که آن را توانا به بیان ژرف ترین و پیچیده ترین عاطفه ها و اندیشه ها- از جمله اندیشه های فلسفی و عرفانی و اجتماعی، و عاطفه ها و هیجان هایی چون عشق و نفرت، شادی و اندوه، ترس و بی باکی و مانند این ها- ساخته است.



    نوشته شده توسط مژده زوار (195 بازدید) (0 نظر)



    موسیقی چیست؟

    1389/11/4 ساعت 0:10

    شاید هر گاه که از موسیقی می پرسیم تعاریف متفاوتی از آن دریافت کنیم که همه به نوعی درست و قابل تامل می باشند .

    - بعضی موسیقی را تراوش احساسات و اندیشه های آدمی و مبین حالات درونی وی می دانند

    - یا از آن به عنوان هنر بیان احساسات بوسیله اصوات یاد شده است

    اما موسیقی و تعریف آن فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است . به بیانی موسیقی جبران ناکامی های زبان است و شیوه ای برای بیان احساسات نا ملموس و مامنی است برای روح و آنجا که کلامی قادر به بیان احساس نیست ، موسیقی است که بار مسؤلیت احساسات و نا گفته های درونی روح آدمی را به دوش می کشد شنیدن یک آهنگ آرام بخش و جذاب می تواند به خستگی روزانه ما پایان دهد .

    واژه موسیقی که در عربی قی تلفظ می شود ریشه یونانی دارد .

    کلمه موزیک از یونان آمده و در زمان قدیم تمام هنرها را موزیک می نامیدند و برای هر چیز رب النوعی داشتند و آن را (( موز )) می گفتند .

    - آپولو apollo خدای شعر و موزیک و رهبر 9 الهه با اسامی زیر بود

    1- اویتریپ euterp 2- پولی هیمنیا polyhymnia3- اراتو eruato4- تالیا thalia 5- ترب سیخوره terosichore 6- ملپومنه melpomene 7- کالییوپ kaliope 8- کلییو klio9- اورانیا -- urania، اما از دو هزار سال پیش کلمه موز پایه ی موزیک قرار گرفت و آنرا فقط به هنر موسیقی ( موزیک ) منحصر نموده اند .

    در دوره ی اسلامی از زمان خلیفه عباسی توجه به آثار یونانی آغاز شد و سپس در همین دوران بود که واژه موسیقی راه یافته به تدریج جایگزین غنای عربی شد .

    - بر اساس مدارک موجود واژه موسیقی و هم خانواده های آن در مفاتیح العلوم خوارزمی و رساله موسیقی اخوان الصفا دیده می شود که هر دو متعلق به سده چهارم هجری (( دهم میلادی )) است .

    خوارزمی در تعریف موسیقی می گوید : موسیقی به معنی پیوند آهنگهاست ....

    اما شاید در تعریفی ساده موسیقی را بتوان صداهای خوشایندی دانست که انسان از شنیدن آن احساس لذت می کند .

    با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر مردم ، معلوم شد صداهای خوشایند ، صداهایی هستند که از نظمی خاص پیروی می کنند و بین آنها نسبت های معینی وجود دارد .

    به همین خاطر عدد در موسیقی دارای اهمیت بسیاری است . تا جایی که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است .

    پیروان او اجسام را هر یک عددی می دانستند و معتقد بودند که چون کرات آسمانی و افلاک از یکدیگر فاصله های معینی دارند از نسبت آنها نغمه ها ساخته می شود و آوازها در اصل ناشی از حرکت افلاک هستند .

    ابوعلی سینا می گوید : موسیقی علمی است ریاضی که در آن چگونگی نغمه ها ، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگی زمان های بین نغمه ها بحث می شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تالیف کرد .

    ابونصر فارابی در احصاءالعلوم موسیقی را علم شناسایی الحان می داند که شامل دو علم است یکی علم موسیقی عملی و دیگری علم موسیقی نظری . امروزه نیز این تقسیم بندی در موسیقی وجود دارد .

    افلاطون موسیقی را یک ناموس اخلاقی می داند که روح به جهانیان و بال به تفکر و جهش به تصور و ربایش به غم و شادی و حیات به همه می بخشد .

    موسیقی مرزها را در می نوردد و زبانی می شود که تمامی ملل می توانند به آن سخن بگویند . اما باید به این نکته توجه داشت که درک و احساس از یک قطعه موسیقیایی بستگی دارد به عواملی همانند ، فرهنگ و محیط و جامعه ای که شنونده در آن رشد کرده و نوع اعتقادات و طرز تفکری که با آن عجین شده و سیاقی است که از آن تاثیر پذیرفته .

    مرحوم خالقی در کتاب نظمی به موسیقی می نویسد : موسیقی صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به طوری که خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد .

    - شوپنهاور در تعریف خود می گوید : همه هنرها می خواهند به موسیقی ختم شوند .

    بتهون در تعریف زیبای خود می گوید : موسیقی مظهری است عالیتر از هر علم و فلسفه ای .

    اما موسیقی هر چه هست سر چشمه ایی از درون انسان دارد و مخلوقی است که از روح آدمی جان گرفته و به روح آدمی جان می دهد .

    باید به این نکته نیز اشاره داشت موسیقی علاوه بر اینکه غذای روح است ، درمانی برای جسم نیز محسوب می شود . موسیقی به روح ما تعلق دارد و روح ما متعلق به همان جایی است که موسیقی ما به آن تعلق دارد .

    موسیقی سنتی ایران ، شامل قطعاتی است که در مجموع به عنوان ردیف موسیقی ایرانی از آن یاد می شود. امتیاز موسیقی ایرانی در امکانات وسیع مقامی و ملودی های غنی آن است .

    این موسیقی هنری است بسیار ظریف و عمیق با پیشینه ای غنی و تاریخی .

    که نمونه آن را در طاق بستان در تصویری که خسرو پرویز در حال گوش دادن به نوای چنگ و عود است مشاهده می کنیم . باید به این نکته اشاره کرد که در سال گذشته هفت دستگاه موسیقی ایرانی به ثبت جهانی رسید و این مایه مباهات هنر و فرهنگ و هنرمندان این مرز و بوم است .

    اما این هنر اصیل و نیاز بی گفتگوی روح آدمی در هیاهوی روزگار ما و عدم حمایت های مسولانه بی نشان شده است و چه بسا رو به انحطاط نهد .

    باشد که به آن ارج نهند و نهیم .

    صدا : پدیده ای که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک میکند و در نتیجه ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آّب به صورت موج انتشار میابد و به گوش ما میرسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژیک درک می کنیم.
    موسیقی : تاکنون تعاریف گوناگونی در مورد این هنردر کتابها ومحافل مختلف موسیقی بیان شده است.که این تعاریف تاکنون بیشتر مورد قبول واقع شده:
    1-هنربیان احساسات به وسیله ی صداها را موسیقی میگویند.
    2-موسیقی هنر ترکیب اصوات و صداهاست بطوریکه خوشایند باشد.پس پایه واساس موسیقی,صوت یا صداهست که بدون آن موسیقی به وجود نمی آید.
    کلمه ی موزیک از زبان یونان آمده است.در زبان قدیم تمام هنرها را موزیک مینامیدند و برای هر چیز رب النوعی یعنی خدایی داشتند که آنها را "موز" می گفتند.
    آپولو"
    Apollo
    " خدای شعر و موزیک و رهبر 9 الهه با اسامی زیر بود:

    1-اویتریپ
    Euterp
    2-پولی هیمنیا
    polyhymnia
    3-اراتو
    Erato
    4-ترپ سیخوره
    Terosichore
    5-تالیا
    Thalia
    6-ملپومنه
    Melpomene
    7-کالییوپ
    Kaliope
    8-کلییو
    Klio
    9-اورانیا
    Urania

    و اما از دو هزار سال پیش تا کنون،کلمه (موز) پایه ی (موزیک) قرار گرفته و آن را فقط به هنر موسیقی (موزیک) منحصر نموده ا ند.با اینکه موسیقی همزمان پیدایش بشر وجود داشته است ولی از این تاریخ،فورم و معني و ثابتي به خود گرفته است.
    موسیقی دارای دو شکل میباشد یعنی دردو حال قابل بررسی و تحلیل می باشد.
    اول-موسیقی عملی:مانند سازنواختن آواز خواندن، آهنگ ساختن.
    دوم-موسیقی علمی(تئوری) و عملی همیشه لازم وملزوم یکدیگرمی باشند زیرا وظایف موسیقی تئوری تنها این نیست که آن چیزهایی را جستجو نماید که موسیقی عملی آنرا روشن و پایه گذاری نموده بلکه،بایستی کوشش کند تا آسانترین قانون طبیعی را که گوش انسانها را به موسیقی آشنا می نماید پیدا کند.

    موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا وسکوت.
    واژه موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه
    Mousika و مشتق از کلمه Muse
    می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد.
    موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می‌شود.
    پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده‌اند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود. ارسطو موسیقی را یکی از شاخه‌های ریاضی می‌دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته‌اند، همانند ابن سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده‌است ولی از آنجا که همه ویژگی‌های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق و قریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می‌دانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گسترده‌است که دارای بخش‌های گوناگون و تخصصی می‌باشد.

     



    نوشته شده توسط مژده زوار (211 بازدید) (0 نظر)



    پیدایش موسیقی

    1389/11/3 ساعت 23:53
    پس از سپری شدن هزاران یا حتی میلیون‌ها سال آنطور که انجیل می‌گوید :« هنوز بر از بحر جدا نگشته بود »اما با این وجود در آن عهد نیز که هنوز جنبنده‌ای روی زمین نمی‌زیست جهان ماوای خاموشان نبود. امواج کوه پیکر با صخره‌های عظیم برخورد می‌کرد .باد در شاخسارها می‌پیچید و از تماس آب ا سنگها و سنگریزه‌ها آوای دلنشینی بر می‌خاست .بعدها جانوران در روی زمین پدیدار شدند و با اصوات به سخن گفتن با یکدیگر آغاز کردند و پرندگان به هنگام دمیدن صبح صادق به نغمه پردازی پرداختند .اما به این اصوات نمی‌توان موسیقی اطلاق کرد . موسیقی فقط وفقط ازآن انسان هاست . زیرا فقط انسان به زیور دانائی آراسته شده‌است به کمک موسیقی است که انسانها هیجانات درونی خود را بیان می‌دارند . :موسیقی چیزی برتر از اصوات و سر وصدا هاست . موسیقی یکی از طریق بیان و اظهار آگاهانه انسان هاست.
    چه سبب شد که انسان موسیقی را اختراع کند ؟ بشر چگونه کشف کرد که بازی اصوات می‌تواند مبین و ترجمات روح و احساسات او باشد ؟ از هزاران سال پیش یعنی تقریبا از زمان پدید آمدن موسیقی تا به حال بشر به تحقیق و تدبیر در این باره مشغول است حتی انسان‌های اولیه نیز می‌کوشیدند برای این سوال پاسخی بیابند . آنان ماهیت سحر آسای موسیقی را جز اینکه بگویند عطیه خداست به طریق دیگری نمی‌توانستند توجیه کنند.


    نوشته شده توسط مژده زوار (240 بازدید) (0 نظر)



    مروری بر سرگذشت موسیقی

    1389/11/3 ساعت 23:43
    «موسيقي هرگز از سير انديشه و تفكر آدمي دور نبوده است و به همين دليل براي دستيابي به روند معقول تكامل آن، چاره‌اي نداريم جز آن كه از ابتدا و از ميان زندگي انسان‌هاي نخستين و سرزمين‌هاي مختلف به دنبال يافتن رخدادها و حوادثي باشيم كه در طول تاريخ، موسيقي ملل را متأثر كرده است.»
    اگر قصد داشته باشيد كه شناخت كل تاريخ موسيقي را فقط با موسيقي غرب و شناخت سونات‌ها و سنفوني‌ها آغاز كنيم، عملاً راه بيهوده‌اي رفته‌ايم چون اين روش كار شناخت موسيقي را غيرممكن مي‌سازد، تنها مطالعه در تاريخ است كه كمك مي‌كند تا قضاوت ما، از هر گونه اشتباه و خطا به دور بماند. در طول زمان، ابزار كار و روش كار گسترش يافت و از همان ابزار كار، به عنوان وسيله موسيقايي استفاده شد. در طول هزاران سال، موسيقي از آن فرهنگ اوليه فاصله گرفت و جايگاهي براي خود كسب كرد.قوانين روزانه براي آن وضع شد و حركات بدن، كه از ريتم كار نشئت مي‌گرفت، به جزء لاينفك موسيقي بدل شد. اين جريان چنان اهميتي به دست آورد كه با تنوع و گوناگوني بسيار تا به امروز، در تمام فرهنگ‌هاي جهان خودنمايي مي‌كند. موسيقي در ابتدا صرفاً شامل اصوات بود، اما همراه ريتم، تركيب مناسب‌تري پيدا كرد. آواز چوپانان در اولويت بود. موسيقي آنان يك صداي كشيده و ساده بود كه به عنوان صوت اصلي در ملودي به كار برده مي‌شد. همچنين در طول ساليان دراز اصوات ديگري در كنار اصوات اوليه قرار گرفت. بررسي و جست‌وجوي محققان غرب، براي يافتن ريشه‌هاي فرهنگي، به جمع‌آوري اسناد و الگوهاي كشورهاي باستان منجر شد و در اين راه، حتي از خبرهاي تصادفي، نامه‌ها و اتفاقات درون دربار گذشتگان هم بهره مي‌برند. اما به دليل فرار بودن موسيقي (يعني اينكه خميرمايه موسيقي صوت است و اصوات پديده‌اي ناپايدار و فرارند و بدون وجود دستگاه‌هايي براي ضبط و حراست از آنان، در فضاي لايتناهي محو مي‌شوند.) از اسناد اوليه مربوط به موسيقي چيز زيادي به دست نيامده است. زماني كه اشكال موسيقي ثبت شدند، ريشه‌يابي آن آسان‌تر شد و كار محققان بيش از پيش به واقعيت نزديك شد. ابتدا اروپائيان متوجه يونان شدند، چون در يونان فلسفه رشد وسيعي داشت و موسيقي جزئي از فلسفه يونان به شمار مي‌آمد و به همين علت شكل منسجم‌تري به خود گرفته بود. حدود هزار سال بعد، چيني‌ها و سپس هندوستان و پس از آن مردم آسياي نزديك (خاورميانه) متوجه موسيقي شدند و تازه صدها سال بعد موسيقي به اروپا رسيد. حدود هزار سال است كه اروپائيان با موسيقي زندگي مي‌كنند و از همان ابتدا سعي در ثبت آن داشتند كه با اختراع نت به اين موفقيت دست يافتند. در اروپاي قرون وسطي قادر به تفكيك ملودي‌ها از يكديگر نبودند و با همان موسيقي وارداتي از شرق، موسيقي خود را شكل مي‌دادند و آنچه را نمي‌دانستند با حدس و گمان پيش مي‌بردند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه مردم آسيا، موسيقي تك صدايي و تزيين شده‌اي به كار مي‌بردند، ملودي‌هاي اوليه بر روي هم تأثير مي‌گذاشتند و نوازندگان هم به طور تركيبي آن را اجرا مي‌كردند. با كشف آثار تاريخي مربوط به موسيقي در مصر، توجه بسياري از محققان به اين سرزمين جلب شد. آلات موسيقي پيدا شده در مصرف مربوط به پيش از عصرهاي مشخص تاريخ است، اين آلات، از جهت ديگر و براي اثبات تاريخ هم مهم به نظر مي‌رسد. بسياري از اين آلات از دل گورستان‌ها به دست آمده و بخشي از كتيبه‌هاي سنگي آن، حتي از نقش سنگي بين‌النهرين هم برجسته‌تر است. از دوران حكومت‌هاي پادشاهي گذشته، آلاتي مانند برهم زدني‌هاي مختلف، راسل‌ها و فلوت‌هاي بلند به دست آمده است. كشف اين سازهاي ابتدايي، از جمله ترمپت‌هاي ابتدايي كه در مراسم مرگ و سوگواري نواخته مي‌شد و در حكاكي‌ها به آن اشاره شده، راهي براي شناخت بيشتر محققان در زمينه تاريخ موسيقي گشود. در قوم يهود، براي نيايش اهميت زيادي داشته است كه پس از مهاجرت بزرگ اين قوم يعني 586 قبل از ميلاد، با عود، همراهي مي‌شد. قديمي‌ترين اطلاعات بدست آمده از فرهنگ موسيقي هند در ارتباط با نماز عشاي رباني است كه به دو هزار سال پيش از ميلاد باز مي‌گردد. اولين شكل موسيقي هند، با عنوان «بهار اتاناتياز استرا» در زمان بسيار زيادي پيش از تاريخ مطرح شد و در فاصله زماني ميان دو سده قبل و سه سده پس از ميلاد مسيح به آن اشاره رفته است. اين مجموعه سپس به موسيقي آفريقا مي‌پردازد و ضمن اشاره به موسيقي قديمي آن كه به چنگ و لاير و سازهاي ديگر كه ادامه سازهاي آسيايي است اختصاص دارد به موسيقي امروزي آن مي‌پردازد كه مشخص‌ترين نمونه آن موسيقي جاز است. مهم‌ترين مشخصه‌ اين موسيقي، جايگاه ريتم در آن است. ريتم در نفس خود سازنده تحرك بدني (رقص) است و تحرك آنان صرفاً بيانگر حالات روحي و رواني دروني است و بدون منظور خاصي انجام مي‌گيرد كه در اين قسمت از كتاب به طور مفصل به جزئيات آن پرداخته مي‌شود. اصوات در قلب چيني‌ها جاي دارد و موسيقي آن‌ها در رابطه با جامعه عرضه مي‌شود. اصوات موسيقي اوليه آن‌ها از اصوات حيوانات نشئت گرفت كه در حقيقت تن موزيكال نيست. آن‌ها تن‌هاي زيادي را در نظر داشتند كه هيچ كدام موزيكال نبود اما آن‌ها را با هم تركيب مي‌كنند و با سازهايي مثل عود به اداي آن مي‌پردازند. ابتدا بايد عود را مورد توجه قرار داد تا اصوات درك شوند، بعد بايد اصوات را بررسي كرد تا موسيقي فهميده شود و سپس بايد موسيقي را تحليل كرد تا به اصل مطالب رسيد. محققان از اسناد پيش از اسلام چيزي به دست نياوردندكه دريابند چه عناصر و يا عواملي در شكل‌دهي موسيقي براي موزيسين‌ها مورد استفاده بوده وچه زمينه‌ فرهنگي داشته كه آن‌ها مورد استفاده قرار دادند. حدس زده مي‌شود كه نقطه شروع از نمادهاي موسيقي محلي بود كه آن‌ها را از ريتم‌ پاي اسب و زنگ شتر در حال حركت مايه گرفته بودند، چنانچه موسيقي سنتي يهود و مصر هم به همين ترتيب فرم گرفت. آنچه به عنوان منشأ و يا سرچشمه به دست آمده و مورد توجه قرار گرفت و در تمام قبايل رشد كرد، با گسترش دائمي به خصوص با حمايت خليفه وقت، جان تازه در كالبد آن دميده شد. اين بحث در ادامه به موسيقي مذهبي مي‌پردازد و آن را تا حدودي با خواندن قرآن با آواز خوش مربوط مي‌داند. غير از آواز مخصوص قرآني، در اين بخش به اذان هم اشاره شده كه بنا به قول نويسنده، مؤذن چند بار در روز از بالاي يك مناره با صوت، مردم را به عبادت دعوت مي‌كند. در قسمتي از بخش دوم به موسيقي ايران پرداخته مي‌شود كه براي روشن شدن وضعيت تاريخي موسيقي ايران، به تاريخ بعد از صفويه اشاره مي‌كند و در ادامه به سنت و فرهنگ موسيقي سنتي پرداخته مي‌شود. از دوره صفويه به بعد و رواج شريعت‌گرايي، تحريم موسيقي‌ و مساوي دانستن ساز و آواز با لهو و لعب به موضوعي جدي بدل شد و طبيعتاً محدوديت‌هاي را براي موسيقي و اهل آن به وجود آورد. و اين تحريم تا دوره قاجار ادامه يافت و در اين دوره اهالي موسيقي، با مشكلات زيادي رو به رو بودند. البته در اين دوران، دربار قاجار مشوق موسيقي بود و نوازندگان و آوازخوانان با حضور در دربار پيوسته به اجراي برنامه مي‌پرداختند. اما در صحنه اجتماعي و خصوصاً نزد عوام كه به شدت تحت تأثير علماي ديني قرار داشتند، موسيقي چندان پايه‌اي نداشت. نويسنده كتاب حاضر درباره سنت و موسيقي سنتي ايران مي‌نويسد: «موسيقي سرزمين‌ ما داراي دو شكل بسيار متفاوتي است: آوازخواني و تصنيف‌خواني موسيقي اصلي آوازخواني بوده است. آوازخواني بدون زمان‌بندي اصوات توليد صوت مي‌كرد و هم‌اكنون نيز چنين شيوه اي را پي مي‌گيرد. به قول نويسنده آن طور كه در كتب قديمي و يا رسالات به آن اشاره شده است، حفظ و نگهداري اين آوازها به طور سنتي انجام مي‌شد و به عبارتي آن را سينه به سينه منتقل مي‌كردند. همچنين در اين بخش به شكل گرفتن موسيقي نوين پرداخته مي‌شود كه متعلق به بعد از دوران مشروطيت است، در بخش ديگري از كتاب حاضر نويسنده از قول هرودوت مي‌نويسد: ايرانيان موسيقي خاصي براي تشريفات مذهبي داشتند كه سرودهايي از كتاب اوستا بود. كورش هنگام حمله به آشور، از ساز و موسيقي استفاده مي‌كرد. بخشي از كتاب «يسنا» موسوم به «گات‌ها» در اواسط كتاب «يسنا» قرار دارد و در آن هفده سروده مذهبي آورده شده است. او در ادامه مي‌نويسد: موسيقي ايران و هندوستان مشترك بودند و بهرام گور چهارصد نوازنده و خواننده را از هند به ايران آورد. در حكومت خسروپرويز، «باربد» از موسيقي‌دانان دربار بود كه سيصد و شصت لحن را براي روزهاي سال آهنگ‌سازي كرد و در شاهنامه فردوسي و در خسرو و شيرين نظامي به آن اشاره شده است. نگارنده در ادامه نيز به تعداد ديگري از شاعران و موسيقي‌دانان اشاره مي‌كند نظير رودكي كه شاعر و موسيقي‌دان سامانيان بود و يا فرخي كه شاعر دربار غزنويان بودكه نوازندگي نيز مي‌كرد. اساس موسيقي غرب موضوعي است كه در بخش سوم به آن پرداخته مي‌شود و در اين رابطه فرهنگ موسيقي‌ يونان و روم بررسي مي‌شود. اساس موسيقي يونان- روم، از فرهنگ پيشرفته آسيا تأثير گرفته است و در يونان قديم با دقت و توجه و تحليل به رشد و خلاقيت و در نهايت به تئوري رسيده كه اساس كار قرار مي‌گيرد. يوناني‌ها اولين مردمي بودند كه اساس تئوري موسيقي را پايه‌ گذاشتند كه در اروپا به عنوان علم موسيقي مورد توجه قرار گرفت و اروپائيان با شناختن ماهيت اصوات و با مدد از قوانين اعداد، ملودي‌هاي خود را نظم دادند و با ابداع سيستم‌ هارموني، هنر موسيقي دوهزار ساله خود را شكل دادند. به اين ترتيب غرب يك نظم درست و دقيق نت‌نويسي را به كاربرد كه با استفاده از آن نسل‌هاي آينده تمام يادداشت‌هاي داراي علامت سؤال را تصحيح كرده و جواب درست آن را به دست آوردند. آنچه در يونان به شكل تئوري فرم گرفت و عرضه شد، به واسطه تمدن‌هاي روم، بيزانس و جهان اسلام، به صورت يك سنت مثبت اروپايي درآمد و در منطقه انواع لغات تخصصي با تغيير فرم متداول گشت كه تا به امروز ادامه دارد: تن، ريتموز، ملوس، هارمونيا، كروماتيك، ان‌ هارمونيك، كر، اركسترا... و به خصوص خود لغت موزيك. نگارنده درباره تئوري موسيقي يونان مي‌نويسد: موسيقي‌ يونان بر اساس ملودي (خط افقي) شكل گرفته كه عناصر چند صداي مختلف را در درون خود دارد مثل يك صداي ثابت كه دنبال خط ملودي به صدا درمي‌آيد و داراي دو صداي موسيقي مي‌شود و براي تزيين صداي اصلي بكار مي‌رود. اما اساس آن يك صدايي است. ريتم و ملودي با ظرافتي خاص شكل مي‌گيرد به اين شكل كه با اختلاف كوچكي از زير و بمي اصوات قرار مي‌گيرد. در اصل جريان تئوري با محاسبات فواصل است كه در شكل‌گيري گام‌ها توسط فيثاغورث انجام، و در مدرسه آريستو، به كار گرفته شد. پرچم‌دار موسيقي كليسايي در حقيقت، گرگوريان و آوازهاي اوست. ارگ تنها سازي بوده كه مورد تأييد كليسا بوده و ريشه در بيزانس داشته است و اين كه بعد از شكل‌گيري موسيقي لغاتي در آن به كار مي‌رفته است كه معاني اين لغات در اين قسمت به تفصيل بررسي شده است. نظير «ترپوس» كه به اين معني است كه ملودي يك بار در مفهوم گام‌هاي كليسايي مثل تنوس- مدوس ظاهر مي‌شود، بار ديگر سروي ديگر در ارتباط با همان متن، به تروپوس اضافه و يا وصل مي‌شود كه شامل آداب نماز است. و همينطور «تنوس» به معني تن كامل و به معني فاصله دوم بزرگ مثل (d0-re) است. اما لغت ديگري كه در اين ارتباط به كار رفته است، «تنوس برگرينوس» به معني تن غريبه است و اين لغت براي تغيير در هشت گام كليسا به كار برده شد. در حقيقت به معني گام است و شامل گام‌هاي يوناني و گام‌هاي كليسايي است. كاربرد موسيقي در اوج قرون وسطي تا شروع رنسانس همچنين ساز‌هاي اشراف قرون وسطي (زمان شواليه‌ها):از سازهاي اين دوره ساز سيمي كردوفون، به عنوان يك ساز الگو و پيشرو شناخته شد. از سازهاي ديگر مي‌توان از «رت» فيدل نام برد. «در آرس نوا، شرايط نت‌ها پيچيده‌تر مي‌شود، طوري كه ارزش بخش‌ها در نظر مي‌آيد. حدود سال 145، كشش‌هاي سياه و سفيد نت‌نويسي شد، اما مسئله مهم شروع ميزان و ارزش نت در ارتباط هم بود كه هنوز چندان روشن نبود. خطوط تقسيم‌بندي منظم نت‌ها با نام ميزان (بدون مفهوم ريتم) در قرن 15 مطرح شد و در اواسط قرن 17 به عنوان تقسيم‌بندي نت در ميزان متداول گشت. وارياسيون صداي «تنورناله آ» نام گرفت و از اين وارياسيون در ميزان‌هاي فشرده براي رنگ‌آميزي استفاده شد و تكرار آن را، تكرار مساوي ناميدند. زماني كه دو صداي بالايي در موتت آرام آرام شد، موتت سه‌گانه به تحرك رسيد و با اين تغيير بر آن نام «ايزو ريتم» نهادند و به ايزو ريتميك موتت معروف شد يكي از مهم‌ترين آهنگ سازان «آرس نوا»، «گيوم دماشو» بود. شكل‌گيري موسيقي جديد در ايتاليا (رنسان) اختصاص دارد. در مقدمه اين بحث به اين مطلب اشاره شده است كه آرس نوا، در فرانسه زمينه‌ساز يك حركت جديد در موسيقي شد كه به روح موسيقي اروپاي مركزي قرن سيزدهم ميلادي رونقي بخشيد. آرس‌نوا جاي خود را داشت اما شروع موسقي جديد در رنسانس نبايد فراموش شود. با تجديد حيات هنرها و تجديدنظر به همه اشكال مختلف فرهنگي كه در دوران رنسانس به شكل عملي ظاهر شده بود، رنسانس شكل گرفت. اين تجديد حيات، در موسيقي تجربه شده گذشته اتفاق افتاد كه در قرون وسطي به كمك تئوري‌هاي يوناني پا گرفت و بسياري از عناصر سيستم آن‌ها به غرب منتقل شد و با فراز و نشيب در قرون وسطي به رنسانس تبديل شد. حدود سال 1600 آهنگ‌سازان خواستند كه درام يوناني را به شكل جديدي عرضه كنند كه از درون آن اپراي باروك به تكامل رسيد. در ادامه اين بحث مي‌خوانيم: «بعد از جنگ جهاني اول بيشتر بر روي موسيقي باروك تعمق كردند و به اين نتيجه رسيدند كه موسيقي باروك پرمفهوم‌ترين اتفاق بعد از رنسانس بود.» موسيقي در اواخر رنسانس- شروع باروك موضوعي است كه در آخر اين بخش به آن پرداخته مي‌شود. در اين باره آمده، مفهوم هنرف تاريخ ادبيات و گذشته موسيقي، در قرن بيستم توجه مورخان را جلب كرد و براي منسجم كردن فرهنگ اروپا تاريخ مدوني شكل گرفت. گوتيك (از قرن دهم تا رنسانس) باروك- كلاسيك و رمانتيك، تأثيرپذيري جريان‌هاي فرهنگي را از يكديگر سبب شد و در نتيجه فرهنگ و هنر و فلسفه و سياست را در يك قالب بررسي كردند. تا بتوانند نتيجه مطلوبي از گذر تاريخي بدست آوردند. در حقيقت وضعيت روحي و رواني هر دوره از تاريخ ضرورتاً در ظاهر انساني تأثير مي‌گذارد و آن تأثير، در قالب يك فرم خاص بيان مي‌گردد و در شكل فرهنگ آن دوره مطرح مي‌شود. oper آلماني opera ايتاليايي به معني كار عمل- ملودرام، سبك موسيقي مادريگال اجباراً به آواز و در درام موزيكال و همچنين كانتات‌هاي تك‌خوان رسيد. اين رشد و تكامل تاريخي در حقيقت يك انقلاب بود كه در درون رنسانس ريشه داشت. به عبارت ديگر كار و عمل آهنگ‌سازان با نظريه‌هاي شخصي بود و از ايده‌هاي قرون وسطي مايه مي‌گرفت. در مركز اين عمل تجديد حيات تراژدي دوران باستان قرار داشت. در واقع احياي درام موسيقي بود و مهم‌ترين پيش آمد در تاريخ موسيقي اروپا، يعني شكل گرفتن چند صدايي در موسيقي را باعث شد(يعني تركيب اصوات در هارموني). اين جريان نه فقط در قرن 17 شامل اپرا بوده بلكه تا به امروز ارزش والايي در اجتماع به دست آورده و گهواره مهم‌ترين فرم موسيقي مثل سنفوني، اوورتور، آريا، رچيتاتيف و غيره نيز شده است. پيدايش نت مو در ابتدا شكلي و يا نوشته‌اي تحت عنوان نت به كار بردند كه در حقيقت نام آن‌ها از عالم هستي گرفته مي‌شد ستاره‌ها- سيارات و غيره، بعد از اينكه حروف الفبا در چين، بابل و سرزمين يهود شكل گرفت، بعضي از حروف را به عنوان نت به كار بردند. اما نت در يونان به اشكال ارزشمندتري تكامل يافت. آن‌ها شكلي را تحت عنوان نت در دو حالت به كار بردند، نت‌هاي قديمي باري سازها و اشكال جديد براي آواز، اصوات را با الفبا مشخص مي‌كردند. براي نت‌هاي سفيد حروف الفبا در حال عمودي و بقيه تغييرات در حالت افقي بود. «نيومن» زبان به كار گرفته شده در آواز كه حدس زده مي‌شود از آسياي مركزي و خاور نزديك باشد، نت‌نويسي خاصي را شكل داد. علائم ديگر از آكسنت زبان فرانسه و تكيه بر نقطه خاص حروف به طور عام در نظر گرفته شد. براي مثال در لغات علائمي به كار برده شد كه از بالا و پايين آمدن صدا مايه گرفته است و بعدها زمان‌هاي بلند و كوتاه آن مشخص شد. در قرن 16 اجراي رقص‌هاي عمومي در فرانسه و ايتاليا به شكوفايي با ارزشي رسيد اما در آلمان زمان زيادي با رقص ملي سرگرم بودند. در اين زمان كارهايي از «تابولاتور» ارگ و عود با اشكال مختلف موجود است كه از رقص‌هاي جفتي با تغيير ميزان‌هاي ساده به تركيبي با سرعت خبر مي‌دهد، بسياري از اين رقص‌ها، محل و تكيه‌گاه فرهنگي قابل توجه داشت. معني سوئيت يك حالت از فرم موسيقي در قسمت‌هاي مختلف به رقص‌هاي مورد استفاده گذشته اطلاق مي‌شود. براي مثال: پاوانه و يا گاليارد كه گرم و پرجنبش بود، در نيمه اول قرن 16 اين فرم توسط اساتيد عود در ايتاليا ساخته شد. بعضي از رقص‌ها زنجيرگونه به هم وصل شده و گاهي توكاتا و يا قطعه ديگري به آن اضافه مي‌شد. از سال 1600 به بعد آهنگ‌سازان آلمان براي چهار الي شش‌ساز بادي به علاوه سازهاي زهي غالباً در پاوانه، گاليارد، كورانت سوئيت را ساختند كه همه در يك گام با تم مساوي در نظر گرفته شد و «فروبرگر» سوئيت را با اين جملات به پيانو انتقال داد: آلماند- كورانت- ساراباند و ژيك. عصر باروك نه مرزبندي شده و نه شكل متحدي دارد. در مورد موسيقي و شايد هنرهاي ديگر، شروع و جريان فرهنگي خود، كوشش داشته‌اند كه با علائمي اين مشخصه را شكل دهند. بنابراين باروك را به عنوان يك حركت عمومي و برش بر زمان براي هنرها در نظر گرفتند. مفهوم اين لغت عجيب و غريب، غيرعادي، مبالغه و اغراق است. امروزه باروك را به عنوان يك استيل در قرون گذشته نام مي‌برند و شروع آن حدود 1600 است. ين موسيقي با ريشه گرفتن از دوران گذشته كه زمينه منسجم‌تري در رنسانس به دست آورد، بارها تغيير كرد و شكل جديد و جدي‌تري به خود گرفت. به عبارت ديگر موسيقي يك صدايي با تغييرات، تجلي در اپرا كرد كه تفكر مثبت درست عصر رنسانس در اين امر دخالت داشت (نظر به اينكه در رنسانس خواستند درام يونان را مجدداً احيا كنند) كه در اين عصر فوري تبديل به حركت زمان شد با عنوان باروك. شروع تاريخچه آن با كانتوس- فيرموس است كه در دو، سه، چهار صدا به كار برده شده است. در اين شكل تم نبايد در همان ارزش زماني كنترپوان اول برگردد، بلكه براي مثال نت سيد بتواند با نت سياه و يا چنگ همراه شود. حال اگر نت‌هاي همراه حالت‌هاي مختلفي را دربر بگير، contra punctvshoridus نام مي‌گيرد. اضافه شدن خطوط صوتي شامل دو حالت مي‌شود: يكي خطوط در درون خود يك تناسب با مفهوم را مي‌سازد و ديگري نيز، اين است كه خط ديگر صوتي بايد با هارموني مناسبي هماهنگ شود. كنترپوان در موسيقي به عنوان خط افقي، بايد هميشه در ارتباط با خط عمودي مورد توجه قرار گيرد، در ادامه نويسنده ضمن اين پرسش كه اهميت كدام بيشتر است، ملودي يا هارموني، اين مطلب را خاطرنشان مي‌كند كه اين مسئله بستگي به خط ملودي و يا هارموني كنترپوان دارد. عصر كلاسيك موضوعي است كه در بخش يازدهم اين مجموعه به آن پرداخته مي‌شود. در قسمتي از اين بخش از كتاب آمده است: آنچه مي‌توان در مورد موسيقي كلاسيك گفت، اين است كه گذر به راه تكاملي و ميسر ساختن اعتبار هارموني در موسيقي از عناصر موسيقي كلاسيك است. مي‌توان گفت كه هنر يونان به درجه والايي رسيده بود. بنابراين نمي‌توان موسيقي كلاسيك را در عصر كلاسيك، بسيار والا دانست. آهنگ‌سازان اين عصر: براي مثال: «مس پالترينا» را مي‌توان مانند اپراهاي «موتسارت» در نظر آورد، اگر چه هر دو اثر پيشرفته مايه سرزمين غريبه را داشت. سه استاد مطرح تاريخ اين دوره با پشتوانه عصر كلاسيك، آثار خود را عرضه كردند: «هايدن»، «موتسارت»، «بتهوون» محور موسيقي عصر كلاسيك، اين سه آهنگ‌ساز شدند. در واقع عصر كلاسيك را نمي‌شود در يك محدوده مرزي در نظر گرفت، چون تعدادي آهنگ ساز با آثار جديد، كارهايي ارائه دادند كه بيان موزيكال آن‌ها ارزش‌هايي براي ارتقاي شنوايي دانست. اما اين سه آهنگ‌ساز، نماينده كلاسيك زمان شدند. آن‌ها سازنده ستوني براي ساختمان موسيقي شدند كه بدون اين ستون ساختمان آينده در هم مي‌ريزد. چنانچه آهنگ‌سازان رومانتيك در اصل به عنوان آهنگ‌سازان كلاسيك در رومانتيك اعتبار خود را به دست آوردند. در غرب كلمه اركستر عموماً به اركستر سينفوني اطلاق مي‌شود اين اركستر از هشتاد الي نود و گاهي صد نوازنده مختلف شكل مي‌گيرد و به طور معمول شامل چهار گروه است كه اين چهار گروه در ارتباط با هم گوياي يك هدف اجرايي هستند و با زبان موسيقايي واحدي بيان مي‌شوند. در اركستر سينفوني كوشش مي‌شود كه از تمام امكانات صوتي بهره گرفته شود. اين جريان تا قرن بيست شكل خود را حفظ كرده است. «ريشه اين لغت در زبان يوناني است. در ابتدا اين كلمه به جايگاهي براي قرارگيري چند نوازنده اطلاق مي‌شد و اين لغت ريشه‌ يوناني داشت و يك اصطلاح براي موسيقي بود كه جايگاهي براي چند نوازنده را در نظر مي‌گرفتند و اعتبار خود را تحت كاپله به دست آورد. به اين ترتيب در دوران كلاسيك اركستر را به اين شكل نظم دادند: دو فلوت، ابوا، كلارينت، فاگوت، دو تا چهار هورن، دو ترمپت و سازهاي كوبه‌اي، ساز پوزان يا ترمبون كه در اپرا به كار گرفته شد و بعدها در اركستر سينفوني هم از 3 پوزان استفاده كردند. اين شكل اركستر، در دوران كلاسيك نظم يافت و تا اين زمان بهترين شكل‌گيري از اركستر بود و آهنگ‌سازان بعدي هم با اين شكل‌گيري از اركستر، آهنگ‌سازي مي‌كردند. «فيلارمونيك» به معني علاقه‌مندان سيستم هماهنگي، هارموني است. در اين باره مي‌خوانيم: اين كلمه از قرن 19 مورد استفاده قرار گرفت و با ابعاد بسيار زياد گسترش يافت در سال 1802 يك سالن فيلارمونيك در مسكو تأسيس شد ور در سال 1812 در لندن، 1822 در ليسبون و حتي شهرهاي ديگر، فيلارمونيك بر اين اساس شكل گرفت موسيقي دستوري دربار به جامعه راه پيدا كرد و شكل عمومي به خود گرفت. در سال 1842 گروهي از نوازندگان اركستر از درباره جدا شدند و در وين، فيلامونيك وين را تأسيس كردند و پي در پي براي عمومي كنسرت اجرا كردند، در همين سال هم اركستر فيلارمونيك نيويورك ترتيب يك كنسرت را داد. در سال 1882 كنسرت‌هايي در برلين، سپس در لندن- هامبورگ- مونيخ و غيره انجام شد. كه امروزه سالن فيلارموني و اركستر برلين شهرت جهاني يافته است. اركستر سينفوني موضوع بخش چهاردهم است. در اين بخش ضمن معرفي ساز‌هاي زهي- بادي چوبي- بادي برنجي و سازهاي كوبه‌اي طبل بزرگ، به چهار صداي انساني تحت عناوين: سوپرانو- آلتو- تنور- و باس مي‌پردازد. « از زمان پيدايش ويولن، تعليم آن را مي‌توان به چهار دوره تقسيم كرد، مقدمات تعليم ويولن، تدريس سازهاي مختلف تا اواسط قرن هفدهم از گاناسي. گاناسي، ويولن و هم‌آهنگي قسمت‌هاي آن را تشريح كرد. نواختن ويولن در اين زمان به شكوفايي رسيد و انگشت‌گذاري روي بندهاي دسته توضيح داده شد و نگارش ويبراتو (ويبراسيون) به وجود آمد. هنر آرشه كشيدن (نقطه برخورد، حركت چپو راست آرشه) و سيستم‌هاي مختلف متداول شد. موسيقي در اواخر قرن 20 اوايل قرن 21 : سياهان آمريكايي فرياد مي‌زنند تا اتفاق تبعيض نژادي و برده‌داري آمريكايي به دست فراموشي سپرده نشود. آن‌ها با كلام موسيقي و تأثير شگرفت آن به خوبي آشنا هستند، موسيقي جاز همه‌گير شد، پاپ- راك جهاني شد و حال، هيپ- هوپ، زبان جديد اين سياهان است. در ادامه آمده است سرانجام هيپ- هوپ به نقطه عطفي براي جوانان ستمديده ابتداي قرن 21 بدل شد. ذهنيت اوليه هيپ- هوپ ريشه در زمان‌هاي بسيار گذشته دارد. حتي به دوره پارينه سنگي و زمان برنز باز مي‌گردد به عبارت ديگر با زور در مقابل زورگويي اجتماعي ايستاگي كردن است. به نقل از نويسنده: پديده هيپ- هوپ، به عنوان حركتي در مقابل زور و ستم در جهان است و اين حركت خارج از ذهنيت سفيدپوستان بود و سياه‌پوستان با اين انديشه، محتواي موسيقي جديدي را شكل دادند.
    منبع: تاريخ و فرهنگ موسيقي جهان
    تأليف: حسن زندباف


    نوشته شده توسط مژده زوار (173 بازدید) (0 نظر)





    خوراک مطالب   خوراک پیوندهای روزانه   خوراک نظرات POWERED BY TARLOG.COM